عاشق آن باشد که با معشوق دمسازی کند
تا که در راه وفاداران سراندازی کند
تیر باران بلا را جان سپر کن مردوار
کآن که در میدان رود چون گوی سربازی کند
هر که دل بر کشتن و آویختن ننهد چو شمع
در میان مهرورزان کی سرافرازی کند
دم به دم بر خویشتن چون مار میپیچم که باد
کیست تا با حلقه گیسوی او بازی کند
هست امدم آن که نگذارد ز روی لطف دوست
دشمن بدخوی اگر خواهد که غمازی کند
ای (جنید) ار هر دمت صد ره برنجاند بساز
بنده را آن به که با مخدوم دمسازی کند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.