آن گوی چوگان آزما چاه است یا سیمین ذقن
وآن طره اژدرنما مار است یا مشکین رسن
چوگان شکن گویش نگر، شیر افکن آهویش نگر
در هرخم مویش نگر، شهری پر آشوب از فتن
پیچان مویت کفر و دین، حیران بویت ماء و طین
شیدای خویت مهر و کین، یغمای رویت جان و تن
وصف تو در هر کشوری، حرف تو در هر دفتری
فکر تو در هر خاطری، ذکر تو در هر انجمن
سرمست وصلت عارفان، بیمار هجرت عاشقان
مجنون زلفت عاقلان، مفتون عشقت مرد و زن
ساقی بگردان جام می، مطرب بیا بنواز نی
شاهد کجا شد گو به وی، برخیز و برقع برفکن
رطلی از آب زرفشان، آن جوهر آتش فشان
اول صفایی را چشان، و آنگه بطی پیما به من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به وصف زیبایی و جاذبههای یک معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تمثیلها و تشبیهات مختلف، چهره و شخصیت معشوق را به تصاویری چون گوی چوگان، مار، و گل تشبیه میکند. او به تلاطم عشق و دیوانگی ناخواستهاش در برابر زلف و چهره معشوق اشاره میکند و از احساسات پیچیده و تنشهای عاطفی ناشی از این عشق میگوید. در نهایت، شاعر از ساقی میخواهد که جامی را به او بدهد و دعوت به شادی و جشن میکند. مضمون کلی شعر به عشق، زیبایی و معشوق اختصاص دارد و نشاندهندهٔ شور و شیدایی شاعر است.
هوش مصنوعی: گوی چوگان به عنوان یک چاه یا گودال شناخته میشود و همچنین اشاره به صورت ظاهری و زیبا دارد. در ادامه، طره مو که شبیه به اژدها توصیف شده، ممکن است به یک مار یا بند مشکین شباهت داشته باشد. در این متن به نوعی زیبایی و دوگانگی وجود دارد که بین اشیاء و نمادهایی که به تصویر کشیده شدهاند، ارتباط برقرار میکند.
هوش مصنوعی: ببین چگونه چنگ میزند و بازی میکند، شیر به خوبی شکارش را رها میکند. در هر پیچ مویش را ببین، شهری سرشار از هرج و مرج و ناآرامی در اثر فتنهها و آشوبها.
هوش مصنوعی: بیدار شدن از زیبایی تو، انسان را در حیرت و شگفتی فرو میبرد. پیچیدگی و زیبایی موی تو، هر دو جنبههای متفاوتی را به تصویر میکشد. هرچه بیشتر به وجود تو فکر میکنم، عشق و دشمنی، هر دو را در دل مییابم. چهره تو به گونهای است که جان و تن انسانی را به تصرف خود درمیآورد و نمیتوان از آن چشمپوشی کرد.
هوش مصنوعی: توصیف تو در هر سرزمینی شنیده میشود، سخن تو در هر مکانی گفته میشود، اندیشه تو در ذهن هر کسی است و نام تو در هر جمعی به زبانها میآید.
هوش مصنوعی: مستان پیوند عارفان، بیمار عشق عاشقان مجنون زلف تو، عاقلان، فریبنده عشق تو این شعر به حال و هوای کسانی اشاره دارد که تحت تأثیر عشق و زیبایی تو قرار گرفتهاند. عارفان و عاشقان به شدت تحت تأثیر این ارتباط هستند و تمامی انسانها، اعم از مرد و زن، در بند عشق تو گم شدهاند. این احساسات عمیق نشاندهنده آن است که عشق تو چقدر بر زندگی و نگرش دیگران تأثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، جام شراب را به دور بگردان، ای مطرب بیا و نی بنواز. شاهد کجاست؟ به او بگو که برخیزد و حجابش را بردارد.
هوش مصنوعی: یک ظرفی از آب زلال و شفاف برایت بیاور که بوی آتش را میدهد. ابتدا آن را بچش تا صفای درونش را حس کنی و سپس به آرامی و با احتیاط به من نزدیک شو.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گلبن نوان اندر چمن عریان چو پیش بت شمن
نه یاسمین و نه سمن نه سوسن و نه نسترن
ای ساربان منزل مکن جز در دیار یار من
تا یک زمان زاری کنم بر رَبع و اَطلال و دِمَن
رَبع از دلم پرخون کنم خاک دمن گلگون کنم
اطلال را جیحون کنم از آب چشم خویشتن
از روی یار خرگهی ایوان همی بینم تهی
[...]
از غرب سوی شرق زن بد خواه را بر فرق زن
بر فرق او چون برق زن مگذار ازو نام و نشان»
کز باده می زاید فرح
در سینه غمگین من
هایل هیونی تیز دو، اندک خور بسیار رو
از آهوان برده گرو در پویه و در تاختن
هامون گذاری کوه وش، دل بر تحمل کرده خوش
تا روز هر شب بارکش، هر روز تا شب خارکن
چون باد و چون آب روان در دشت و در وادی دوان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.