در هر سخن، سخنور صد تاب میخورد
این بوستان ز خون جگر آب میخورد
کج تابی حسود همان میکند دراز
هرچند رشته سخنم تاب میخورد
گول زبان نرم، ز نارستان مخور
ماهی ز طعمه، بازی قلاب می خورد
شاداب خوبی است ز بس عارض خوشش
هرجا که میرسد دل من آب میخورد
چون غنچه ام، ز خانه خرابی شکسته دل
این باغ گویی آب ز سیلاب میخورد
دایم بود مدار بزرگان ز کوچکان
از دجله پشته آب به دولاب میخورد
خون میچکد چو تاک ز مد نگاه من
گویا ز چشمه سار رخت آب میخورد
باشد برای روزی ما گردش فلک
این چرخ بهر رشته ما تاب میخورد
باشد به یاد بستر خاکسترش اگر
واعظ فریب جامه سنجاب میخورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تلاقی احساسات و تجربیات انسانی اشاره میکند. او به زیبایی و سختی زندگی پرداخته و احساسات خود را با تصاویری از طبیعت و زندگی روزمره بیان میکند. در اینجا، سخنگو به زیباییهای زندگی و عشق، همراه با درد و رنج اشاره دارد. همچنین، او از فریبندگی زبان و ظاهر ظاهری آدمها سخن میگوید و تأکید میکند که عمق احساسات و واقعیت زندگی فراتر از ظواهر است. شعر به نوعی پیچیدگیهای زندگی را به تصویر میکشد و یادآوری میکند که همه چیز در جریان است و ما باید با آگاهی به آن پرداخته و با آن مواجه شویم.
هوش مصنوعی: در هر کلامی، گوینده با تلاش و عشق خود را به چالش میکشد و این باغ زیبایی چون گلهایش، از رنجهای عمیق و درد دلها آبیاری میشود.
هوش مصنوعی: حسود به هر نحوی میتواند موانعی ایجاد کند و سخن من هرچند زیبا و دلپذیر باشد، تحت تأثیر این حسادت قرار میگیرد و به هم میریزد.
هوش مصنوعی: به فریبنده بودن کلمات نرم و لطیف اعتماد نکن، زیرا ممکن است مثل طعمهای باشند که به دام میافتند و آسیب میبینند.
هوش مصنوعی: شادی و زیبایی او باعث میشود که وقتی به هر جا میرود، دل من از عشق او شاداب و سرزنده شود.
هوش مصنوعی: من مانند یک غنچه هستم که در دل این باغ نشسته، همانطور که یک رودخانه پرآب از باران سرازیر میشود، احساس میکنم این به خاطر دلتنگی و ویرانی در زندگیام است.
هوش مصنوعی: همواره بزرگان به خاطر کوچکترها در فکر و تدبیر هستند، مانند اینکه آب رود دجله به وسیلهی دستگاههایی در گردش است.
هوش مصنوعی: نگاه من همچون چکههای خون از تاکی میریزد و به نظر میرسد که چشمهساری از چهرهات آب مینوشد.
هوش مصنوعی: امیدوارم که در آینده، چرخ زمان به نفع ما بچرخد و بتوانیم از فرصتها بهرهمند شویم.
هوش مصنوعی: اگر واعظی که به دیگران نصیحت میکند، خود را در دل فریب دهد و به ظاهری نادرست بیفتد، باید همواره به یاد قبر و خاکی که در نهایت به آن برمیگردد، باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شوخی که خون من چو می ناب میخورد
شاخ گلی است کز دل من آب میخورد
هرگه فکند بر گل رخ زلف تابدار
ما را چو شمع رشته جان تاب میخورد
دل با خراش ناوک او خوش بود مرا
[...]
پوشیده یار اگر نه می ناب میخورد
این رنگ لالهگون ز کجا آب میخورد
چون تشنهای که آب خورد در میان خواب
خونم چو آب چشم تو در خواب میخورد
موی میانش از نگه گرم عاشقان
[...]
مژگان من وظیفهٔ خوناب میخورد
غواض نان ز سفرهٔ گرداب میخورد
داغم ز دست لاله که در موسم بهار
دارد شراب در قدح و آب میخورد
بینغمهای شکفته نگردد دل از شراب
[...]
لعلت که باغ خنده ازو آب میخورد
خون هزار گوهر سیراب میخورد
رشک لب تو خون جگر میکند به کام
شیری که طفل غنچه ز مهتاب میخورد
در پیچشم ز موی میانی که چون نگاه
[...]
هر کس که زین محیط دم آب می خورد
تا هست پیچ و تاب چو گرداب می خورد
شب زنده دار منت ساقی نمی کشد
تا صبح می ز ساغر مهتاب می خورد
مستی که ز احتساب نیاید به خویشتن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.