عجب دارم تو با این خوب رویی
نیندیشی چرا از تند خویی
امان از چشم فتانت که دارد
به عین شرم چندین فتنه جویی
کنم گوشت به فرمان ه رچه باشد
نهم گردن به حکمت هر چه گویی
دمیدت آفتاب از پیش رو باز
زهی بی شرمی و بی آبرویی
به زلفت داشتی زنجیر پیوند
اگر بودی مر او را نافه جویی
به قدت نسبتش بودی اگر سرو
نبودی عاری از این مشک مویی
به چشمم با هزاران دور پایی
نسودی پا فغان زین دیر پویی
مرا هجر تو و آنان را جوار است
دریغ از منصب سگ های کویی
نگنجد در قلم حسنت که بی حرف
سبق بردی ز خوبی در نکویی
بیانت خام و معنی ناتمام است
صفایی در صفاتش هر چه گویی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت شخصی مورد نظرش اشاره میکند و از تندخویی و بیشرمی او انتقاد میکند. او به چشمهای فریبنده و تأثیرگذار آن شخص اشاره دارد که باعث جلب توجه و ایجاد فتنه میشود. شاعر به خود میگوید که باید به پیروی از او گوش دهد و به او تسلیم شود، ولی از بیشرمی او حیرتزده است. او در ادامه به زنجیر محبت و پیوند اشاره میکند که اگر وجود میداشت، اوضاع بهتر بود. شاعر همچنین به مقایسه قد و قامت آن شخص با سرو میپردازد و در نهایت از دوری معشوقش و اشکهایی که به خاطر او میریزد، ناامید است. او حس زیبایی آن شخص را فراتر از کلام میداند و به ناتمام بودن بیانش اعتراف میکند.
هوش مصنوعی: عجب میکنم که با این زیبایی و چهرهی خوب، چرا به تندخویی و زود رنجی فکر نمیکنی؟
هوش مصنوعی: آه، چه بلاهایی که از نگاه جذاب و فریبندهات به وجود میآید! چشمان تو با شرم و حیا، اما در عین حال، شوق و آرزوی فتنهانگیزی را میپروراند.
هوش مصنوعی: من به حرفهای تو گوش میدهم و هر چه بگویی را قبول میکنم و با عقل و حکمت هر چه را که لازم باشد انجام میدهم.
هوش مصنوعی: آفتاب از جلوی تو طلوع کرد، اما تو به راستی بیشرم و بیآبرو هستی.
هوش مصنوعی: اگر موهای تو زنجیری برای پیوند بود، او نیز میتوانست همچون جویی در آن جاری شود.
هوش مصنوعی: اگر قد تو نبود، دلیلی نداشت که تو بدون مشک مویی، به زیبایی سرو باشی.
هوش مصنوعی: به چشم من، با وجود اینکه فاصلههای زیادی را طی کردهای، هنوز هم در این مکان قدیمی نتوانستهای از سر پایینی پاک شوی.
هوش مصنوعی: من از دوری تو رنج میبرم و آنها در کنار خودت زندگی میکنند. افسوس که من حتی به مقام و جایگاه سگهای کوی تو هم نمیرسم.
هوش مصنوعی: زیبایی تو آنقدر زیاد است که هیچ کلامی نمیتواند آن را توصیف کند، زیرا تو با حسن و خوبیات از همه سبقت گرفتهای.
هوش مصنوعی: سخن تو خام و مفهومش ناتمام است، هر چه از صفات او بگویی، همچنان خلوص و زیبایی در آن وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من از تو راستی خواهم که جویی
همیشه راستی ورزی و گویی
به هر شام و سحر گریم بکوئی
که جاری سازم از هر دیده جوئی
مو آن بی طالعم در باغ عالم
که گل کارم بجایش خار روئی
یقین دان کو نباشی تو ولیکن
نباشی در میان آنگه تواوئی
حروف کائنات ار بازجویی
همه در تو است و تو در لوح اویی
اگر مبصر و گرمسموع جوئی
وگر محسوس وگر معقول گوئی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.