گنجور

 
صفایی جندقی

آن گوی چوگان آزما چاه است یا سیمین ذقن

وآن طره اژدرنما مار است یا مشکین رسن

چوگان شکن گویش نگر، شیر افکن آهویش نگر

در هرخم مویش نگر، شهری پر آشوب از فتن

پیچان مویت کفر و دین، حیران بویت ماء و طین

شیدای خویت مهر و کین، یغمای رویت جان و تن

وصف تو در هر کشوری، حرف تو در هر دفتری

فکر تو در هر خاطری، ذکر تو در هر انجمن

سرمست وصلت عارفان، بیمار هجرت عاشقان

مجنون زلفت عاقلان، مفتون عشقت مرد و زن

ساقی بگردان جام می، مطرب بیا بنواز نی

شاهد کجا شد گو به وی، برخیز و برقع برفکن

رطلی از آب زرفشان، آن جوهر آتش فشان

اول صفایی را چشان، و آنگه بطی پیما به من

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ناصرخسرو

گلبن نوان اندر چمن عریان چو پیش بت شمن

نه یاسمین و نه سمن نه سوسن و نه نسترن

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ناصرخسرو
امیر معزی

ای ساربان منزل مکن جز در دیار یار من

تا یک زمان زاری‌ کنم بر رَبع ‌و اَطلال و دِمَن

رَبع از دلم پرخون‌ کنم خاک دمن‌ گلگون کنم

اطلال را جیحون ‌کنم از آب چشم خویشتن

از روی یار خرگهی ایوان همی بینم تهی

[...]

نصرالله منشی

از غرب سوی شرق زن بد خواه را بر فرق زن

بر فرق او چون برق زن مگذار ازو نام و نشان»

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نصرالله منشی
ظهیری سمرقندی

هایل هیونی تیز دو، اندک خور بسیار رو

از آهوان برده گرو در پویه و در تاختن

هامون گذاری کوه وش، دل بر تحمل کرده خوش

تا روز هر شب بارکش، هر روز تا شب خارکن

چون باد و چون آب روان در دشت و در وادی دوان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه