رخ نمودی اگر از پرده پری
سجده کردی به تو در خوب تری
روشن آمد همه را کوری مهر
کرد تا پیش مهت جلوه گری
نسبت سرو به بالای تو کرد
باغبان از در کوته نظری
قدمی در نظرش باز خرام
تا خجل گرد از آن بی بصری
با گل روی تو مسکین بلبل
سوی گلشن رود از بی خبری
محو رفتار توآمد که نهاد
جاودان سر به کمر کبک دری
دلم از لعل تو دندان نکند
گرچه حاصل بودش خون جگری
انس و جان نیست به غیر تو مرا
انس و جان اگر حور و پری
مفتی از منع صفایی در عشق
ریش گاوی کند از کوی خری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر به توصیف جمال معشوق میپردازد و میگوید که اگر او از پرده بیرون آید، همه به سجده در میآیند. زیبایی معشوق انقدر است که حتی نور خورشید در مقابل او کمرنگ میشود. همچنین شاعر به مقایسه معشوق با سرو میپردازد و از احساسات عمیق خود در مورد او سخن میگوید. او نمیتواند از فکر معشوق چشمپوشی کند و عشق به او را از هیچچیز دیگری نمیخواهد. در انتها به عشقهای سطحی و بیمعنا اشاره میکند که در مقایسه با عشق حقیقی و عمیق او به معشوق، بیارزشند.
هوش مصنوعی: اگر تو از پرده بیرون بیایی و رخسارت را نشان بدهی، من در برابر تو سجده میکنم، زیرا تو از همه زیباتری.
هوش مصنوعی: روشن شد که عشق و زیبایی، باعث نابینایی مردم شده است و همه در مقابل زیبایی تو به ستایش و نمایاندن خود پرداختهاند.
هوش مصنوعی: باغبان به خاطر دید کوتاهش، به شیوهای نادرست، قامت زیبا و بلند تو را با قد سرو مقایسه کرده است.
هوش مصنوعی: قدمهای آرام و ظریفش را به نمایش بگذار تا او از نداشتن بیناییاش شرمنده شود.
هوش مصنوعی: بلبل بیخبر از زیبایی چهره تو، به سمت گلستان میرود و در دل خود احساس مسکینی دارد.
هوش مصنوعی: رفتار تو آنقدر مرا مجذوب کرده که حتی در سختترین شرایط هم نتوانم خودم را از تو جدا کنم.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیبایی تو نتواند از دندانهایش خون بریزد، هرچند که هنوز درد فراوانی دارد.
هوش مصنوعی: من به جز تو، هیچ دوستی و محبوبی ندارم؛ حتی اگر وجود زیبا و دلانگیزی مانند حور و پری هم در کنارم باشد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به مسائلی اشاره میکند که ممکن است در عشق وجود داشته باشد. او به نوعی تبعیض یا محدودیت در عشق اشاره میکند و با زبانی کنایهآمیز به گذشتهها و مشکلاتی که برخی افراد با آن مواجه هستند، میپردازد. این تصویرها نشاندهندهی تضاد و تضییقهایی است که در عشق و روابط انسانی ممکن است بوجود آید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یک زبان داری و صد عشوهگری
من و صد جان ز پی عشوه خری
از جگر خوردن توبه نکنی
زانکه پرورده به خون جگری
زهره داری تو ز بیم دل خویش
[...]
دوش سرمست به وقت سحری
میشدم تا به بر سیمبری
تیز کرده سر دندان که مگر
بربایم ز لب او شکری
چون ربودم شکری از لب او
[...]
ای خیالی که به دل میگذری
نی خیالی نی پری نی بشری
اثر پای تو را میجویم
نه زمین و نه فلک میسپری
گر ز تو باخبران بیخبرند
[...]
هیچت افتد که به ما بر گذری
وز سرِ لطف به ما در نگری
می توانی که دلم دریابی
بهترک زین غم کارم بخوری
چند خاموش توان بود و حمول
[...]
دره عدل ز دست عمری
زن به فرق سر هر خیره سری
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.