گنجور

 
صفایی جندقی

وفای عهد راجاوید اگر مانم نگه دارم

ولی دانم که ز اقسام جفا جبران کند یارم

غرور و قهر وی چندان قصور و عجز ما چندین

هلاکم گیر اگر الطاف او ناید مددکارم

به خام زلف بندی هر دلی کز غمزه بربایی

عجب از پخته کای های آن سرمست هشیارم

چو نی نالان و زرد و زار و خشک و لاغرم کردی

که درکوی غمت چون گاه بینی رو به دیوارم

کند سیر توام غافل ز رنج زخم خوردن ها

بفرمای اندکی تعجیل تا سرگرم دیدارم

به سودای دگر سودایت از سر نفکنم حاشا

خود از روی یقین هر چند خوانی اهل پندارم

به عهد ترک مستت فتنه ها بیدار شد آری

مگر در خواب بیند این زین پس چشم بیدارم

به صبرم بر ستیز باغبانان خنده کمتر کن

که دیدی بردمد روزی گل امید از این خارم

ندانستم صفایی با همه حزم آن سیه جادو

چه لعبی باخت کز یک نظره چون خود ساخت بیمارم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فرخی سیستانی

دلا باز آی تا با تو غم دیرینه بگسارم

حدیثی از تو بنیوشم نصیبی از تو بردارم

دلا گرمن به آسانی ترا روزی به چنگ آرم

چو جان دارم ترا زیرا که بی تو خوارم وزارم

دلا تا تو زمن دوری نه درخوابم نه بیدارم

[...]

عبدالقادر گیلانی

بخواب مرگ خواهم شد مکن ای بخت بیدارم

که من دور از درش امشب زعمر خویش بیزارم

خلافست اینکه می گویند باشد آرزو در دل

مرا در دل بود بد خوی و چندین آرزو دارم

نه آخر عاشقان باری زخوبان رحمتی بینند

[...]

سوزنی سمرقندی

خر خمخانه را ناسور پیدا گشت و بیطارم

بنیش از سقبه آن ناسور در یکهفته بردارم

چو خر شاعر بود بیشک که بیطاری کند شاعر

چه داند آن خر شاعر که من شاعر نه بیطارم

ز تسعیر خر شاعر بسازم خمره مرهم

[...]

مجیرالدین بیلقانی

نصیحت می‌کنم دل را که دامن درکش از یارم

چو با دل بر نمی‌آیم به رنج دل سزاوارم

اگر معزولم از وصلش ندارم غم بحمدالله

که در دیوان هجرانش منم تنها که بر کارم

من از وی بر خورم گویی کس این هرگز نیندیشد

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مجیرالدین بیلقانی
اثیر اخسیکتی

چو من عادت چنین دارم که غم را شادی انگارم

به بیماری چنان کآمد تو هم می‌دار تیمارم

به درد تازه هر ساعت مرا مشغول خود می‌کن

از این بیکار کم داری دمی بیکار مگذارم

به یک غم ابلهی باشد که از عشق تو بگریزم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه