از حرم تا شام گردون بر زمین گسترد دامی
که نه شاهینی ز بندش رست خواهد نه حمامی
قاهر آمد دست کین بازوی کفر افتاد چیره
نه نشانی ماند از ایمان نه از اسلام نامی
تا کی ای دست عتاب و عدل حق در آستینی
تا کی ای تیغ قصاص دولت و دین در نیامی
آل احمد تا کجا خواری کشند از خیل مروان
قهری ای عنف سپهر ای خشم اختر انتقامی
ای دماء پاک پرور ای فرات عذب گوهر
بی گنه تا کی حلالی بی جهت تا کی حرامی
قحط آب است ای دریغا اشک تلخ و شور من
دست گیرد تا مگر دریای رحمت را به جامی
داوری را دیده در راه تو داریم ای قیامت
لنگ لنگان پویه تا کی؟ شل نه ای برادر گامی
وقعه ی کبری مگر کیفر کند این کفر و کین را
ای سپهر آخر درنگی، ای زمین آخر خرامی
خاک نایی زین تحکم خون نگردی زین تعدی
جان نه پولادی و آهن دل نه سندان و رخامی
صحن کیهان برنتابد با دو رستاخیز کبری
این تطاول را تقاعد یا قیامت را قیامی
ای جهان آویز غوغا ای سلامت سوز ماتم
نینوایی یا قیامت کوفه یا آشوب شامی
بر سران خسته تن هر گام رستاخیز خاصی
بر زنان بسته پر هر چشم زد غوغای عامی
از حریم تست خاکم در دهان بی هیچ حرمت
گر سگی جوی کنیزی یا خسی خواهد غلامی
با چنان حق سوز باطل و آن مسلمان تاز کافر
دولت و دین را کجا قوت بماند یا قوامی
هان صفایی بر لب خشک شهیدان خون گری خون
تا بود آن زخم ازین مرهم پذیرد التیامی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به وضعیت بحرانی مسلمانان پس از واقعه عاشورا و ظلمهایی که بر اهل بیت پیامبر (ص) و پیروان آنها میرود، میپردازد. شاعر از قهر و انتقام الهی سخن میگوید و میپرسد که تا کی باید این ظلمها ادامه یابد. او به رنج و محنت آل احمد (حضرت محمد و خانوادهاش) اشاره میکند و احساس ناامیدی و گلیمان و بیعدالتی را در جامعه توصیف میکند. همچنین به ناله و زاریهای مردم اشاره دارد و دردهای عمیق آنها را به تصویر میکشد. شاعر از خدا طلب یاری میکند و از او میخواهد که عدالت را برقرار کند و وضع موجود را تغییر دهد. این شعر نشاندهنده غم و اندوه عمیق شاعر از وضع مسلمانان و امید به قیام و عدالت الهی است.
هوش مصنوعی: از حرم تا شام، آسمان بر زمین دام وسیعی پهن کرده است که نه پرندهای (مثل شاهین) میتواند از آن آزاد شود و نه پرندهای دیگر (مثل حمام) میتواند از آن فرار کند.
هوش مصنوعی: نیروی انتقام و قدرت در حال ظهور است و دستان کفر و انکار شکست خورده است. دیگر هیچ نشانهای از ایمان و دین اسلام باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: تا کی باید منتظر بمانم که دست عدالت و عتاب بر آستین تو باشد؟ تا کی باید منتظر بیفتم که شمشیر قصاص، که نشانه دولت و دین است، از نیام بیرون آید؟
هوش مصنوعی: آل احمد تا چه زمانی باید در برابر ظلم و ستم مروان بیپناهی و واماندگی را تحمل کنند؟ ای آسمان، ای خشم ستارهها، انتقام کجاست؟
هوش مصنوعی: ای فرات، که آب خالص و زلال داری، تا کی باید بیدلیل خونریزی کنی و تا کی باید به ناحق حلال و حرام شوی؟
هوش مصنوعی: کمبود آب به شدت حس میشود و من با اشکهای تلخ و شور خود تلاش میکنم تا بتوانم با آن، رحمت و برکت را به دست بیاورم.
هوش مصنوعی: ما در مسیر تو قضاوتی داریم، ای روز قیامت که با ناز و آرامش پیش میروی. تا کی باید منتظر بمانیم؟ برادر، قدمی بردار و به جلو برو.
هوش مصنوعی: آیا روز بزرگ قیامت نخواهد آمد تا این نافرمانی و کینه را مجازات کند؟ ای آسمان، کمی تامل کن، ای زمین، بالاخره آرام بگیر.
هوش مصنوعی: خاک به خاطر این فشارها و ظلمها نخواهد نواخت، تو هم به خاطر این تجاوزات نمیتوانی تغییر کنی. تو نه از جنس پولاد و آهنی، نه مثل سندان و رخامی.
هوش مصنوعی: فضای کیهان نمیتواند دو بار چنین زندهسازی عظیمی را تحمل کند؛ این یک بینظمی یا سرآغاز قیامت است.
هوش مصنوعی: ای دنیا! سرشار از هیاهو و سر و صدا هستی. ای سلامتی که به درد و اندوه میافزایی، آیا تو همان روز قیامت در کوفه هستی یا همهمهای در شام؟
هوش مصنوعی: هر گام که بر روی بدن خسته و فرسوده میزنند، یک نوع خاص از رستاخیز را به وجود میآورد و در هر نگاه، هیاهویی عمومی بوجود میآید.
هوش مصنوعی: اگرچه من در مقام خاک و ذرهای از وجود تو هستم و هیچ حرمت و ارزشی برایم قائل نیستی، ولی اگر بخواهی، حتی اگر به اندازه یک سگی بیارزش هم باشم، آمادهام که خدمتگزار تو باشم.
هوش مصنوعی: وقتی حقطلبی باطل را به شدت و با انگیزهای قوی نقض کند و حالتی پیش بیاید که یک مسلمان تازهوارد به کفر، دولت و دین به کجا خواهد رسید یا چه پایدار و استواری خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: ای آن که صفا بر لب خشک شهیدان نشسته، خون بر خون میچکد، تا زمانی که آن زخمها از این مرهم بهبودی بگیرند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر برافرازی به چرخم ور بیندازی ز بامی
ماجرای پادشاهان کس نگوید با غلامی
رای آن دارم که روی از زخم شمشیرت نپیچم
کم نه روی اعتراضست و نه روی انتقامی
تا تو روزی رخ نمایی، یا شبی از در درآیی
[...]
یا ملولاً عن سلامی أنت فی الدنیا مرا می
کلما أعرضت عنی زدت شوقاً فی غرامی
گرچه مه در عالم آرائی ز گیتی بر سر آمد
کی تواند شد مقابل با رخت از ناتمامی
طوطی دستانسرا شد مطرب از بلبل نوائی
[...]
در همه آفاق طاقی در همه عالم تمامی
صبح عیدی شام وصلی ماه خاصی شمع عامی
همچو کیفیت به طبعی همچو مینایی به چشمی
چون روان جاری به جسمی ذوقسان مضمر به کامی
در همه صورت بدیعی در همه معنی لطیفی
[...]
ای صبا سوی نجف از کربلا بردار گامی
از غزالان حرم با شیر یزدان بر پیامی
کاوش کیهان به جنگ آمیخت هر جا بود صلحی
کینه ی کیوان به ننگ آلود هر جا بود نامی
ساقی کوثر خدا را رستخیز نینوا بین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.