بیا بنگر سرشک اشکباران
که تا چون برده آب از اشک باران
ز راز ما مگر آگه نکردند
بهر نام مرا کمتر ز یاران
خدا را تا ز هجرانم رهانی
مرا اول بکش زین جان نثاران
به امیدی به پایت سر سپردم
که سایی پا به فرق سر سپاران
اگر خواهی که نومیدت نمانند
ترحم کن براین امیدواران
دل و دین تا به یک مجلس ببازند
در آ در خلوت پرهیزگاران
به جای باده بنهادی از آن لب
چه منت ها به دوش باده خواران
خرامت را خجل نبود اگر کبک
چرا ناید به شهر از کوهساران
ز بس کز خجلت قدت عرق ریخت
به گل شد پای سرو جویباران
مرا بس چهرت از بهر تماشا
گلستان را گذارم با هزاران
صفایی را ز زاری می کنی منع
غریق بحر کی ترسد ز باران
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اشک و غم خود اشاره دارد و از احساسات عمیق و رازهایی که در دل دارد سخن میگوید. او از خدا میخواهد که او را از هجران و دوری آزاد کند و با امید به معشوقهاش، جان خود را فدای او میکند. شاعر به جنبههای مختلف عشق و انتظار اشاره میکند، و از دیگران میخواهد که به امیدهایش توجه کنند. او به زیبایی و ظرافت محبت میپردازد و بر این نکته تأکید دارد که در دل هیجانات و احساسات عاشقانه، نیازی به ترس و نگرانی نیست. در نهایت، او به زشتی و ناپسندیهای اجتماعی و خجالت از خود اشاره میکند و میگوید که عشق و ناز بیپرسش باید مورد قبول و احترام باشد.
هوش مصنوعی: بیا باغ را ببین که چگونه از باران پر از آب و ترنم شده است، گویی به خاطر اشکها و احساسات عمیق، همه جا را تر کرده است.
هوش مصنوعی: شاید از رمز و راز ما کسی خبر نداده باشد، به همین خاطر نام من کمتر از دوستانم ذکر شده است.
هوش مصنوعی: ای خدا، قبل از اینکه از دوری و جدایی رهایم کنی، ابتدا جانم را که برای تو فدای کردهام، از من بگیر.
هوش مصنوعی: با امیدی سر به پای تو نهادم که سایهام بر سر خدمتهایم است.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که دیگران ناامید نشوند، بر روی کسانی که امیدوارند، مهربانی کن.
هوش مصنوعی: دل و ایمان در یک مجلس به راحتی به خطر میافتند و افراد پرهیزگار در خلوت خود از این موضوع دوری میکنند.
هوش مصنوعی: به جای شراب، لبان تو را انتخاب کردم و حالا چه بار سنگینی بر دوش کسانی که به شرابخوری مشغولند، قرار دادهام.
هوش مصنوعی: اگر خرابت خراب باشد، جای خجالت نیست. چرا که اگر کبک از کوهها به شهر نیاید، آنچنان هم عجیب نیست.
هوش مصنوعی: به دلیل شرمندگی و افراطی که در عرق ریختن داشتی، قد و قامت تو به زیبایی گلهای کنار جویباران تبدیل شد.
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات مرا وا میدارد که در هزاران گلستان به تماشا بایستم.
هوش مصنوعی: آیا وقتی در دریا غرق میشوی، از باران میترسی؟ یا اینکه وقتی دچار ناراحتی و نالهای میشوی، چگونه انتظار داری که احساس آرامش و صفا داشته باشی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ابوالفتح آفتاب نامداران
مظفر نام و تاج کامگاران
اگر باران نباشد در بهاران
سرشگ و آه من بس باد و باران
جهان را بس بود نالیدن من
اگر بلبل ننالد در بهاران
سحرگه بانگ من بشنو ز مطرب
[...]
همه سیمین بر و زرین سواران
پری رویان و پروین گوشواران
زلبهای چو بسد در فروشان
ز گیسوهای مشکین مشکباران
بگاه عشرت و بوس و تماشا
[...]
نشست آن شب به نوشانوش یاران
صبوحی کرد با شب زندهداران
که گر جامه بپوشد شه هزاران
نگردی تو ز خیل بیقراران
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.