در کیش عشق گرنه مرض شد شفای من
درد تو پس چراست نکوتر دوای من
آنجا که ما به رد و قبول آزمون شدیم
بالای دل فریب تو آمد بلای من
خونم ترا بحل که همان دست رنج تو
افزون بود هزار ره از خون بهای من
شادیم با غم تو ولی ترسم آسمان
نگذارد از حسد که شود آشنای من
از دیگران برید و به ما برد روزگار
عشقت نکو شناخت مرا از وفای من
ننمودم از فراق تو کس راه چاره ای
جز غم که شد به جان سپری رهنمای من
بگداختی در آتش هجران دلت چو موم
بودی اگر تو با همه سختی به جای من
جز ناامیدی من و امید مدعی
حاصل ترا چه بود ز چندین جفای من
مرگ خود از خدای بخواهیم یا رقیب
تا زین دو خود چه خواسته باشد خدای من
از حسن و عشق این دو صفایی به ما رسید
ناز از برای یار و نیاز از برای من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد ناشی از فراق معشوق است. شاعر در بیتهای اول بیان میکند که عشق، برای او درمان دردهایش است، اما بروز درد و کمبودی که از آن رنج میبرد، نشاندهنده روابط و آزمونهایی است که در عشق گذرانده است. او به چگونه گی عشق و احساساتش اشاره میکند و میگوید که حتی با وجود غم، شادی نیز با عشق او همراه است. در ادامه، شاعر از رنجهای ناشی از دوری و جفاهای عشق میگوید و احساس ناامیدی و امید را به تصویر میکشد. او به عشق و زیباییها بهعنوان موهبتهایی که به او رسیدهاند، اشاره میکند و نوعی دوگانگی بین عشق و درد را در تجربه خود بیان میکند. در مجموع، شعر به تقابل عشق و رنج در زندگی عاشقانه پرداخته است.
هوش مصنوعی: اگر در عشق به حقیقت بپردازم، بیماری من درمان توست؛ پس چرا دارویی که من دارم بهتر از این نیست؟
هوش مصنوعی: در جایی که ما در امتحان عشق تو رد و قبول شدیم، عشق تو باعث شد که دلم به شدت آزار ببیند.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه من با تمام وجود و از جان خود برای تو تلاش میکنم و برای به دست آوردن تو کوشش میکنم، زیرا دستاورد و موفقیتهای تو به مراتب ارزشمندتر از هزینهای است که من برای این موضوع صرف میکنم.
هوش مصنوعی: ما با وجود غم تو شاد هستیم، اما نگرانم که آسمان به خاطر حسادت اجازه ندهد که تو نزدیک من شوی.
هوش مصنوعی: روزگار عشق تو باعث شد که دیگران را کنار بگذارم و به تو روی آورم. اکنون به خوبی از وفاداری من آگاهی داری.
هوش مصنوعی: از جدایی تو هیچ کس را راه حلی نیافتم، جز اینکه غم و اندوهی شد، که به قلبم نشسته و راهنمای من شده است.
هوش مصنوعی: اگر تو به جای من با تمام مشکلات و سختیها مواجه میشدی، دل تو هم مانند موم در آتش جدایی ذوب میشد.
هوش مصنوعی: جز ناامیدی من و امید مدعی، حاصل کار تو چقدر بود از تمام آزارهایی که من به تو رساندم.
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره شده است که باید مرگ را یا از خداوند طلب کنیم یا از رقیب خود، زیرا در نهایت هر چه که در زندگی برای ما مقدر شده باشد، از جانب خداوند است. به عبارت دیگر، سرنوشت ما تحت کنترل نیرویی بزرگتر است و هر آنچه به ما داده میشود یا از ما گرفته میشود، بر اساس حکمت الهی است.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و عشق، بر ما نیکی و صفایی نازل شده است: محبت برای محبوب و نیازمندی برای خودم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای بوده در قفای تو دایم دعای من
بیگانگی مکن که شدی آشنای من
دست از جفا بدار، وگرنه دعا کنم
تا داد من ز تو بستاند خدای من
گر من دعا کنم به سحرگاه، وای تو
[...]
ای اوفتاده در غم عشقت ز پای من
گر دست اوفتاده نگیری تو، وای من!
نای دلم مگیر به چنگ جفا چنین
کز چنگ محنت تو ننالم چو نای من
پشتم چو چنبر از غم و نیکوست ماجری
[...]
میرفت جان ز بهر دل مبتلای من
میگفت دوست را که تو بنشین به جای من
تن شد ضعیف و یار نیامد به عیادتم
میلی به استخوان ننماید همای من
خواندم دعا و سوی فلک کردمش روان
[...]
ای در بلا فتاده دل مبتلای من
کس را مباد هیچ بلا چون بلای من
از درد عشق یار چنان مبتلا شدم
کاندر جهان طبیب نداند دوای من
عشق از برای دل بود و دل برای عشق
[...]
ای سبز پر کرشمه مشکین قبای من
سر تا قدم بلای سیاهی برای من
با جامه سیاه که در عین شوخیی
دلجوتری ز مردمک دیده های من
چشم تو گرچه کشت بیک دیدنم ولی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.