چون صبح عید هفتم ماه رجب رسید
از شش طرف نوید هزاران طرب رسید
دل گفت جان به مقدم او کن فدا که باز
غارتگر عجم شه ی ترکان عرب رسید
سرگرم قتل کیست که چون مهر بامداد
با جامه ی غضب همه تن در غضب رسید
بهر اسیری دل و داغ درون من
با طره ی به تاب و عذاری به تن رسید
بستم زبان شکوه به شکرانه ی وصال
زان غم که در فراق تو هر روز و شب رسید
صبح و صال قصه نرانم زشام هجر
کاین یک شکنجه آمد و آن یک تعب رسید
دیگر ره از مشاهده دل زنده شد مرا
هر چند در مجاهده جانم به لب رسید
بر نخل نازت از شکرین بوس های تر
کو زهر خود چسود که ما را طلب رسید
تکیف می مکن به صفایی کش این دو روز
بی می ز لعل یار نشاطی عجب رسید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به جشن و سرور صبح عید هفتم ماه رجب اشاره میکند که نوید خوشحالی و طرب از همه سو به او میرسد. او به عشق و فداکاریاش در برابر محبوبش میپردازد و از حسادت و غمهایی که برای دوری از او متحمل شده، سخن میگوید. ارتباطات عاطفی و احساسات عمیق او نسبت به معشوقش در خلال شعر به خوبی نمود پیدا میکند. شاعر با اشاره به زیباییها و لذتهای عشق، تلاش میکند تا از دردهای فراق بگوید و شادی وصال را جشن بگیرد. در نهایت، او بر اهمیت لذتبردن از لحظات کوتاه و شیرین عشق تأکید میکند.
هوش مصنوعی: وقتی صبح اولین روز عید هفتم ماه رجب فرا رسید، از هر سو خبر شادی و خوشحالی به گوش رسید.
هوش مصنوعی: دل به جان گفت که جانم را فدای او کن، زیرا بار دیگر، غارتگر عجم، پادشاه ترکها و عربها به ما نزدیک شده است.
هوش مصنوعی: کیست که مشغول کشتن است و مانند خورشید صبح، با خشم و عصبانیت به میدان آمده است؟
هوش مصنوعی: برای کسی که در اسارت است و غم و درد در دلش دارد، موهای پیچیده و زیبایی چون غم و اندوهی در وجودش به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: به خاطر خوشحالی از وصال تو، زبان به شکایت نمیگشایم، زیرا آن غمی که در دوری تو هر روز و شب با آن روبهرو بودم، بسیار سنگین و فرساینده بود.
هوش مصنوعی: صبح و صال را نمیگویم، چون داستان شب تنهایی و غم به قدری دردناک است که یکی از آنها عذاب و دیگری خوابآلودگی است.
هوش مصنوعی: دیگر با دیدن چیزی دل من زنده شد، هرچند که در تلاش و سختی جانم به لب رسیده بود.
هوش مصنوعی: ای نخل خوشفرم و زیبا، از بوسههای شیرینت که مانند باران بر ما میبارند، دور نیست که زهر تلخ خود را بر ما بچشانی، چرا که ما به شوق دیدار شما آمدهایم.
هوش مصنوعی: به این فکر نباش که در این دو روز خوشی، بدون شراب و لذت یار، چه شادی عجیبی به دست آمده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یا ساقی الصبوح که پیک صبا رسید
در دور دولت آی که نوبت بما رسید
خورشید را طلوع شد از معجر کلیم
گر همدم مسیح نسیم صبا رسید
صبح دوم که زنده کند مرده را بدم
[...]
آب حیات از لب ساقی به ما رسید
این مرحمت نگر که به ما از خدا رسید
دل دردمند بود ولی یافت صحتی
از دُرد درد او به دل ما دوا رسید
ما دست برده ایم ز شاهان روزگار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.