از سرو سخنوری ندیدم
وز ماه صنوبری ندیدم
حوری چو تو در لباس مردم
نشنیده ملک پری ندیدم
با زلف تو نافه ی ختا را
یک موی برابری ندیدم
از باد بهار و بوی بستان
این غالیه گستری ندیدم
جز طره ی او در آتش چهر
از مار سمندری ندیدم
نخل و گل و یاس و ارغوان را
با سرو تو همسری ندیدم
هجر تو و صبر خویشتن را
کاری است که سرسری ندیدم
با آن همه رم دل آمدت رام
از چرخ کبوتری ندیدم
دل بردن و زیر پا فکندن
زیبنده دلبری ندیدم
از جوق بتان به جز تو کس را
در جور چنین جری ندیدم
از دشمن و دوست هم به بدخواه
این پایه ستمگری ندیدم
توحید مجو صفایی از خویش
کز شرک ترا بری ندیدم
جز مو نستردن از تو یک موی
قانون قلندری ندیدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به محبوبش است. شاعر در متن به زیباییهای خاص محبوب اشاره میکند و میگوید که هیچچیز دیگری به پای او نمیرسد. او از زیباییهای طبیعی و موجودات دیگر نام میبرد و تأکید میکند که هیچکدام برابری با محبوبش ندارند. همچنین، او به رفتارهای ناپسند و بیرحمی که در روابط انسانی دیده است، اشاره میکند و میگوید هیچکسی به اندازه محبوبش دلربا و دلسوز نیست. در نهایت، شاعر از این که چگونه میتواند در برابر عشق و زیبایی محبوبش تسلیم شود، صحبت میکند و وارد دنیای احساسی عمیقی میشود که تنها به خاطر او تجربه کرده است.
هوش مصنوعی: من از سخنوری مانند سرو و زیبایی مانند ماه نتوانستم ببینم.
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیتی همانند تو را در قالب انسان هیچگاه ندیدهام و فرشتهای را نداشتهام.
هوش مصنوعی: با موهای تو، هیچ چیزی به اندازهی زیبایی و لطافت موی تو را ندیدهام.
هوش مصنوعی: در فصل بهار و در کنار عطر گلها، هیچ چیز زیباتر از این لذت و خوشی را تجربه نکردم.
هوش مصنوعی: تنها چیزی که در آتش میبینم، زیبایی موهای اوست و غیر از آن، هیچ چیز دیگری را نمیتوانم تشخیص دهم.
هوش مصنوعی: هیچ درخت خرما، گل، یاس و ارغوانی را ندیدم که بتواند با زیبایی و شکوه تو رقابت کند.
هوش مصنوعی: جدایی تو و تحمل خودم را مسالهای نمیدانم که به سادگی از کنار آن بگذرم.
هوش مصنوعی: با وجود تمام مشکلات و چالشها، نتوانستم دل خود را در دست تو ببینم.
هوش مصنوعی: شگفتا که هیچ کس را ندیدم که دل ببرد و سپس آن را زیر پا گذارد، که این کار زیبنده دلبری است.
هوش مصنوعی: من از میان همه زیباییها، مانند تو را در چنین حالتی ندیدم.
هوش مصنوعی: نه از دشمنان دیدهام و نه از دوستان، که به اندازهی این سختی و ستمی که در دل دارم، بدخواهی کنند.
هوش مصنوعی: تلاش نکن که از وجود خود، صفایی بخواهی چون هیچ برائتی از شرک نمیبینی.
هوش مصنوعی: جز این که موهایی را از تو قطع کنم، هیچ قانونی در زندگی درویشی ندیدم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من چون تو به دلبری ندیدم
گلبرگ چنین طری ندیدم
مانند تو آدمی در آفاق
ممکن نبود پری ندیدم
وین بوالعجبی و چشم بندی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.