گنجور

 
صفایی جندقی

نوشین لب یاقوتیش ار لعل مذاب است

در خاصیت ازچیست که بر عکس شراب است

پیمودن آن باده در اسام گنه شد

نوشیدن این باده بهر کیش ثواب است

نوشیدن این مایه ی انواع تنعم

پیمودن آن موجب اقسام عقاب است

این مولد هشیاری وآن مورث هستی

این داعی بیداری و آن داروی خواب است

درجام من آن تلخ تر از حنظل صرف است

درکام من این عذب تر از شکر ناب است

بوسیدن این آیت آرامش و آمال

نوشیدن آن علت اندوه و عذاب است

آن می همه ضعف آور و این می همه قدرت

آن اصل صداع استی و این نسل سداب است

بگذر ز می و صافی و دردی همه بگذار

در لعل وی آویز که بی درد و خوشاب است

مگرای سوی باره و بستان که شکم را

انباشتن از آب و علف کار دواب است

خواهی که خطا بر تو نگیرند صفایی

جام از لب وی جوی که بر وجه صواب است

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیرخسرو دهلوی

آبادتر آن سینه که از عشق خراب است

آزادی آن دل که در آن زلف تاب است

کو غمزده ای تا کند از ناله من رقص

کاین نامه من زمزمه چنگ و رباب است

جستم به سؤال آب حیاتی ز لب دوست

[...]

کمال خجندی

بنیاد وجودم ز تو ای دوست خراب است

وین کار خرابی همه از حب شراب است

جانم به عذاب است ز مخموری دوشین

ساقی قدحی ده که در آن عین ثواب است

چون میگذرد عمر سبک رطل گران ده

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از کمال خجندی
حافظ

ما را زِ خیالِ تو چه پروایِ شراب است؟

خُم گو سر خود گیر، که خُمخانه خراب است

گر خَمر بهشت است بریزید که بی دوست

هر شَربَتِ عَذبَم که دهی، عینِ عذاب است

افسوس که شُد دلبر و در دیدهٔ گریان

[...]

امیرعلیشیر نوایی

در میکده آنرا که به کف جام شراب است

عیبش مکن ار شام و سحر مست و خراب است

برداشتن از می نتواند سر خود را

از باده هوا در سر آن کو چو حباب است

سر رشته کارش کشد آخر به خرابی

[...]

وحشی بافقی

گر شکوه‌ای آمد به زبان بزم شراب است

باید که بشویند ز دل عالم آب است

زینش نتوان سوخت گر از خویش بنالد

آن مرغ که در روغن خود گشته کباب است

ابری برسد روزی و جانش به تن آید

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه