دل از کسی نرباید بتم به جور و جلادت
که دل خود از پی او می رود به صدق و ارادت
به زیر تیغت اگر صید عشق دستی و پایی
نزد، شگفت مدار از کمال شوق شهادت
به خون خویش حریصم به خاک پایت از آن رو
که کار کشته کوی تو ختم شد به سعادت
کسی که روی تواش قبله نیست با همه کوشش
به اعتقاد من او را درست نیست عبادت
هرآنچه رفت مرا بر سر از شکنج جدایی
اگر ملول نگردی کنم بر تو اعادت
شکیب ما و وفای تو رو نهاد نقصان
چنانچه حسن تو هردم چو عشق ماست زیادت
هزار بار مریضت وفات یافته بودی
نبودی ار ز تو یک ره در انتظار عیادت
مسلم است ز شیرینی کلام که کامم
به شهد شوق تو برداشت دایه روز ولادت
به یک صفایی تنها جفا و جور نزیبد
ترا که با همه مهر و وفاست خصلت و عادت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و ارادت خود به معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که دل نباید به کسی سپرده شود که با جفا و ظلم خود باعث درد و جدایی شده است. او به شوق شهادت و فدای خود در راه عشق اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که هیچ کسی نمیتواند جانشین معشوق شود. همچنین، شاعر از درد جدایی و بی وفایی به معشوق ناامید است و از وفاداری و شکیبایی خود سخن میگوید. عشق و مهر معشوق باید با رفتار شایستهاش همخوانی داشته باشد و هرگونه جفا به او ناپسند است. شاعر در نهایت به شیرینی کلام و شوق معشوق خود اشاره میکند که او را به زندگی امیدوار میسازد.
هوش مصنوعی: دل نباید از کسی بگیرد، چرا که در نتیجهی ظلم و ستم او، دل خود را در پی او قرار میدهیم. این کار نشانهای از صداقت و ارادت ماست.
هوش مصنوعی: اگر کسی در زیر فشار و سختی عشق، دست و پا بزند و نتواند به آرامش برسد، از عشق و تمایل عمیق او به فداکاری و از خودگذشتی تعجب نکن.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و ارادت به تو، به خاطر اینکه زندگیام در مسیر تو به خوشبختی رسید، از جانم نیز میگذرم.
هوش مصنوعی: کسی که در محبت و توجه به تو نیست، حتی اگر به تمام تلاشهایش بپردازد، به نظر من شایستهی عبادت نیست.
هوش مصنوعی: هر چه که بر من در دوران جدایی گذشته، اگر تو خسته نشوی، بار دیگر آن را برایت تکرار میکنم.
هوش مصنوعی: صبر و شکیبایی ما و وفاداری تو باعث نقص و کاستی ما شده است، همانطور که زیبایی تو هر لحظه بیشتر از عشق ماست.
هوش مصنوعی: اگر هزار بار هم به خاطر تو بیمار شده بودم و جانم را از دست داده بودم، هیچ وقت به خاطر یک ملاقات از سوی تو منتظر نمیماندم.
هوش مصنوعی: ذوق و لذت کلامت به قدری شیرین است که مرا به شادی و شوقی عمیق رسانده است، همچنان که دایه، شیرینترین عسل را در روز تولد به کودک خود میدهد.
هوش مصنوعی: به هیچ عنوان نباید تو را آزار و ستمی به خاطر صفای یکنفره محدود کند، زیرا با همه محبت و وفاداری، این نوع رفتار شایسته نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کهن شود همهکس را به روزگار ارادت
مگر مرا که همان عشقِ اولست و زیادت
گرم جواز نباشد به پیشگاه قبولت
کجا روم که نمیرم بر آستان عبادت
مرا به روز قیامت مگر حساب نباشد
[...]
به آستین ملالم مران، که من به ارادت
نهادهام سر طاعت، به آستان عبادت
به کشتگان رهت، برگذر، به رسم زیارت
به خستگان غمت، در نگر، به رسم عیادت
من آن نیم که به تیغ از تو روی برتابم
[...]
منم ز دست تو پا بسته در کمند ارادت
به راه تو سر تسلیم بر زمین عبادت
به درد عشق خوشم با خیال دوست، که گهگه
قدم به پرسش ما مینهد به رسم عیادت
چه میدهند گواهی دو چشم یار به خونم
[...]
هلاک نرگس خویشم اگر کنی بارادت
کلاه بخت بچرخ افکنم چو گل ز سعادت
قدم به پرسش من رنجه کن به رسم عیادت
که جان نثار قدومت کنم ز روی ارادت
نهادهام سر تسلیم بر ارادت محبوب
که بنده را نبود رسم و راه غیر عبادت
دلا بکوش که خود را کنی نشانه تیرش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.