گرچشم تو فتنه زمان است
غم نیست رخت ره امان است
ابروت فراز چشم خون ریز
یا تیغ به دست جاودان است
نی نی غلطم نه تیغ و جادو
اکلیل به فرق فرقدان است
آن غمزه و ابروی دلاویز
یا تیر به چله کمان است
عشق تو و شعله فلک تاب
سنجیده ام آتش و دخان است
جان دادم و بوسه ای ندادی
کالای تو بیش از این گران است
خون دلم از دو گوشه ی چشم
بر صفحه ی روی ترجمان است
در نصرت دیده خامه را نیز
خوناب جگر به ناودان است
کلکم شده هم نفس که زینسان
جان سوز بیان و تر زبان است
در دست تو این قلم صفایی
به نی به ورق شکرفشان است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و به شدت به تأثیر چهره و نگاه او بر شاعر اشاره دارد. شاعر از "فتنه زمان" و "غم" سخن میگوید، جایی که ابرو و چشم معشوق به مانند تیغ و کمان عمل میکند. عشق به معشوق را شبیه شعله آتش توصیف کرده و از دلتنگی و فراق خود میگوید. در پایان، شاعر از قدرت قلم و تأثیر آن در بیان احساساتش صحبت میکند و نشان میدهد که این قلم به مانند نی، زیبایی و شگفتی را بر روی کاغذ جاری میکند.
هوش مصنوعی: اگر چشمان تو باعث ایجاد فتنه و آشوب در جهان هستند، نگران نباش؛ زیرا چهره تو راهی برای نجات و آرامش است.
هوش مصنوعی: ابروهای تو بالای چشمان خونیات مانند تیغی است که همیشه تیز و برنده باقی میماند.
هوش مصنوعی: من خطا نمیکنم، نه سلاح است و نه جادو، بلکه تاجی بر سر ستاره فرقدان است.
هوش مصنوعی: این نگاه و ابروی جذاب، همچون تیری است که در کمان نشسته و آماده شلیک است.
هوش مصنوعی: عشق تو و شعله آسمان را با دقت بررسی کردهام و فهمیدهام که نتیجه آن تنها آتش و دود است.
هوش مصنوعی: من جانم را فدای تو کردم، اما تو حتی یک بوسه هم به من ندادی. ارزش تو از این بیشتر است و من برایت خیلی ارزش قائلم.
هوش مصنوعی: دل من به شدت غمگین و آشفته است و این درد و رنج به وضوح بر چهرهام نمایان است.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به بیان احساسات شدید و درد و رنجی میپردازد که در زمان یاری و حمایت از کسی به وجود میآید. او به نوعی از فداکاری و قربانی شدن برای کمک به دیگران اشاره میکند، جایی که حتی قلم نیز از شدت غم و اندوه به یاست میافتد.
هوش مصنوعی: همه شما به یکدیگر پیوند خوردهاید، زیرا اینگونه سخنانی که جان را میسوزاند و دل را میلرزاند، موجب نزدیکی و همدلی میان شماست.
هوش مصنوعی: قلمی که در دست توست، زیبایی و لطافتی چون نی دارد و بر روی ورق مانند شکر میدرخشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای آنکه لطیفه های طبعت
اجرا ده صد هزار جان است
کلک تو به شکل هست ماری
کش آب حیات در دهان است
با همت تو چهار طاقی است
[...]
خورشید ممالک جهان است
شایستهٔ بزم و رزم از آن است
هر شور وشری که در جهان است
زان غمزهٔ مست دلستان است
گفتم لب اوست جان، خرد گفت
جان چیست مگو چه جای جان است
وصفش چه کنی که هرچه گویی
[...]
این باد بهار بوستان است؟
یا بوی وصالِ دوستان است؟
دل میبرد این خط نگارین
گویی خط روی دلستان است
ای مرغ به دام دل گرفتار
[...]
میخانه سرای عاشقان است
رندی که چو ماست عاشق آن است
بستان و بنوش شادی ما
جامی که به از شراب جان است
از ما نکند کناره معشوق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.