گنجور

 
صفایی جندقی

نماند از تاب هجرانت مرا دیگر شکیبایی

عجب نبود اگر زین پس کشد کارم به رسوایی

دلم در سینه جوشد ز آتش رویت مکن حیرت

تو آتش را به جوش آری بدین گرمی و گیرایی

ز سودای رخ و زلفت دو سود آمد مرا حاصل

دلی خودرای و دیوانه، سری پرشور و سودایی

عجب دارم که چون آموختی آن لعل گویا را

کجا کی از دم گرم که اعجاز مسیحایی

در اوصافت عرق ریزد به جای دوده بر کلکم

که آمد صفحه ای از دفتر حسن تو زیبایی

مرا با دین و دنیا نیست کاری مال و جان چبود

نتابم روی از رایت بهر چم حکم فرمایی

بهر حال از تو منتها مرا بر دوش جان باشد

به قهرم گر بسوزانی ور از لطفم ببخشایی

تو خود گاهی مگر دست ترحم سائیم بر سر

که نبود با غم عشقت مرا چشم تن آسایی

به یاد لعل میگونت مدام ار خون خورم شاید

که دل آموخت ز آن مژگان مرا رسم جگرخایی

جوانان را ملامت کردمی از عشق و خود ناگه

به عهد پیری آخر سر بر آوردم به شیدایی

تو گویی دل برو واپس ستان و من درین فکرت

که چون بیرون برم جان از کف آن ترک یغمایی

صفایی من که می کردم مداوای گرفتاران

به کار خویش درماندم به صد تدبیر و دانایی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فرخی سیستانی

بهار آمد من و هر روز نو باغی و نو جایی

به گشتن هر زمان عزمی به بودن هر زمان رایی

قدح پر باده رنگین به دست باده پیمایی

چو مرغ از گل به گل هر ساعتی دیگر تماشایی

نگاری با من و رویی نه رویی بلکه دیبایی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
ناصرخسرو

شبی تاری چو بی‌ساحل دمان پر قیر دریائی

فلک چون پر ز نسرین برگ نیل اندوده صحرائی

نشیب و توده و بالا همه خاموش و بی‌جنبش

چو قومی هر یکی مدهوش و درمانده به سودائی

زمانه رخ به قطران شسته وز رفتن برآسوده

[...]

سنایی

ایا بی حد و مانندی که بی مثلی و همتایی

تو آن بی مثل و بی شبهی که دور از دانش مایی

ز وهمی کز خرد خیزد تو زان وهم و خرد در وی

ز رایی کز هوا خیزد تو دور از چشم آن رایی

پشیمانست دل زیرا که تو اسرارها دانی

[...]

انوری

خرد را دوش می‌گفتم که ای اکسیر دانایی

همت بی‌مغز هشیاری همت بی‌دیده بینایی

چه گویی در وجود آن کیست کو شایستگی دارد

که تو با آب روی خویش خاک پای او شایی

کسی کاندر جهان بی‌هیچ استکمال از غیری

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

زهی اخلاق تو محمود همچون عقل و دانائی

زهی ایام تو مشکور همچون عهد برنائی

امام شرق رکن الدینکه سوی حضرتت دایم

خطاب انجم و چرخست مولانا و مولائی

اضافت با کف رادت ز گیتی گنج پردازی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه