به جای دوستی ار دشمنی سزای من است
جفا ز جانب جانان کمین جزای من است
گذشت و حسرتم افزود از آنکه گفت طبیب
علاج این مرض از لعل جان فزای من است
پس از هلاک به بالینم آی و فارغ باش
که این ملاطفت افزون ز خونبهای من است
ترا به الفت بیگانه عادتی است غریب
مرا بس این که خیال تو آشنای من است
ز اقتضای قضا دور نبود این تقسیم
که قرب بهره غیر و غمت برای من است
اگر ز اهل رشادم وگر ز خیل ضلال
به دیر و کعبه دعای تو مدعای من است
ز غیب چهره برافروز وگو بمیر مرا
اگر شهود تو موقوف بر فنای من است
به بی وفاییت اندر جهان برآمد نام
جز این ترا چه ثمر دیگر از جفای من است
کجا ز دوست صفایی مرا فراموشی است
به ملک جان و دل از وی تهی کجای من است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ناکامی و ناکامیهای عاشقانهاش سخن میگوید. او بیان میکند که به جای دوستی، سرنوشتش با دشمنی رقم خورده است و از جانب محبوبش دچار جفا شده است. شاعر به درد و رنج ناشی از عشق اشاره میکند و از تاثیر منفی آن بر روح و روانش گلایه دارد. او از پرستاری و محبت محبوب انتظار دارد، اما به جای آن با تنهایی و حسرت مواجه شده است. شاعر همچنین به این موضوع اشاره میکند که دشمنی محبوبش باعث شناخت او نسبت به عشق میشود و از سرنوشت ناگزیرش در عشق خسته و ناامید است. او میگوید دعا و آرزوی محبوب، چه در حال هدایت باشد و چه در سرگردانی، هنوز برای او امیدبخش است. در نهایت، او به بیوفایی محبوب و عواقب آن اشاره میکند و میپرسد که با وجود تمامی این دردها، کجا میتواند نقطه امن و آرامش را در عشق پیدا کند.
هوش مصنوعی: اگر به جای دوست داشتن، دشمنی میخوای به من تحمیل کنی، بدیها و رنجشهایی که از طرف معشوق به من میرسد، مجازات من محسوب میشود.
هوش مصنوعی: زمان گذشت و حسرت من بیشتر شد، چون گفته بود که درمان این درد تنها با لعل جانافزای من ممکن است.
هوش مصنوعی: بعد از اینکه من از جهان رفتم، به سراغ من بیا و نگرانی نداشته باش؛ زیرا این مهربانی تو بیشتر از هر بهایی است که برای من گذاشتهاند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که عادت عشق تو برای من بسیار عجیب و غریب است، اما همین که یاد تو برای من آشناست، کافی است.
هوش مصنوعی: این تقسیمبندی بر حسب سرنوشت دور از انتظار نیست، چرا که نزدیک بودن به خوشی دیگران و ناراحتی من به خاطر توجیهی از قضا و قدر است.
هوش مصنوعی: اگر من از انسانهای درستکار باشم یا از گروه گمراهان، در هر صورت، دعا و درخواست تو در معبد و خانه کعبه خواسته اصلی من است.
هوش مصنوعی: از عالم غیب چهرهات را نمایان کن و بگو که اگر برای دیدن تو لازم است که من نابود شوم، پس مرا بمیر.
هوش مصنوعی: بی وفایی تو در دنیا نامی دارد و جز این، چه فایدهای از بدی من نصیبت میشود؟
هوش مصنوعی: دوست من کجا رفته که هیچ نشانی از او در دل و جانم نیست؟ من در کجای این دنیا قرار دارم که از محبت او بیبهرهام؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شراب خانه ی وحدت که انزوای من است
درو وساده ی تحقیق متّکای من است
کسی زمن نکند این سخن قبول ولی
ورای سدره اگر بشنوی سرای من است
فراز و شیب تعلق به معرفت دارد
[...]
ز خون دل که به رخسار ماجرای من است
بخوان به لطف که دیباچه وفای من است
نفس رسیده به آخر، هوس نماند جز این
که بشنوم ز تو کاین مردان از برای من است
به جای دعای غمت می کنم که دیر زیاد
[...]
اگر چه غمزهٔ خونریز تو بلای من است
سرشک لعل و زر چهره خون بهای من است
مرا که از تو به صد تیغ بر نتابم روی
چه غم ز تیر ملامت که در قفای من است
مرا چو در نظرم سرکشی به جای تو نیست
[...]
جفای تو که بسی خوشتر از وفای من است
همه عنایت و لطف است چون به جای من است
وفا که با همه کس می کنی نمی خواهم
من و جفای تو کان خاصه از برای من است
چو قدر دولت وصل تو را ندانستم
[...]
منم که تنگدلی باغ دلگشای من است
به دستم آبله جام جهاننمای من است
رسید همرهی بخت واژگون جایی
که هر که خاک رهم بود خار پای من است
به دستگیری افلاک احتیاجی نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.