قتل عشاق نه از عارض او بیداد است
که در آیین وفا کشتن عارض داد است
کرد صیدم به نگاهی و نیامد به سرم
ناله ی من از این ناوک از آن صیاد است
از چه روی آه مرا قوت تأثیر نبود
گرنه آهن دل او سخت تر از پولاد است
پی خون ریزی مردم نگر آن چشم و مژه
که دو صد نیش فزون درکف یک فصاد است
تیغ ابروی و سپاه مژه و چنبر زلف
وادی دل وای که یک کشته و صد جلاد است
ریخت او شیر به جوی از پی شیرین من خون
فرق ها از من دل شیفته تا فرهاد است
غمم آن است که نایی به مزارم پس مرگ
ورنه دل با تعب هجر به مردن شاد است
جاودان بسته زنجیر ندم خواهد ماند
بنده ای نه که دل از بند طلب آزاد است
حال یوسف نتوان گفت صفایی برآن
که حدیث غم یعقوب به گوشش باد است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوع عشق و دردهای ناشی از آن میپردازد. او میگوید که قتل عاشقان نه به ضربهای از جانب معشوق، بلکه بخاطر وفا و پایبندی به عشق است. شاعر بیان میکند که چشم و مژه معشوق او را شکار کرده و باعث شدهاند تا او در رنج و عذاب باشد. همچنین اشاره میکند که اشکهایش ناشی از غم و فراق عشقش است و احساس میکند که دل معشوق او بسیار سخت است. او از ظلم و سختیهای عشق شکایت دارد و میگوید که حتی پس از مرگ هم غم عشق او را رها نخواهد کرد. در نهایت، شاعر به داستان یوسف و یعقوب اشاره میکند و میگوید که یوسف نمیتواند غم یعقوب را درک کند، چون او از واقعیت درد عاشقان بیخبر است.
هوش مصنوعی: کشتن عاشقان نه از روی ظلم و بیعدالتی اوست، بلکه در اصول وفا، چنین رفتاری پذیرفته شده است.
هوش مصنوعی: او با یک نگاه من را شکار کرد و نالهای که از دلم برمیخیزد، به خاطر تیر اوست که شلیک شده است.
هوش مصنوعی: چرا آه و نالم اثر و تأثیری ندارد؟ در حالی که دل او از آهن هم محکمتر است.
هوش مصنوعی: به خونریزی مردم نگاه کن، آن چشمان و مژگان را که در یک لحظه، دو صد زخم بیشتر از یک زهر را میچشند.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذبه دلنشین یک معشوق اشاره دارد. ابروی او مانند تیغی تیز است، مژگانش سپاهی محافظ و زلفهایش به شکل چنبر دور دل میپیچد. اکثراً اشخاصی که تحت تأثیر زیبایی او قرار میگیرند، به نوعی در دام عشق او گرفتار میشوند، به طوری که برای یک نفر کشتهشده، صدها شخص دیگر به عنوان جلاد تحمیل میشود. این بیانگر شدت عشق و تأثیرگذاری زیبایی معشوق بر دلهای عاشق است.
هوش مصنوعی: او مانند شیر در جوی روان است و به دنبال شیرینی من میگردد؛ خون دلهای شکستهام به خاطر عشق او تا رسیدن به فرهاد جاری است.
هوش مصنوعی: غم من این است که پس از مرگ، کسی به سراغ مزارم نخواهد آمد؛ وگرنه دل من از درد جدایی به مرگ هم راضی است.
هوش مصنوعی: هرگز بندهای که دلش از آرزوهای دنیا آزاد است، در بند زنجیرهای جاودان نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: حال یوسف را نمیتوان توصیف کرد؛ چرا که کسی که غم یعقوب را شنیده، روحش به صفا نخواهد رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دل! امروز تو را روز مبارک بادست
که جهان خرم و سلطان جهان، دلشاد است
خوش برآ، چون خط دلدار، که در دور قمر
همه اسباب خوشی، دست فراهم دادست
هر پریشانی و تشویش که جمع آمده بود
[...]
هر که شد بنده عشق تو ز خلق آزاد است
جانم آن لحظه که غمگین تو باشد شاد است
الم و درد تو سرمایه روح و راحت
ستم عشق تو پیرایه عدل و داد است
عشق تو شاه سراپرده ملک ازل است
[...]
سرو تا بندهٔ بالای تو شد آزاد است
هر نفس کآن نه به یادِ تو برآید باد است
لطف فرمای و بده دادِ اسیران امروز
که تو را لطف خدا منصب شاهی داد است
غمزه چشم ستم آموز تو را شاگرد است
[...]
لب فروبستن ناصح گرهی بر باد است
صد ره این بست و گشادم بر یاد است
گل حسن تو بود در همه جا فصل بهار
بلبل باغ نوا از همه غم آزاد است
آدمی را ز همه چیز نفس منتخب است
[...]
گر به ظاهر کسی از قید جهان آزاد است
نیست بی مصلحتی، این روش صیاد است
چه توان کرد، هنر قسمت ما شد ز جهان
برطرف کی شود آن عیب که مادرزاد است
گر نمیرم، همه شب شمع صفت می میرم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.