گنجور

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۱

 

نمی شد نو خط دیوان ما، رشک گلستانی

ز بسم الله بر سر گر نمی زد شاخ ریحانی

پریزادی ست این مجموعه کایام طفولیت

ز هر سو در دهان ام الکتابش داده پستانی

بود گیسوی سطرش باعث جمعیت خاطر

[...]

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۲

 

تا نام تو سردفتر معنی ست رقم را

برفرد بیان، سجده ضرور است قلم را

گر وسعت خلقت به نبی ضابطه می داد

از خانه ات اخراج نمی کرد صنم را

شوق تو به گل کاری اشکم چو زند دست

[...]

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۳

 

بیند چگونه غیر تو بیننده خدا

خواهد ترا نمود نماینده خدا

نام جدایی ات ز خدا چون برد کسی؟

نور تو گشت صنع فروزنده خدا

چشم دلی که نوبر بینش نکرده است

[...]

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۴

 

فردوس را نمونه ساغر دهد به ما

آن ساقیی که باده ز کوثر دهد به ما

آزادگان چو سرو به دست تهی خوشند

بهر چه آن بهار کرم،زر دهد به ما؟

ما را ز اهتمام توکل پسند نیست

[...]

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۵

 

در محبت سست بنیادیم چون قصر حباب

از پر کاهی به هر سو می پرد دیوار ما

در عقوبتگاه غفلت، دست و پا گم کرده ایم

می چکد رنگ قبول از چهره انکار ما

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۶

 

دلم در نازکی باج از پر پروانه می گیرد

بشوی از نرگس خود، سرمه آتش نگاهی را

رخ آن گلعذار از بس که شاداب است، می ترسم

که موج تازگی شوید ز ابرویش سیاهی را!

چو آن سرو چمان را برکنار جو گذار افتد

[...]

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۷

 

گر دلم نالان شد از دست بتان، عیبش مکن

کاوش ناحق، به فریاد آورد ناقوس را

همچو شبنم، آب می گردم ز تاب عارضش

تا ز گلبرگ لب او می ربایم بوس را

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۸

 

در بام فلک، ماه چه سان رنگ نبازد؟

کز پنجره زلف شده روی تو پیدا

از جوش لطافت، نتوان یافت چه رنگی

با آنکه شود رنگ گل از بوی تو پیدا

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۹

 

دوران چگونه با تو کند هم پیاله ام؟

بلبل نخورده از قدح گل، شراب را

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۱۰

 

ز گلها، سروها را دورمنشان ای چمن پرور

که دایم شیشه ها را جا بود نزدیک ساغرها

ز مروارید شبنم، تاکهای سبز پیراهن

کنند آرایش دخترچه های خود چو مادرها

چو آن سرو سهی قامت به سیر کوچه باغ آید

[...]

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۱۱

 

بردار فنا، رنگ دگر شد سخن از ما

منصور خورد تاب حسد چون رسن از ما

تن گشته زما، ما ز تن، اما دو سه روزی

نی ما ز تنیم آخر صحبت، نه تن از ما

طغرا به امید که برآییم ز غربت؟

[...]

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۱۲

 

ستاره چشم می پوشد ز غصه

چو بیند بی گره، ابروی ما را

اگر دستی به گل چیدن گشاییم

بگیرد خار و خس بازوی ما را

نمی آید به کف از چشمه وصل

[...]

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۱۳

 

زمین در سایه خم می زند گلبانگ جوش اینجا

سبوی می به زور باده می آید به دوش اینجا

دویی برخاست امشب از در میخانه و مسجد

اگر خواهی می وحدت، بگیر آنجا، بنوش اینجا

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۱۴

 

منت خضر بر سرم نیست، چو شمع انجمن

آب حیات می دهد، آتش سوختن مرا

جوهرچوب دار را ساخته ام طلسم خود

تا نبرد به هر طرف، کشمکش رسن مرا

نازکی شمیم گل، طرح درشتی افکند

[...]

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۱۵

 

زین دودمان ندیدیم خونگرمی شراری

باید در آتش افکند چون لاله دودمان را

از بس که آشیان بود بر عندلیب ما تنگ

بر روی یکدگر چید چون برگ گل، فغان را!

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۱۶

 

چو نیست در سخن خویش فتح باب مرا

هزار حرف به دل مانده چون کتاب مرا

چنین که چرخ، سحرخیز سردمهری شد

عجب که گرم شود تن به آفتاب مرا

به جوی باغ فتادم، ولی ز بی قدری

[...]

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۱۷

 

ز بس آمد به نزدیکم، چو مژگانش نمی بینم

نباشد دور اگر گویم نشد آن نازنین پیدا!

مشو بیهوده بر روی زمین، جویای آسایش

که این گم گشته، چون گنج است در زیرزمین پیدا

قدح کف می گشاید تا رسد دستش به گلبرگی

[...]

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۱۸

 

دست نتوان داشتن یکبارگی از کار عشق

دل چو بردارم ز جان، بر لب گذارم آه را

جسم زار عاشق از آهی به جانان می رسد

بال بس باشد نسیمی در پریدن کاه را

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۱۹

 

ماییم و دیدن گل روی تو ساقیا

دلبستگی به سنبل موی تو ساقیا

از آب حسن، موج به خورشید می زند

جامی که خاک خورده ز کوی تو ساقیا

بی استخاره خرد و بی صلاح هوش

[...]

طغرای مشهدی
 

طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ابیات برگزیده از غزلیات » شمارهٔ ۲۰

 

نه من از میکده بیرون روم، نه زاهد از مسجد

چه زین بهتر، نه او بیند مرا هرگز، نه من او را

طغرای مشهدی
 
 
۱
۲
۳
۳۹