وفای عهد راجاوید اگر مانم نگه دارم
ولی دانم که ز اقسام جفا جبران کند یارم
غرور و قهر وی چندان قصور و عجز ما چندین
هلاکم گیر اگر الطاف او ناید مددکارم
به خام زلف بندی هر دلی کز غمزه بربایی
عجب از پخته کای های آن سرمست هشیارم
چو نی نالان و زرد و زار و خشک و لاغرم کردی
که درکوی غمت چون گاه بینی رو به دیوارم
کند سیر توام غافل ز رنج زخم خوردن ها
بفرمای اندکی تعجیل تا سرگرم دیدارم
به سودای دگر سودایت از سر نفکنم حاشا
خود از روی یقین هر چند خوانی اهل پندارم
به عهد ترک مستت فتنه ها بیدار شد آری
مگر در خواب بیند این زین پس چشم بیدارم
به صبرم بر ستیز باغبانان خنده کمتر کن
که دیدی بردمد روزی گل امید از این خارم
ندانستم صفایی با همه حزم آن سیه جادو
چه لعبی باخت کز یک نظره چون خود ساخت بیمارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از وفای عهد و محبت یار صحبت میکند و تأکید میکند که اگر حتی بخواهد به وعدهاش وفا کند، میداند که ممکن است یار او را با جفا مواجه کند. او به احساسات سنگین و دردهایی که از عشق متحمل شده، اشاره میکند و خود را به مانند نی زاری میبیند که به خاطر غم یار به دیوار مینگرد. شاعر به این نکته میپردازد که زخمهای عشق او را غافلگیر کرده و به دیدار محبوبش نیاز دارد و از او میخواهد که کمی زودتر بیاید. همچنین، او به راحتی نمیتواند از عشق محبوبش کنارهگیری کند و تأکید میکند که هرچند سعی کند از او دور شود، این امر برایش دشوار خواهد بود. در نهایت، شاعر به چالشها و دردهایی که در عشق تجربه کرده، اشاره میکند و به زحمتی که از این مسأله به وجود آمده، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: اگر من به وفای عهد پایبند بمانم، آن را حفظ خواهم کرد، اما میدانم که معشوقم از انواع بیوفاییها پرهیز نمیکند و جبران کارهایش را خواهد کرد.
هوش مصنوعی: غرور و قهر او به حدی است که ما به شدت درمانده و ناتوانیم. اگر لطف و یاری او به دادم نرسد، حتماً هلاکت من نزدیک است.
هوش مصنوعی: زلفهای درخشان و زیبا دل هر کسی را به خود جذب میکند و این شگفتانگیز است که کسی که با چشمانش دل میرباید، من را هم در حالتی از سرمستی و هوشیاری نگه میدارد.
هوش مصنوعی: من مانند نی به زاری و افسردگی افتادهام، و تو به قدری قلبم را آزردهای که وقتی به یاد غمهایت میافتم، سرم را به دیوار میچسبانم.
هوش مصنوعی: ممکن است ناآگاهانه دچار رنج و درد شوم، پس لطفاً کمی سریعتر بیا تا بتوانم از دیدارت لذت ببرم.
هوش مصنوعی: من هیچگاه به دنبال اشتیاقهای دیگر نخواهم رفت، هرچند که بخواهی مرا شخص خیالپرداز بنامید، خودم به خوبی از واقعیت مطلع هستم.
هوش مصنوعی: به خاطر وفاداری و عشق به تو، مشکلات و بحرانها بیدار شدهاند. مگر کسی که خواب است، نتواند آنها را ببیند. از این پس، من در حالت هوشیاری و آگاهی زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: با صبر خود بر مشکلات و دشمنیهای باغبانان، اندکی از خندهات بکم کن؛ چون دیدی روزی خواهد آمد که گل امید از میان این خارها شکوفا خواهد شد.
هوش مصنوعی: من ندانستم چه خوشی و زیبایی در آن سیاهچهرهای که با تمام احتیاط و با تدبیر خود، بازیای خندهدار به راه انداخته است، نهفته است. از یک نگاه او، حالا دلم بیمار شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلا باز آی تا با تو غم دیرینه بگسارم
حدیثی از تو بنیوشم نصیبی از تو بردارم
دلا گرمن به آسانی ترا روزی به چنگ آرم
چو جان دارم ترا زیرا که بی تو خوارم وزارم
دلا تا تو زمن دوری نه درخوابم نه بیدارم
[...]
بخواب مرگ خواهم شد مکن ای بخت بیدارم
که من دور از درش امشب زعمر خویش بیزارم
خلافست اینکه می گویند باشد آرزو در دل
مرا در دل بود بد خوی و چندین آرزو دارم
نه آخر عاشقان باری زخوبان رحمتی بینند
[...]
خر خمخانه را ناسور پیدا گشت و بیطارم
بنیش از سقبه آن ناسور در یکهفته بردارم
چو خر شاعر بود بیشک که بیطاری کند شاعر
چه داند آن خر شاعر که من شاعر نه بیطارم
ز تسعیر خر شاعر بسازم خمره مرهم
[...]
نصیحت میکنم دل را که دامن درکش از یارم
چو با دل بر نمیآیم به رنج دل سزاوارم
اگر معزولم از وصلش ندارم غم بحمدالله
که در دیوان هجرانش منم تنها که بر کارم
من از وی بر خورم گویی کس این هرگز نیندیشد
[...]
چو من عادت چنین دارم که غم را شادی انگارم
به بیماری چنان کآمد تو هم میدار تیمارم
به درد تازه هر ساعت مرا مشغول خود میکن
از این بیکار کم داری دمی بیکار مگذارم
به یک غم ابلهی باشد که از عشق تو بگریزم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.