ز نقص سروکش از برگ و بر کمالی نیست
که پیش نخل تواش نیز اعتدالی نیست
جبین و جبهه مه را تجملی است وجه
ولی به وجه جمیل تواش جمالی نیست
به چهرت اهل نظر مصر را کجا سنجند
که چون تواش بر و بالا و زلف و خالی نیست
من و تحمل هجران مبند حمل محال
که پیش حول من اینگونه احتمالی نیست
ز زلف خویش پریشانیم نگر به فراق
ز کس مپرس که حاجت به شرح حالی نیست
به شوق قتل خود از سیر قاتل افتادم
بلی قتیل ترا آن قدر مجالی نیست
به دست دوست ندارم غمی ز کشته شدن
خدا گواست مرا غیر از این خیالی نیست
هر آنکه خاطرش از مهر دوستی خرم
ز کاوش دو جهان دشمنش ملالی نیست
به آشیانه و باغم مخوان ز دام و قفس
چه حاصلم ز گشودن که پر و بالی نیست
میان ما ز چه پیوند دوستی نگسست
دل ترا به دل منکه اتصالی نیست
به ترک قید ملامت بدان صفایی را
که پای بست تو در بند جاه و مالی نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان نقصها و کمبودهای ظاهری در مقایسه با زیبایی و کمال الهی میپردازد. شاعر به توصیف محبوب میپردازد و میگوید که حتی برترین زیباییها مانند نخل نمیتواند به زیبایی محبوب برسد. او همچنین به درد فراق و هجران اشاره میکند و میگوید که هیچ کس توان تحمل این درد را ندارد. شاعر از عشق و دوستی سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که هیچ چیز نمیتواند مانع ارتباط عمیق بین دلها شود. در نهایت، او به ترک وابستگیهای مادی و دنیوی اشاره میکند و به اهمیت آزادی و خلوص در دوستی میپردازد.
هوش مصنوعی: کیفیت و زیبایی سرو، به دلیل نقصی که دارد، هیچ کمالی را از خود ارائه نمیدهد و در مقایسه با نخل، به هیچ وجه به اعتدالی دست نمییابد.
هوش مصنوعی: پیشانی و چهره ماه آراسته و زیباست، اما در برابر چهره زیبای تو، این زیبایی معنی و ارزش چندانی ندارد.
هوش مصنوعی: به چهرهات اهل دانش و بینش نمیتوانند زیباییهای مصر را با تو مقایسه کنند، زیرا هیچیک از آن زیباییها به پای چهره و زلف و سادگی تو نمیرسد.
هوش مصنوعی: من و تو نمیتوانیم دوری و جدایی را تحمل کنیم، چرا که چنین فرضی در شرایطی که من هستم ممکن نیست.
هوش مصنوعی: نگاه کن به پریشانی موهایم؛ در مورد دوری از محبوب، نیازی به پرسیدن از دیگران نیست، چون توضیحی برای حال و احوال خود ندارم.
هوش مصنوعی: بخاطر آرزوی جان باختن به دست تو، از سر و سامانم بیرون رفتهام. بله، کشته تو آنقدر فرصت ندارد که به تو نزدیک شود.
هوش مصنوعی: من نمیخواهم به وسیله دوستانم، غمی از کشته شدن خدا بر دوشم باشد. جز این، هیچ فکر و خیالی در سر ندارم.
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش پر از محبت و دوستی باشد، به خاطر جستوجوی آرامش در دو جهان، هیچ ناراحتی از دشمنیها ندارد.
هوش مصنوعی: به من نگو که در آشیانه یا باغ هستم، زیرا حاصلی از آزادی و رهایی ندارم. من در دام و قفس زندانیام و نمیتوانم پرواز کنم، چون بال و پری برای این کار ندارم.
هوش مصنوعی: ما هرگز دوستیامان را از دست ندادهایم، اما دل تو و دل من هیچ ارتباطی با هم ندارند.
هوش مصنوعی: به خاطر آرامش و پاکی که در نتیجه رهایی از انتقاد و سرزنش به دست میآید، به یاد داشته باش که وابستگیات به شهرت و ثروت، تو را به زنجیر کشیده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به غیر خشم که در خوردنش وبالی نیست
درین بساط دگر روزی حلالی نیست
به نور زنده دلی دار خانه را روشن
که آفتاب دل زنده را زوالی نیست
نه از خدا و نه از خلق شرم خواهی داشت
[...]
هلاک توبه پیمانه ام که خالی نیست
فدای حسن صراحی شوم که خالی نیست؟
فتاده ای که کشد پا به دامن همت
در این بساط کسی غیر نقش قالی نیست
ز ناز هرگزت از من اگر سئوالی نیست
بدین خوشم که بدل از منت ملالی نیست
اگر بخاک نیفتم ز آشیان چکنم
مراکه قوت پرواز هست و بالی نیست
مجو نشاط طبیعت ز محفلی کانجا
[...]
مرا عقیده پیرار و پارسالی نیست
خیال روی دمکرات و اعتدالی نیست
زرنگهای طبیعت که نیست جز نیرنگ
مرا بدیده بجز نقش بی خیالی نیست
مقام و رتبه شاهنشهان گرفت زوال
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.