الهی خاطرم فارغ ز قید ماسوا گردان
ز خود بیگانگی بخشای و با خویش آشنا گردان
به باطل یاوه گویی را ز خوی خود سری و آخر
ز حق بی راهه پویی را به راه خویش وا گردان
بیابان است و ره گم گشتگان را پشت بر مقصد
بپای ای کاروان سالار و رویی با قفا گردان
به ذل و عز و فقر و دولتم تسلیم و تمکین ده
بری ز اندیشه چند و چه و چون و چرا گردان
گر آزادم ز خود خواهی به بند بندگی درکش
چنان کز من رضا گردی مرا از خود رضا گردان
نه تاب دوزخت دارم نه باب جنتم یا رب
به خاکم با زمان وآسوده اندر ماجرا گردان
ز دست نفس بدفرما حقوقی کز تو در باشد
فکن در پای و ز دست عطا یکسر ادا گردان
به خواری شرمساری سوگواری مسکنت زاری
شماری گر تو ای دل فوت شد اکنون قضا گردان
تولای ترا صدق و صفا شرط است می دانم
صفایی را به صدق خویش صافی از ریا گردان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر از خداوند میخواهد که او را از قید و بند دنیا و خودخواهی رها کند و به آشتی با خود برساند. او از خدا میخواهد که گمگشتگان را هدایت کند و آنان را به مقصد برساند. شاعر به ذلت و فقر خود اشاره میکند و از خداوند میخواهد که او را از اندیشههای بیفایده آزاد کند. همچنین، او به این نکته تأکید میکند که آزادی واقعی در بندگی خداوند نهفته است و نه در خودخواهی. در نهایت، شاعر خواهان این است که اوصاف صداقت و صفا را در خود پرورش دهد و از ریا دور شود.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، مرا از وابستگی به چیزهای غیر خودت آزاد کن و به من کمک کن که خود را از غمها رها کنم و به حقیقت وجود خود نزدیکتر شوم.
هوش مصنوعی: انسان باید از گفتن حرفهای بیمحتوا و نادرست پرهیز کند و در مسیر حقیقت حرکت کند. اگر کسی به اشتباه و از روی نادانی به بیراهه میرود، باید او را به سوی درستی و حقیقت هدایت کرد.
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر بیابانی پرداخته میشود که عدهای در آن راه را گم کردهاند. از کاروان سالار خواسته میشود که به آنها کمک کند و به سمت مقصدی که پشت سر آنهاست، توجه کند و با رو به عقب نگاه کند تا آنها را به سمت مقصد هدایت کند.
هوش مصنوعی: به ذل و عز و فقر و ثروت تسلیم و رضایت بده؛ از فکر کردن به اینکه چه باید کرد و چرا باید کرد، دور شو.
هوش مصنوعی: اگر من از خودم آزاد شوم و تو بخواهی که در بندگان تو باشم، پس بندگی مرا به گونهای بپذیر که از من راضی شوی و من را از خود راضی کن.
هوش مصنوعی: من نه توان تحمل عذاب جهنم را دارم و نه شایستگی ورود به بهشت را. خداوند، مرا به حال خود رها کن و سرنوشت من را با آرامش و در واقعیت بگذار.
هوش مصنوعی: از دست نفس بدکار که حقوقی از تو به عهدهام است، آن را به پای حق خود بینداز و از دست نعمت عطا همهاش را به نهایت برسان.
هوش مصنوعی: به خاطر ناچاری و بیخود شدن از وضعیتی که در آن هستی، گریه و ناله میکنی. اما ای دل، اگر زمانه به تو نیکی نمیکند و تو به مشکلات دچار شدهای، باید قبول کنی که این تقدیر است.
هوش مصنوعی: دوستی و محبت تو نیاز به صداقت و خلوص دارد. میدانم که برای رسیدن به این خلوص، باید نیت خود را از هر نوع نیرنگ و دورویی پاک کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که گفتت تا بدین غایت شها روی از گدا گردان
ز بی رایی بگردان خوی و رویی سوی ما گردان
تماشای ترا بر کشته ی خویش آرزو دارم
بیا وین یک تمنا را پس از مرگم روا گردان
رخی بنما که سیمای ترا پایم ثنا گستر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.