گنجور

 
صفایی جندقی

آوخ که یار برسر این ناتوان رسید

وقتی که از شکنجه هجران به جان رسید

فرصت نیافت یار و به پایان شتافت عمر

مهلت نداد مرگ و اجل بی امان رسید

جانان به پرسش آمد و جان گرم رفتن آه

خارم به دیده فصل بهارم خزان رسید

پی کن به پهنه ی هوس ای دل رکاب عیش

حالی که وصل و هجر عنان بر عنان رسید

از کینه ی چرخ وکاوش اختر به ما نرفت

چندان جفا که زان مه نامهربان رسید

دل با نگاه اولش از کار شد مگر

یک تیر سهم سینه ی ما ز آن کمان رسید

آن فتنه از زمانه بر اهل زمین نخاست

گر چشم او به فتنه آخر زمان رسید

در فرقت تو ناله ام از گریه بازداشت

اقبال و بخت من بین که به دام فغان رسید

سرها به از کفم چو صفایی به پای رفت

سودم ز شکوه چیست که چندین زیان رسید

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سوزنی سمرقندی

صدر جهان بحضرت شاه جهان رسید

با کام دل بر ملک کامران رسید

گشت از حضور صدر جهان شاه شادمان

چون صدر نزد شاه جهان شادمان رسید

حضرت جنان مثال و بتدریس علم صدر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
انوری

طبعم به عرضه کردن دریا و کان رسید

نطقم به تحفه دادن کون و مکان رسید

هم وهم من به مقصد خرد و بزرگ تاخت

هم گام من به معبد پیر و جوان رسید

این دود عود شکر که جانست مجمرش

[...]

کمال‌الدین اسماعیل

این خرّمی نگرکه مرا ناگهان رسید

وین مملکت نگرکه بمن رایگان رسید

بختم بخواب نیز نیارست دید هم

کاری چنین شگرف که او را عیان رسید

عمری بمانده بنده درین آزو آرزو

[...]

اوحدی

دوشم فغان و ناله به هفت آسمان رسید

دو دم به دل برآمد و آتش به جان رسید

بر تن شنیده‌ای چه رسید از فراق جان؟

از درد دوری تو دلم را همان رسید

هرگز جفا نبرده و دوری ندیده‌ام

[...]

ابن یمین

ایدل بیار مژده که شاه جهان رسید

فرمانده ملوک زمین و زمان رسید

شاه جهان طغایتمور خان که ملک را

چون او رسید با تن آزرده جان رسید

چون عز پایبوس شهنشاه یافت تخت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه