چو اختیار به دست من و تو داد اله
درین میانه من ار بد کنم ترا چه گناه
به ذره ذره عالم چو بنگری نگری
ز شر و خیر در آنها نهاده اند دو راه
چو باطل از جدل آید پدید و حق به مثل
به صد شناخت توان جا به جا سفید و سیاه
چه بحر عالم امکان چه بر عرصه کون
رهی رود به کلیسا رهی به بیت الله
چو ناخدای که چون در سفینه بنشینی
بهر طرف که بخواهی ترا برد زان راه
نه بردنی که در آن بردنت دهد تفویض
نه رفتنی که از آن رفتنت بود اکراه
اگر به دیر خرامی و گر به سوی حرم
ترا به منزل مقصود آید او همراه
جهان چو قلزم و اعضای این بدن کشتی
تویی مسافر و آن ناخدا مشیت شاه
سپرده در کف مرد و زن اختیار طلب
از این دو راه یکی را بپای وکن در خواه
به امر اوست که هستی ز نیستی موجود
دقیقه ایت گذارد به خود معاذ الله
دمادم ار نفرستد مدد نخواهی بود
چه جای آن که به جای آوری ثواب وگناه
چو در ثواب شتابی ترا دهد توفیق
چو برگناه گرایی ترا کند آگاه
نصیحتی است که کردم دگر تو دانی و حق
چه پا به راه نهی یا به سر روی در چاه
صفایی از در دونان بتاب روی امید
گدای اوست که منت نمی کشد از شاه
ببر طمع ز لئیمان که کوه کوه نهند
به دوش منتت اندر ازای یک پر کاه
ترا ز رحمت حق کار بسته بگشاید
بیا بنه سر بیچارگی برین درگاه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به توصیف آزادی اراده و اختیار انسان پرداخته است. گوینده میگوید که خداوند اختیار را به ما داده و اگر ما خطا کنیم، گناهی بر دیگران نیست. او به دو راه خوب و بد در زندگی اشاره میکند و بیان میکند که هر فرد میتواند به یکی از این دو مسیر برود. همچنین، به ناپایداری دنیا و وابستگی انسانها به اراده الهی اشاره میکند و اینکه تنها با کمک خداوند میتوان راه صحیح را انتخاب کرد. در نهایت، گوینده انسان را تشویق میکند که در درگاه الهی به توبه و نیایش بپردازد و از رحمت خداوند بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: اگر خداوند اختیار را به من و تو داده است، پس اگر من بدی کنم، چه تقصیری به گردن تو است؟
هوش مصنوعی: اگر به جزئیات جهان بنگری، متوجه خواهی شد که در تمامی آنها دو مسیر متفاوت از خوبی و بدی وجود دارد.
هوش مصنوعی: وقتی که باطل از بحث و جدل مشخص میشود، حق را میتوان به راحتی با مثالهای مختلف شناسایی کرد و میتوان درک کرد که چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است.
هوش مصنوعی: در هر بخش از جهان ممکن است، رهی با تمام وجود به سمت کلیسا یا به سوی خانه خدا میرود.
هوش مصنوعی: مثل ناخدای که در کشتی نشسته، هر سمتی که بخواهد میتواند تو را به آنجا ببرد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نه رفتنی وجود دارد که باعث آزادی و اختیار تو باشد، و نه برگشتی که در آن احساس نارضایتی کنی. به عبارتی دیگر، نه اقدامی هست که تو را به جلو ببرد و در عین حال در آن حس خوب و اختیار داشته باشی، و نه وضعیتی که بخواهی از آن خلاص شوی، اما از آن فراری نباشی.
هوش مصنوعی: هر کجا که بروی، چه به سمت دیر (کلیسا) و چه به سوی حرم (مسجد یا معبد)، در نهایت به مقصد نهاییات خواهی رسید و او همیشه همراه تو خواهد بود.
هوش مصنوعی: جهان مانند دریا است و اعضای بدن تو مانند کشتیای هستند که در این دریا حرکت میکند. تو مسافر این کشتی هستی و ناخدای آن، سرنوشت و مقدر الهی است.
هوش مصنوعی: انتخاب با مرد و زن است و آنها باید یکی از این دو مسیر را بیابند و در آن قدم بردارند.
هوش مصنوعی: به فرمان اوست که وجود از عدم به وجود میآید و در هر لحظه وجود به خودش رجوع میکند، در حالی که او از هر نقیصهای مبراست.
هوش مصنوعی: هر لحظه اگر خداوند کمک نکند، تو نخواهی توانست کار خوبی انجام بدهی یا گناهی را جبران کنی.
هوش مصنوعی: اگر در کارهای خوب و پاداشها عجله کنی، خداوند به تو کمک میکند. اما اگر از گناه دوری کنی، او تو را از عواقب آن آگاه میسازد.
هوش مصنوعی: نصیحتی که به تو کردم، حالا تو خود میدانی که چه مسیری را انتخاب کنی؛ آیا باید راه درست را بروی یا خود را به خطر بیندازی و سقوط کنی؟
هوش مصنوعی: زیبایی و روشنیات را بر امید گدای خود بپراکن که از سلطان هیچ انتظار و چشمداشتی ندارد.
هوش مصنوعی: از طمع و حرص افراد پست دوری کن؛ چون آنها بار سنگین و دشواری را بر دوش میگذارند، در حالی که تو برای آنها چیزی به اندازه یک پر کاه ارزش نداری.
هوش مصنوعی: خداوند متعال میتواند گرههای سختی را که در زندگیات به وجود آمده باز کند، بنابراین به ناچاری و نیاز خود با تواضع به درگاه او رو کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سماع و بادهٔ گلگون و لعبتان چو ماه
اگر فرشته ببیند دراوفتد در چاه
نظر چگونه بدوزم؟ که بهر دیدن دوست
ز خاک من همه نرگس دمد به جای گیاه
کسی که آگهی از ذوق عشق جانان یافت
[...]
به فرخی و به شادی و شاهی ایران شاه
به مهرگانی بنشست بامداد پگاه
برآن که چون بکند مهرگان به فرخ روز
به جنگ دشمن واژون کشد به سغد سپاه
به مهر ماه ز بهر نشستن و خوردن
[...]
مگر که زهره و ما هست نعت آن دلخواه
که با سعادت زهره است و باطراوت ماه
سعادتی که همه در روان گشاید طبع
طراوتی که همه بر خرد ببندد راه
اگر چه در نسب آدم آفتاب نبود
[...]
ایا بهار من و عید نیکوان سپاه
چو ماه ز ابر همی تابی از قبای سیاه
بصید رفتی و پدرام بازگشتی شام
برنگ و بوی رخ و زلف خویشتن می خواه
میئی که وقت سحر زو نسیم گیرد گل
[...]
تو زاهدی و دو زلف تو آفتاب پرست
به سجده اید شما هر دو درگه و بیگاه
چرا دو چشم تو دیبای لعل پوشیدست
اگر نپوشند ای دوست زاهدان دیباه
ز راه گمشده را زاهدان به راه آرند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.