گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۱ - ماه بر سر مهر

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ غزلیات
 

چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی

چه شد که شیوه بیگانگی رها کردی

به قهر رفتن و جور و جفا شعار تو بود

چه شد که بر سر مهر آمدی وفا کردی

منم که جورو جفا دیدم و وفا کردم

توئی که مهر و وفا دیدی و جفا کردی

بیا که با همه نامهربانیت ای ماه

خوش آمدی و گل آوردی و صفا کردی

بیا که چشم تو تا شرم و ناز دارد کس

نپرسد از تو که این ماجرا چرا کردی

منت به یک نگه آهوانه می بخشم

هر آنچه ای ختنی خط من خطا کردی

اگر چه کار جهان بر مراد ما نشود

بیا که کار جهان بر مراد ما کردی

هزار درد فرستادیم به جان لیکن

چو آمدی همه آن دردها دوا کردی

کلید گنج غزلهای شهریار توئی

بیا که پادشه ملک دل گدا کردی

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محسن چاوشی » تک آهنگ های محسن چاوشی » چه شد

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سعید نوشته:

سلام؛
شعر استاد خیلی عالی بود.
از دوستان کسی میدونه که استاد این شعر رو برای چه کسی گفته ؟

👆☹

زین العابدین نوشته:

سعید جان.ابتدا برای معشوق دوستش سرود،لیک به اتفاق یار خود را در رستورانی دید و برای او هم خواند

👆☹

غزلسرا نوشته:

سلام،معنى تام ببت آخر چیست؟

👆☹

پدرام نوشته:

خانم یا آقای غزلسرا:

معنی تام و تمام بیت آخر در این غزل اینست:
ای معشوق من، مجموعه غزلهای من مانند یک گنجینه پر ارزش هستند که تو کلید این گنجینه هستی. اما از زمانی که تو کلید این گنجینه شدی، به همه این گنج دست یافته و آنرا تصاحب کردی. بنابراین مرا که برای خود در غزلسرائی پادشاهی بودم، گدا کردی.

پیشنهاد اصلاحی برای مسئولین محترم سایت:
۱. در مصرع اول بیت سوم واژگان “جورو جفا” را باید اینگونه نوشت: “جور و جفا”.
۲. واژه “فرستادیم” در مصرع اول بیت هشتم را باید اینگونه نوشت تا خواننده در خواندن مصرع دچار مشکل از دست دادن وزن غزل نشود:
“هزار درد فرستادی ام به جان لیکن”

موفق و پیروز باشید

👆☹

امیر نوشته:

اینطوری درسته؟
چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی

چه شد که شیوه‌ی بیگانگی رها کردی

به قهر رفتن و جور و جفا شعار تو بود

چه شد که بر سر مهر آمدی وفا کردی

منم که جور و جفا دیدم و وفا کردم

توئی که مهر و وفا دیدی و جفا کردی

بیا که با همه نامهربانی‌ات ای ماه

خوش آمدی و گل آوردی و صفا کردی

بیا که چشم تو تا شرم و ناز دارد کس

نپرسد از تو که این ماجرا چرا کردی

منّت به یک نگه، آهوانه می بخشم

هر آنچه ای خُتَنی خط من خطا کردی

اگر چه کار جهان بر مراد ما نشود

بیا که کار جهان بر مراد ما کردی

هزار درد فرستادی‌ام به جان لیکن

چو آمدی همه آن دردها دوا کردی

کلید گنج غزل‌های شهریار توئی

بیا که پادشه مُلک دل گدا کردی

👆☹

دردی نوش نوشته:

یه ژانر از ادبیات ما مختص شهریاره. حالتی که معشوق رفته توی زمانی که دیگه کار از کار گذشته برمی‌گرده ولی قدمش هنوز سر چشمه.

👆☹

عرشیا امیدى نوشته:

فک کنم استاد این شعرو براى عشقشون که اومد در اخر سر سروردن حالا گذریم این شعر زیبارو دیشب محسن چاوشى با لحناى دلبرانه و تلفظ غلیظ کلمات با قطعه “چه شد” منتشر کرد گوش کنید و شعرو حفظ کنید

👆☹

حسین نوشته:

درود بر استاد ، ناز نفست آقای چاوشی عزیز

👆☹

ممرضا نوشته:

آهنگ بانوی عمارت که توسط محسن چاووشی برای تیتراژپایانی سریالی با همین نام خوانده شده

👆☹

سیدحسین نوشته:

با سلام. دوستان معنی بیت ششم ،(منت…) رو لطف میکنین بگین.
ممنون

👆☹

زهرا نوشته:

دوستان
من ات به یک نگه…
یعنی من تو را …
نه مِنَت
درستش اینه:مَنَت

👆☹

زهرا نوشته:

یعنی با یک نگاه آهوانه(پر غمزه) که به من ارزانی کنی تمام اشتباهات تو را میبخشم
آهوی منطقه ای به نام ختن معروف بوده بخاطر عطری که در نافه داشته و زیاد در اشعار اورده شده
واج ارایی با ختن و خط و خطا هم که عالی…
روح استاد شاد

👆☹

زهرا نوشته:

در واقع
مَن ات به یک نِگهِ آهوانه می بخشم

👆☹

ما را همه شب نمی برد خواب نوشته:

سید حسین
زهرا بانو کاملا درست توضیح دادند ,
فقط یک نکته در تکمیل حاشیه اشون ,
این آهوی ختن دو تا خط زیر گلوش داره و تا زیر چونه هم میرسه
فقط نمیدونم چرا ختنی خط رو گفته
شاید منظورش گیسوی یار بوده در دو طرف شانه اش
و شاید هم فقط برای تعریف گفته

👆☹

ما را همه شب نمی برد خواب نوشته:

راستی اگه اشتباه نکنم گونه ی نر این آهو دوتا دندون نیش ترسناک داره !

👆☹

#م_سورنا_باغملک نوشته:

بادرود ب روح شهریارِ غزلِ معاصر ایران و صدای زیبای آمحسن چاووشی و نظردوستان و گرامیانِ سایت
این چندبیت سروده ی حقیر تقدیم ب روح استادشهریارو شما بزرگواران
“خائن”
امشب بیاد جانان، جانم بر لب آمد
گویی طبیب خفته سْتْ،کین سان به من تب آمد
تاب از کفم بدزدید،روح از تنم جدا کرد
غارتگریست شب رو،کین گونه در شب آمد
.
.
امشب بیاد خائن، جانم بر لب آمد
ایکاش……
#م_سورنا_باغملک
ازنوشتن تمام شعرمعذورم
وهرگونه کپی برداری پیگرد قانونی دارد

👆☹

#م_سورنا_باغملک نوشته:

این غزل سروده ی حقیر(#م_سورنا_باغملک)، هم تقدیم ب روح بلند استادشهریار و ادمین محترم سایت وخانندگان گرامی

دعای تب

دعا بکن ک بمیرم،ک راحتم بکنی
بدان جهان ک رسیدم شفاعتم بکنی

اگر ب مرگ نکردی،دعای تب بنما
ب بستری ک فتادم،طبابتم بکنی

طبیب ناله و دردی،رفیق نیمه رهی
بیا ک چاره ب دردِ، فراقتم بکنی

ب بسترم ک رسیدی،مخند و طعنه مزن
بکن حلال ک غرقِ،خجــــــــــالتم بکنی

برای آنهمه ظلمی ک ما به هم کردیم
به دادگاه الهی ، شکـــــــــــــــایتم بکنی

همینکه دیدی و محکومِ چوبه یِ دارَم
ببخش!تا چو بزرگـــــــان،برائــــــــــتم بکنی
.
.
.
.
#م_سورِنا_باغملک

👆☹

ما را همه شب نمی برد خواب نوشته:

سورنا جان هم استانی عزیزم
اشعارت زیبا هستن و لطیف , بنده هم قبلا گاهی نوشته های خودم را به اشتراک میگذاشتم یک روز یکی از همین نویسندگانی که سری در سرها داره , و نام آور!
خیلی راحت جمله ی کلیدی یکی از اشعار بنده رو برداشت
و از اون روز با اینکه نوشته هام هم ثبتکتابخانه ی ملی هست هم ثبت ارشاد حقیقتا جرات اشتراک گذاشتن ندارم!
یه تجربه ی کوچولو از خودم بهت بگم , هیچ وقت کلمه ی نازل توی شعر در مورد معشوق به کار نبر ,
بزرگان این مملکت همیشه سر تواضع بر پای معشوق گذاشته اند …

👆☹

Amin saberi نوشته:

استاد بی بدیل عصر معاصر جناب شهریار درد و دل و گله را به معشوق از طریق بازگشت معشوق به عاشق بیان کرده اند و بعد نامهربانی معشوق را نادیده میگیرد که صد البته رسم عاشق واقعی این است.حجب و حیای معشوق هم از طریق شرم بیان شده است.واقعا عالیه

👆☹

احمد بودیانی نوشته:

معنی بیت اخر .یک جمله و شهریار تمام شعرهای خودش رو خلاصه کرد . عشق یارش باعث این اشعار شده . واین زیبایی

👆☹

محمدرضا صافیان نوشته:

درموردشعر هرشاعر این که چه شدکه آن شعر راسرود ودلیل آوردن برای علت سروده آن شعرکاری بیهوده است ما به متن نظر داریم نه به علت پدیدآمدن آن امروزه ساختارگرایی وپساساختارگرایی ایجاب میکند که حتی ما مولف رادرنظرنگیریم که چه کسی است بیش ازهرچیزبرداشت هرمنوتیکی یعنی تاویل وتفسیرمتن مهم است ومرگ مولف اساس برداشت ازمتن به حساب می آیداین غزل به همین صورت که هست زیباوباارزش است درد دل معشوقی جفادیده وبه معشوق بازگشته است وجالب است که معشوق این بازگشت راخواسته است.

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام