صفایی جندقی
»
دیوان اشعار
»
قطعات و ماده تاریخها
»
۵۱- تاریخ وقف و نصب تاج مهد علیا در حرم امام رضا در مشهد
مهد علیا مام خسرو ناصر الدین شاه راد
آنکه زیبد خادمش خاقان و دربان قیصرش
پادشاهی کش به رزم و بزم باید جاودان
میر عسکر در سپه دارا ندیم اسکندرش
پای بوس این آستان را آمد از ری سوی طوس
حضرتی کش بسپرد روح القدس سر بر درش
خواست سر بنهد بر این در مستمر دستی نیافت
سر نگین بر جای سر ناچار بنهاد افسرش
زیر و بالا را سوال آوردم از تاریخ آن
آسمان گفتا بود دیهیم دولت بر سرش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، مهد علیا، مادر خسرو ناصرالدین شاه، به عنوان شخصیت مهمی معرفی میشود که شایسته خدمتگزاری از سوی بزرگان و پادشاهان است. شاعر به عظمت حکومت و ویژگیهای با شکوه این پادشاهی اشاره میکند و از ارادت یکی از دست اندرکاران (میر عسکر) به این درگاه یاد میکند. بیان میکند که او قصد داشت به احترام درگاه، سر بر زمین بگذارد اما به دلیل مانعها نتوانسته است. در نهایت، شاعر به دیهیم و تاج سلطنت اشاره کرده و عظمت و قدرت پادشاهی را مورد تحسین قرار میدهد.
هوش مصنوعی: مهد علیا، مادر خسرو ناصرالدین شاه، کسی است که شایسته است که خادمانش، بزرگترین امپراتور و دربانان قیصر باشند.
هوش مصنوعی: باید بدانیم که کسی که در عرصه جنگ و جشن به خوبی عمل میکند، باید همیشه در مقام خود باقی بماند و در این راه همراه و یار افرادی بزرگ و قدرتمند، مانند اسکندر، باشد.
هوش مصنوعی: کسی از شهر ری به سمت طوس آمد تا در این مکان مقدس به احترام آن، سر تعظیم فرود آورد و روح پاکش را در این آستانه تقدیم کند.
هوش مصنوعی: او میخواست سرش را بر این در بگذارد، اما دستش به آن نمیرسید. در نتیجه، سر نگین که به نشانهٔ مقام و اعتبار او بود، ناچار بر افسرش گذاشت.
هوش مصنوعی: در مورد گذشته و اوضاع زمانه سؤال کردم و آسمان پاسخ داد که بر سر آن شخص تاج و اعتبار سلطنت بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کیست شیخ الوقت تا فریاد دارم بر درش
زان که خلقی در ضلالت برد زلفِ کافرش
آن که گر یک بوسه با بادِ صبا هم ره کند
در خروش آید نباتِ مصر و شهد از شکّرش
وان که از رویِ شرف لؤلؤیِ لالا در صدف
[...]
چیست آن گوهر که هست از لعل تاجی برسرش
وز پرند آل دائم گرته ئی اندر برش
هست سرخی باد سار و تنگ چشم و سخت دل
وز لباس آل عباس است اکثر بسترش
همچو بیماریست مزمن لیک گر میلش بود
[...]
آن قبای نیلگون بینید در سیمین برش
همچو شاخ گل که باشد خلعت از نیلوفرش
در کبودی فلک چون او مهی پیدا نشد
کاین چنین باشد لباس آسمانی در خورش
جان فدایت باد ای دربان دمی مانع مشو
[...]
نیست عیب از لاله گر لافد به گلبرگ ترش
هرکه در صحرا درآید عقل باشد کمترش
شمع من کاش از سر بیمار هجران بگذرد
کز نظر خواهد شد امشب تا بروز محشرش
بر لب آمد جان بیمارم چه باشد کز کرم
[...]
لاف زد پیش رخت گلبن ز گلبرگ ترش
زد صبا از قهر گلبرگ ترش را بر سرش
پیش خورشید رخت گل را نمی بیند جمال
گرچه میبندد هوا از دُرِّ شبنم زیورَش
گشت گل پروانه شمع جمالت ای پری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.