گنجور

 
صفایی جندقی

آن باده که در ملت اسلام حرام است

از دست تو نوشم خود اگر ماه صیام است

کوته نظر ار ماه تمامت به مثل خواند

این نقص بس آنرا که نه از اهل کلام است

طوبی به قدت حیرت و حورا به رخت مات

پیش تو صنوبر که و خورشیدکدام است

بالای ترا پست بود نسبت شمشاد

با آن چم و خم حیف که قاصر ز خرام است

با قامت موزون چه کند سروکه ناچار

همواره به یک پای گرفتار قیام است

یک رشحه ز لعل تو و صد ساغر لبریز

با نشأه وی مستی می را چه دوام است

مگشا سوی گلشن ز قفس بال و پرم را

کز باغ ارم خوشترم این گوشه ی دام است

بر صدر دل از دیر و حرم نیست مقیمی

تا خیل غمت را به صف سینه مقام است

باز از چه کشیدی خط زنگار برابرو

افزون کشی امروزکه تیغت به نیام است

خشک و ترم از آتش دل سوخت صفایی

با عشق چه جای سخن از پخته و خام است

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سعدی

بر من که صبوحی زده‌ام خرقه حرام است

ای مجلسیان راه خرابات کدام است

هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند

ما را غمت ای ماه پری‌چهره تمام است

برخیز که در سایهٔ سروی بنشینیم

[...]

امیرخسرو دهلوی

ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است

عالم به مراد دل و اقبال غلام است

صیدی که دل خلق جهان بود به دامش

المنت لله که امروز به دام است

چون طالع آن نیست که بوسم لب لعلت

[...]

ابن یمین

رویت که ازو عالم خوبی بنظام است

چشم بد از و دور یکی ماه تمام است

نی نی غلطم مه که و خورشید چه باشد

خورشید کنیز است ترا ماه غلام است

یک بنده روی رخت غره صبح است

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابن یمین
کمال خجندی

ما را نه غم ننگ و نه اندیشه نام است

در مذهب ما مذهب ناموس حرام است

گو خلق بدانید که پیوسته فلان را

رخ بر رخ جانانه و لب بر لب جام است

سجاده نشین عارف و دانا نه که عامی است

[...]

ناصر بخارایی

چون مستی آن نرگس پر فتنه مدام است

گوش من و بانگ نی و دست من و جام است

گر اختر مقصود به ما خوش نبرآید

ما را رخ زیبای تو ماه تمام است

رخسار تو را لالهٔ‌ دل‌سوخته هندوست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه