مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا
آن عنایت بود و اهل آن بدی
احمدا ورنه تو بد دل میشدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان
گر مرا خود قوت رفتن بدی
خانهٔ خود رفتمی وین کی شدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۰ - تتمهٔ نصیحت رسول علیه السلام بیمار را
گر دل موسی ز ما راضی بدی
تیه را راه و کران پیدا شدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۰ - تتمهٔ نصیحت رسول علیه السلام بیمار را
بل به جای خوان خود آتش آمدی
اندرین منزل لهب بر ما زدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۱ - وصیت کردن پیغامبر علیه السلام مر آن بیمار را و دعا آموزانیدنش
آتش شهوت که شعله میزدی
سبزهٔ تقوی شد و نور هدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۵ - باز تقریر کردن معاویه با ابلیس مکر او را
صد هزاران را چو من تو ره زدی
حفره کردی در خزینه آمدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۸ - نالیدن معاویه به حضرت حق تعالی از ابلیس و نصرت خواستن
نوحهٔ انا ظلمنا میزدی
نیست دستان و فسونش را حدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۷۷ - قصهٔ منافقان و مسجد ضرار ساختن ایشان
کز برای عز دین احمدی
مسجدی سازیم و بود آن مرتدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۷۷ - قصهٔ منافقان و مسجد ضرار ساختن ایشان
ای دریغا کان سخن از دل بدی
تا مراد آن نفر حاصل شدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۴ - بیان آنک در هر نفسی فتنهٔ مسجد ضرار هست
بس در آن مسجدکنان تسخر زدی
چون نظر کردی تو خود زیشان بدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰۴ - بیان دعویی که عین آن دعوی گواه صدق خویش است
یا نویسد کاتبی بر کاغذی
کاتب و خطخوانم و من امجدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱ - سر آغاز
او به حکم حال خود منکر بدی
زین رسالت معرض و کافر شدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۸ - فریفتن روستایی شهری را و به دعوت خواندن، به لابه و الحاح بسیار
روستایی چون سوی شهر آمدی
خرگه اندر کوی آن شهری زدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۸ - فریفتن روستایی شهری را و به دعوت خواندن، به لابه و الحاح بسیار
باز هر سالی چو لکلک آمدی
تا مقیم قبهٔ شهری شدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۹ - قصهٔ اهل سبا و طاغی کردن نعمت ایشان را و در رسیدن شومی طغیان و کفران در ایشان و بیان فضیلت شکر و وفا
بس غذای سکر و وجد و بیخودی
از در اهل دلان بر جان زدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸ - رسیدن خواجه و قومش به ده و نادیده و ناشناخته آوردن روستایی ایشان را
لاف درویشی زنی و بیخودی
های هوی مستیان ایزدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۰ - جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیهالسلام
گفت عمران این زمان چون آمدی
گفت از شوق و قضای ایزدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل
در کف هر کس اگر شمعی بدی
اختلاف از گفتشان بیرون شدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۶۲ - رنجور شدن اوستاد به وهم
گفت زن خیرست چون زود آمدی
که مبادا ذات نیکت را بدی
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۸۶ - بازگشتن به قصهٔ دقوقی
در سفر معظم مرادش آن بدی
که دمی بر بندهٔ خاصی زدی
