گنجور

 
فیاض لاهیجی

آهم سحر چو از دل رنجور شد بلند

تا جیب آسمان ز زمین نور شد بلند

آسان مگیر نالة زار مرا به گوش

کاین دود دل ز سینه به صد زور شد بلند

در زیر پرده نشتر صد درد می‌خورد

این خون نغمه کز رگ طنبور شد بلند

در مجلس تو ما به چه رو سربرآوریم

خورشید در حوالیت از دور شد بلند

عاشق نظاره در دل هر سنگ می‌‌کند

آن آتشی که از شجر طور شد بلند

نام کسی به کوی فنا گم نمی‌شود

بر دارِ نیستی سر منصور شد بلند

فیّاض انتظار قیامت چه می‌کشی!

اینک ز سینه طنطنة صور شد بلند

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
بابافغانی

ماتم نشست و کوکبه ی سور شد بلند

صد نیزه در حوالی ما نور شد بلند

گلبانک میفروش بدردی کشان رسید

پنداشتی که زمزمه ی صور شد بلند

تا روی بسته بود دم خلق بسته بود

[...]

صائب تبریزی

بعد از فنا ز هستی ما شور شد بلند

از چوب دار رایت منصور شد بلند

نتوان به خاک خون مرا پایمال کرد

شور قیامت زلب گور شد بلند

در دور خط دهان توشیرین کلام شد

[...]

سلیم تهرانی

آمد دی و ز میکده ها شور شد بلند

شب های عیش چون مژه ی حور شد بلند

ساقی گشود تا سر خم را، چو لاله زار

چندین هزار کاسه ی مخمور شد بلند

هر ناخنی که مطرب مجلسی به تار زد

[...]

سیدای نسفی

تا ناله از لب من مخمور شد بلند

از شیشه ها نوای دم صور شد بلند

امشب ز من ترانه مقصود شد بلند

کیفیتم ز باده انگور شد بلند

حزین لاهیجی

نبود عجب که از دل ما شور شد بلند

جایی که دود حوصلهٔ طور شد بلند

شد موج زن ز جلوهٔ او سیل فتنه ای

گرد خرابی از دل معمور شد بلند

هرگز نبود عمر فراق این قدر دراز

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه