چه بسته ای که به بند وفا گرفتار است
چه رسته ای که گرفتار قید اغیار است
مدان دل آنکه نه از دشنه ی محبت چاک
مخوان تن آنکه نه از تاب عشق بیمار است
بها لبی که ز سر پنجه ی بتی پر خون
خوشا رخی که به خون سرشک گلنار است
چه ناظری که نه از زخمه ی نگاهی زخم
چه خاطری که نه در فکر دوست افگار است
چه دیده ای که نه از تیغ ابرویی خون ریز
چه سینه ای که نه از غمزه ی سنان زار است
چه ساقی ای که نه از جام مهربانی مست
چه ساغری که نه از صاف شوق سرشار است
چه ساجدی که به جز ابروی تواش محراب
چه سالکی که نه روی ترا طلب کار است
چه عاقلی که نه سودای عشق را مجنون
چه گردنی که به او، جز قلاده ی یار است
بیا به کشتنم آسان و سهل آن همه کار
که بی تو زیستنم صعب و صبر دشوار است
دمی که دوش صفایی به زیر بار تو نیست
به دوش کردن او سر یکی گران بار است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و وابستگی عاطفی است. شاعر به بررسی حالتهای مختلف انسانی میپردازد و بیان میکند که هیچ چیز نمیتواند بدون عشق و محبت بیمعنی باشد. او میگوید که زندگی بدون عشق و ارتباط با معشوق دشوار و خستهکننده است. هر کجا که به موضوع وفا و محبت اشاره میشود، شاعر بر آسیبپذیری انسان در برابر بیوفایی و فاصله میان عاشق و معشوق تأکید میکند. او در نهایت میخواهد بگوید که حتی در مرگ، نبودن معشوق عذابی مُهلکتر از مرگ است.
هوش مصنوعی: بسته به وفا، یعنی دلبسته به تعهد و وفاداری هستی و نمیتوانی از آن خارج شوی؛ و کسی که از این قید رهایی یافته، در واقع در دام دیگران گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: دل کسی که به خاطر محبت و عشق دچار شکستگی نشده، ارزش آسیب دیدن را ندارد. انسانی که از عشق رنج نمیبرد، حق ندارد درگیر درد و رنج دیگران شود.
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن لبهایی که از ضربههای یک معشوق خونین هستند، و خوشا به حال چهرهای که به رنگ سرخ گل، شبیه به خون است.
هوش مصنوعی: چه کسی هست که با نگاهش دل را نرنجاند و چه کسی هست که در اندیشهاش غم فراق دوست نباشد؟
هوش مصنوعی: چه دیدهای که از تیغ ابروی او خون نمیریزد؟ و چه دلی هست که از غمزه و نیش او بینوا و زار نیست؟
هوش مصنوعی: چه ساقیای که نه با جام محبت انسان را مستانه میکند، چه ساغری که از شوق و عشق خالی است و حس و حال خوشی ندارد.
هوش مصنوعی: کسی که فقط برای ابروهای تو سجده میکند، چه ارزش و جایگاهی دارد؟ و چه مسافری میتواند بدون دیدن روی تو به دنبال دشتو-dشت بگردد؟
هوش مصنوعی: عاقلی که هیچ علاقهای به عشق ندارد، چه ارزشی دارد؟ و چه فایدهای دارد که گردن فردی زینتی داشته باشد که تنها به خاطر محبوبش زیبا شده است؟
هوش مصنوعی: بیا و به راحتی به من آسیب برسان، زیرا بدون تو زندگی کردن برایم بسیار سخت و طاقتفرسا شده است.
هوش مصنوعی: اگر در لحظهای که دیروز حال و هوایی خوش بود، اکنون این حال را زیر بار سنگینی نداشته باشم، حمل کردن آن وزن برای من دشوار خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ایا نظام ممالک قوام روی زمین
تو آفتابی و صدر تو آسمانوار است
ز دور خامهٔ تو شرق و غرب بیرون نیست
که بر محیط جهان خامهٔ تو پرگار است
ز بس که بر سم اسبت لب کفات رسید
[...]
سریر سلطنت عشق بر سر دار است
از آن سبب سر این دار جای سردار است
به جان جملهٔ رندان مست کاین دل ما
مدام در هوس دست بوس خمار است
بیا که سینهٔ ما مخزنیست پر اسرار
[...]
کسی که در رهش از پا و سر خبردار است
نه عاشق است که در بند کفش و دستار است
غمی به گرد دلم جلوهگر شده که از آن
غباری ار بنشیند بر آسمان بار است
بدیگران ببر ای باد بوی نومیدی
[...]
دل رمیده ام از خنده ی تو بیزار است
به دیده موج قدح، می گزیده را مار است
فزود زردی رخسارم از می گلگون
که باده رنگ مرا آب زعفران زار است
مسیح را نگذارد برون ز خانه ی خویش
[...]
چراغ کلبه عاشق خیال دلدار است
سری که عشق درونیست خانه تار است
هزار خرمن شادی به نیم جو نخرد
بجان دلی که غم عشق را خریدار است
بعشق زنده بود هر چه هست در عالم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.