از عشق تنی که ناتوان نیست
مغز هنرش دراستخوان نیست
از معنی آن زبان فرو بند
مشکل سخن است کش بیان نیست
سرچشمه اش از لجن برانبای
زان چشم که خون دل روان نیست
از دیر و حرم مگوکه ما را
پروای حدیث دیگران نیست
چشم تومیان مردم امروز
جز فتنه آخر الزمان نیست
در رسته ی عشق دل ستانان
مقدار دو جو بهای جان نیست
ازخواری خویش و خار گلچین
راهم به درون گلستان نیست
پا بایدم از چمن کشیدن،
تا دست ستیز باغبان نیست
از صبر علاج هجر نتوان
شهباز شکار ماکیان نیست
از دوست صفایی این ستم ها
شایسته آن شکوه و شان نیست
رسم است بلی که پادشه را
غم خواری حال پاسبان نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره پیچیدگیهای عشق و ناامیدیهای ناشی از آن است. شاعر به ناتوانی جسمی و عدم عمق هنری عشق اشاره میکند و به این نکته میپردازد که عشق واقعی نیازمند ارتباط عمیقتری است. او همچنین به محدودیتهای زبان و بیان احساسات عاشقانه اشاره میکند و بیان میکند که عشق نمیتواند تنها از لجن و ناپاکی سرچشمه بگیرد. شاعر به این نتیجه میرسد که تنها نباید به حرفهای مردم و دیگران توجه کرد و بر مشکلات و سختیهای عشق تمرکز کرد. او به این نکته میافزاید که عشق واقعی بهایی فراتر از ارزشهای مادی دارد و رفتار باغبان (محبت و دوستی) باید مورد توجه قرار گیرد. در نهایت، او به دلایل ناکامی در عشق و ناتوانی آنها در برقراری ارتباط عمیقتر اشاره میکند.
هوش مصنوعی: از عشق به کسی که قدرتی ندارد، هنر او در عمق وجودش نیست.
هوش مصنوعی: از آنجا که بیان حقایق و مفاهیم عمیق معمولاً دشوار است و ممکن است به راحتی قابل درک نباشد، بهتر است انسان در برابر این مسائل سکوت کند و از بیان آنها خودداری کند.
هوش مصنوعی: چشمی که از لجن و کثافت میآید، نمیتواند نوری از دل شاداب و زنده به نمایش بگذارد.
هوش مصنوعی: به یاد گذشته و مکانهای مقدس اشاره نکنید، زیرا ما اهمیت و نگرانی درباره سخنان دیگران را نداریم.
هوش مصنوعی: چشم مردم امروز به جز آشفتگی و تباهی آخرالزمان، چیز دیگری نمیبیند.
هوش مصنوعی: در عرصه عشق، ارزش دلهای عاشقان به اندازه دو جو نیز نمیارزد.
هوش مصنوعی: از ذلت و سرزنش خودم و نیز از گلهای گزیده، راهی به دل باغ ندارم.
هوش مصنوعی: باید از چمن دوری کنم و پاهایم را کنار بکشم، زیرا که در اینجا سر و صدای باغبان و مخالفت او وجود دارد.
هوش مصنوعی: با صبر و شکیبایی نمیتوان درد دوری را درمان کرد، چرا که قویترین پرنده، شکار پرندههای کوچک نخواهد شد.
هوش مصنوعی: دوستی که از او صفا و محبت میرسد، شایسته است که با ستم و بیاحترامی روبرو نشود.
هوش مصنوعی: این به این معناست که معمولاً پادشاهان غم و اندوه دارند، اما پاسبان و نگهبانشان نمیتواند در این زمینه از آنها حمایت کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میکوشم و در تنم توان نیست
کازرم تو هست باک از آن نیست
زان ره که ز پای او نشان نیست
برگرد که جز هلاک جان نیست
زنبیل گه است آن دهان نیست
یک پاره گه است آن زبان نیست
یک محرم راز در جهان نیست
یک دوست بزیر آسمان نیست
غیر از غم عشق همدمی کو
کز صحبت آن دلم گران نیست
فریاد زدست این کرانان
[...]
تاب دلم ار تو را عیان نیست
سیل از مژهام عبث روان نیست
هر کم دل و دیده دید بازش
بر لب سخنی ز بحر و کان نیست
در هجر روان ناتوان را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.