به جز خار جفا زین گل عذاران
مرا نامد نصیب از خیل یاران
شدم پیر از فراقش در جوانی
نهالم را دی آمد در بهاران
گراییدم به عشق از شوق رفتم
به پای ناودان از زیر باران
کمان ابروی ما را گو به پرهیز
ز تیر ناله شب زنده داران
بیا واعظ ببین آن گونه تا من
نمایم با تو داغ سوگواران
تو تا خود زخم تیغش برنداری
خبر نایی ز سوز داغداران
به چشم عبرتش یک ره نظر کن
ولی غافل مشو ز آن تیر باران
ز جانان جور و ناز آمد تلافی
به پاداش وفای حق گزاران
ز صد گلزار بیزاری بجویند
بدین رخ گر ببینندت هزاران
نه تنها شد صفایی پای بندت
چو من سرگشته داری صد هزاران
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد فراق و تنهایی سخن میگوید و از دوستان و یارانش میگوید که نتوانسته است از عشق برخوردار شود. او به حسرت و غصهی خود اشاره میکند و خود را در جوانی به پیری میکشاند. شاعر به عشق که او را به زحمت انداخته، اشاره میکند و از تمنا و دلدادگیاش میگوید. در نهایت، او به سختیهایی که بر دل داغدیدهها میگذرد میپردازد و از این که تنها نیست، بلکه افراد زیادی در حسرت محبوب خود به سر میبرند، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: به جز زخم و درد و رنجی که از محبت و وفاداری میکشم، هیچ چیز دیگری از جمع دوستان و یاران برایم نصیب نشده است.
هوش مصنوعی: از دوری او در جوانی سالم پیر شدم و در بهار، دی به سراغ نهالم آمد.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، شوق و ذوق من به قدری زیاد شد که به سمت ناودان رفتم و زیر باران ایستادم.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد به ابروی ما نگاه کند، بهتر است که از تیر ناله شبزندهداران دوچار آسیب نشود.
هوش مصنوعی: بیا ای واعظ، بیا تا من به تو نشان دهم که سوگواران چگونه دردِ خود را به نمایش میگذارند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خودت زخم تیغ را از تن خود برنداری، هیچ خبری از سوز و درد عاشقانی که در آتش عشق میسوزند نخواهی داشت.
هوش مصنوعی: به چشمان عبرتش نگاهی بینداز، اما مراقب باش که به تهاجم تیرهای کینهتوزانه غافل نشوی.
هوش مصنوعی: محبت و وفای واقعی در برابر محبت و ناز و بیرحمی معشوق جبران میشود.
هوش مصنوعی: اگر هزاران گلزار هم ببینند، از روی تو و چهرهات بیزار خواهند بود.
هوش مصنوعی: تو که به عشق و محبت من دلبستهای، مانند من که در این حال غرق شدم، میتوانی حال و هوای دلانگیزی برای خود بسازی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ابوالفتح آفتاب نامداران
مظفر نام و تاج کامگاران
اگر باران نباشد در بهاران
سرشگ و آه من بس باد و باران
جهان را بس بود نالیدن من
اگر بلبل ننالد در بهاران
سحرگه بانگ من بشنو ز مطرب
[...]
همه سیمین بر و زرین سواران
پری رویان و پروین گوشواران
زلبهای چو بسد در فروشان
ز گیسوهای مشکین مشکباران
بگاه عشرت و بوس و تماشا
[...]
نشست آن شب به نوشانوش یاران
صبوحی کرد با شب زندهداران
که گر جامه بپوشد شه هزاران
نگردی تو ز خیل بیقراران
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.