چرخ را سنگین سکونی خاک را چابک خرامی
کاش روید تا مگر زاید قیامت را قیامی
چنگ باطل ساعد حق تافت ای بازوی حجت
ز آستین عدل بیرون آر دست انتقامی
شرک و کفر افکند سنگین سایه ی تاریک سیما
ماند بر توحید حشمت بر نبوت احترامی
با چنین خونریز عام از پیشگاه خاص یزدان
جای دارد گر نیاید بوی رحمت بر مشامی
عذب تسنیم رسالت تیره گشت از بار گیتی
خاندان آل احمد یافت نقص از ناتمامی
سخره ای بگذشت رو به هر پلنگ آویز شیری
خسته ی صد آشیانه جغذ هر مسکین حمامی
خواجه تا لالای کیهان را چه بخشایش چه کشتن
رایگان باشد به خون چون علی اکبر غلامی
نکشد آن سوخصم زنجیر اسیران حرم را
تا ز اصحاب تماشا بر نسازد ازدحامی
گر دریغ آری شفاعت ماند خواهد بی تکلف
دست پخت مغفرت ها تا قیامت نیم خامی
بگذری گر صدره افزون دید خواهی غرقه در خون
یا تن بی سر امیری یا سر بی تن امامی
زیر و بالا مجلسی اندوه بینی مرد ماتم
بنگری بر هر مقیمی بگذری بر هر مقامی
زاری بدرود یثرب خواری تودیع بطحا
کربلا و کوفه بود ار چند رستاخیز عامی
از گزند شام کم گو، درد و رنج شام کم جو
جاودان یارب مماناد از نشان شام نامی
تا نشان از روز و شب بر هیچ کس چونانکه بر ما
سایه ی ظلمت نیندازد الهی تیره شامی
یا رب از ته جرعه ی این خسروانی خم به رحمت
گرچه دردآلود باشد بر صفایی ریز جامی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عمق معنوی قیامت و ظلم و ستم در جامعه اشاره دارد. شاعر با توصیف چرخ سنگین زمان و سکون زمین، به انتظار قیام و تغییر اشاره میکند. او از دست انتقامجوی حق و آزادیخواهی سخن میگوید و بر اهمیت توحید و احترام به نبوت تأکید میکند. در پسزمینه این معانی، درد و رنج انسانها و ستمهایی که بر آنان رفته است، به تصویر کشیده میشود. شاعر همچنین به شفاعت، مغفرت و نیاز به رحمت الهی اشاره میکند و از خدا میخواهد که سایه ظلمت را از زندگی انسانها دور کند. این شعر نشاندهنده یک حس عمیق از رنج و آرزوی رهایی و عدالت در دنیای پرآشوب است.
هوش مصنوعی: زمانه به کندی پیش میرود و زمین به آرامی میچرخد. ای کاش چیزی به وجود آید تا به چالش و حرکتی بزرگ منجر شود، شاید که «قیامت» یا تغییرات عظیم و تحولآفرینی رخ دهد.
هوش مصنوعی: چنگی که به دست باطل ایجاد شده، بر حق ضربه میزند. ای بازوی قدرت و دلیل، از آستین عدالت، دست انتقام را بیرون بیاور.
هوش مصنوعی: شرک و کفر، همچون سایهای سنگین، بر چهره توحید افتاده است و بر مقام نبوت، هنوز هم احترام و عظمت وجود دارد.
هوش مصنوعی: با این وجود خونریزی که عموم مردم او را میشناسند، اگر بوی رحمت از جانب خداوند بر مشام کسی نرسد، در برابر خداوند خاص او جایی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: آب زلال تسنیم (نهر بهشت) که نشانهای از رسالت و پیامبری است، به خاطر مشکلات و رنجهای دنیوی و بار سنگین آن، به تیرهگی و کدورت دچار شده است. خاندان آل احمد (پیامبر اسلام) نیز از این وضعیت ناقص و ناکامل به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: یک موجودی از دنیای حیوانات که به نوعی به تمسخر مشغول است، به سمت پلنگی که در حال آویزان شدن است میرود. در این حال، شیر خستهای را مشاهده میکند که در صد خانهی آشیانهی جغدها زندگی میکند. همچنین، به یاد فقر و ناتوانی یک حمامدار ساده میافتد.
هوش مصنوعی: خداوند به چه مانعی میتواند به کیهان و هستی آسیب بزند یا آن را مخلوقی بیدلیل و بیسختی به فنا ببخشاید، همانطور که علی اکبر، به عنوان یک غلام و جوانی نیکوکار، جانش را به خاطر حق داده است.
هوش مصنوعی: نباید دشمنان، اسیران حرم را به زنجیر درآورند تا جمعیت تماشاگران را به هم نریزند و مرتب نگه دارند.
هوش مصنوعی: اگر شفاعت را دریغ کنی، دیگر چیزی نخواهد ماند و به سادگی میتوان از سفرهی مغفرت بهرهمند شد، تا قیامت هیچ نقصی باقی نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: اگر از درخت بلند بگذری، دو حالت برایت پیش میآید: یا اینکه غرق در خون خواهی شد، یا اینکه به مقام امیری با جسمی بیسر خواهی رسید، یا به مقام امامی با سر بیتن.
هوش مصنوعی: در هر جا که بروی، در مجالس مختلف، حزن و اندوه مردم را میبینی و در چهره کسانی که میکنی، نشانههای سوگواری و غم را مشاهده میکنی.
هوش مصنوعی: با ناراحتی از یثرب وداع میگوید و در عوض به بطحا، کربلا و کوفه میپردازد، هرچند که اینها نشانی از یک رستاخیز عمومی هستند.
هوش مصنوعی: از مشکلات و سختیهای شب درنگیر و در جستجوی درد و رنج آن نباش، ای خدا، همیشه از آثار شب و نشانههایش دور باش.
هوش مصنوعی: تا زمانی که نشانهای از روز و شب بر هیچکس مانند سایهی تاریکی که بر ما افتاده، نیفتد، خدایا، شبی تاریک است.
هوش مصنوعی: ای خداوند، از ته این لیوان که از شراب خسروانی پر شده، هرچند که درد و غم را به همراه دارد، به رحمت خویش یک جام صاف بر من نازل کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر برافرازی به چرخم ور بیندازی ز بامی
ماجرای پادشاهان کس نگوید با غلامی
رای آن دارم که روی از زخم شمشیرت نپیچم
کم نه روی اعتراضست و نه روی انتقامی
تا تو روزی رخ نمایی، یا شبی از در درآیی
[...]
یا ملولاً عن سلامی أنت فی الدنیا مرا می
کلما أعرضت عنی زدت شوقاً فی غرامی
گرچه مه در عالم آرائی ز گیتی بر سر آمد
کی تواند شد مقابل با رخت از ناتمامی
طوطی دستانسرا شد مطرب از بلبل نوائی
[...]
در همه آفاق طاقی در همه عالم تمامی
صبح عیدی شام وصلی ماه خاصی شمع عامی
همچو کیفیت به طبعی همچو مینایی به چشمی
چون روان جاری به جسمی ذوقسان مضمر به کامی
در همه صورت بدیعی در همه معنی لطیفی
[...]
از حرم تا شام گردون بر زمین گسترد دامی
که نه شاهینی ز بندش رست خواهد نه حمامی
قاهر آمد دست کین بازوی کفر افتاد چیره
نه نشانی ماند از ایمان نه از اسلام نامی
تا کی ای دست عتاب و عدل حق در آستینی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.