مسعودی مروزی » ابیات پراکنده از شاهنامهٔ مسعودی » شمارهٔ ۱
چو سی سالی به گیتی پادشا بود
که فرمانش به هر جایی روا بود
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۵ - نبرد روز نخست رستم و سهراب، خستگی دو پهلوان، یورش بر سپاهها و پیمان جنگ بامداد
اگرچه گوی سرو بالا بود
جوانی کند پیر کانا بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۳۵ - نیایش خسرو پس از پیروزی بر بهرام، نامه به قیصر و پوشیدن جامهٔ چلیپا
چو بر جامهٔ ما چلیپا بود
نشست اندر آیین ترسا بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲ - نامهٔ رستم فرخزاد به برادر: اخترشماریِ شکست در قادسی و پیشگویی زوال ساسانیان
تو با هر که از دودهٔ ما بوَد
اگر پیر اگر مرد برنا بوَد
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۲۲ - دستور انوشیروان به رامبرزین برای سرکوب شورش
نه پروای رای مسیحابود
به فرجام خصمش چلیپا بود
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۳۵ - رفتن ورقه به شام
که خورد عرب شیر و خرما بود
ازین دو عرب ناشکیبا بود
خواجه عبدالله انصاری » مقامات » بخش ۲۱
ای آنکه ماندهای به طمع بر وصال خویش
نشنیده ای که عشق سراسر بلا بود
پروانهٔ ضعیف کند جان و دل نثار
تا پیش شمع یک نفس او را بقا بود
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۸ - آمدن ضحاک به مهمانی اثرط و دیدن گرشاسب را
هنر هرجه در مرد والا بود
به جهرش بر از دور پیدا بود
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۰۲ - دیدن گرشاسب بر همن رومی را و پرسیدن ازو
هر آن کاو نکو رای و دانا بود
نه زیبا بود گر نه گویا بود
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۳ - گفتار اندر ستایش سلطان ابوطالب طغرلبک
ز رخشانی چو خورشید سما بود
خراج شام یک سالش بها بود
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۵ - آگاه شدن ویرو از آمدن موبد بهر جنگ
نه سیل آب و باران هوا بود
که سیل شیر تند و اژدها بود
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۸ - جواب دادن ویس رسول شاه موبد را
عروس ار چند نغز و با وفا بود
عروسی با نهیب و با بلا بود
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۹ - نامه نوشتن موبد نزد شهرو و فریفتن به مال
اگر خرم بد از دلبر سزا بود
که صیدش بهتر از ماه سما بود
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۳۷ - سرزنش کردن موبد ویس را
بیابانی که آرام بلا بود
ز ناخوشی چو کام اژدها بود
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۳۷ - سرزنش کردن موبد ویس را
ازین سو ویس با کام و هوا بود
وزان سو شاه با رنج و بلا بود
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۷۳ - سیر شدن رامین از گل و یاد کردن عهد ویس
چه خوش بود آنکه از عشقم بلا بود
مرا از دوست گوناگون جفا بود
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۰۲ - رفتن موبد به شکار
هزاران گونه بر رویش گوا بود
که اورا صبر و هوش ازتن جدا بود
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۵۸ - جواب دادن پیر برهمن فرامرز را
درختی که فوق ثریا بود
زهر چیز برتر به بالا بود
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۸۴ - پاسخ دادن برهمن و پذیرفتن برهمن کید هندی با جمله هندوستانیان،دین یزدان را از گفته فرامرز پور رستم
ز توران سپه هر که آنجا بود
اگر ناتوان ور توانا بود
