گنجور

 
صفایی جندقی

وه وه از در برید فرخ فال

با خبرهای خوش رسید اینک

کآن علی جامه عمر نامه

شد ز دارالعباده سوی درک

گشت خائین ولی نعمت را

سختش آخر گرفت نان و نمک

با همه شست و شق کمانی‌ها

از قدر بر دل آمدش ناوک...

با چنان دین که در غوایت کفر

بوده بوبکر را شریک و کمک

باد رحمت به انگریز و ارس

مرحبا بر هزاره و ازبک

دین او اجتهاد و ظن و قیاس

کیش او احتمال و شبهه و شک

همه حرفش گزاف و بوک و مگر

همه امرش خلاف و کوک و کلک

مهر و میثاق او به یک مازو

کار و کردار او به یک کرچک

قید اعناق عام کالانعام

آنکه نامش نهاده تحت حنک

بر سرش نی عمامه چاه بلاست

که درانباشته به خار و خسک

مرجع ناس گشته بین نسناس

خرس بنگر نشسته بر خرسک

آنکه قعر سعیر مقعد اوست

چند گاهی نشست بر توشک

سگ گرگین نگر پلنگ شکار

خرسوار مراغه بین و یدک

داده از مسئله اصول و فروع

پاسخی کی سوای فحش و کتک

خود ز میراث هر که مرد و نماند

حق وارث زیاده از ده یَک

هر که در مال غیر با او ساخت

گفت نصف لنا و نصف لک

داد حکم هزار خربزه زار

هر که بردش به رشوه یک کالک

از پی طمع یک وجب چوخا

داده بر باد بارهای برک

سوخت بهر چهار گز کرباس

ز آتش حرص او هزار فدک

دست‌ها از عناد او به خدای

پای‌ها از فساد او به فلک

ز اعتسافات این ظلوم جهول

ناله‌ها بر سماک شد ز سمک

کرده از دود آه اهل زمین

به تظلم سیاه روی فلک

رانده شنعت به کیش و ملت وی

دین زردشت و مذهب مزدک

کرده نفرین بر او جماد و نبات

جن و حیوان و آدمی و ملک

پخت دانی که بهر او این نان

آنکه کرد از نخست غصب فدک

زن به مزدی چو وی نخواهی یافت

ربع مسکون ببیزی ار به الک

تا در آتش سکون سمندر راست

تا شنا می‌کند در آب اردک

دوستانش مقیم آتش دل

چون سمندر چه بیش و چه اندک

دشمنانش ز آبرو دلشاد

اردک آسا جدا جدا هر یَک

تیز اعدا به سبلت احبابش

بیش یا کم چه بزرگ تا چه کوچک

الغرض چون بشیر فرخ پی

داد این مژده گفت بشری لک

غاصب‌الضیعه قد فنی و ردی

ناصب‌الشیعه قد فنی هوی و هلک

پی تاریخ او صفائی گفت

رفت آمیرزا علی به درک

۱۲۷۶ق

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
رودکی

ای لک، ار ناز خواهی و نعمت

گرد درگاه او کنی لک و پک

یخچه بارید و پای من بفسرد

ورغ بر بند یخچه را ز فلک

عنصری

تبنک را چو کژ نهی بیشک

ریخته کژ برآید از تنبک

مسعود سعد سلمان

تن ما زیر جامه های تنگ

گشت تازه ز بادهای خنک

انوری

ای نمودار ارتفاع فلک

ساکنانت مقدسان چو ملک

اوج سقف تو رازدار سماک

بیخ صحن تو همنشین سمک

در تمیز میان جنت و تو

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه