ز ناز هرگزت از من اگر سئوالی نیست
بدین خوشم که بدل از منت ملالی نیست
اگر بخاک نیفتم ز آشیان چکنم
مراکه قوت پرواز هست و بالی نیست
مجو نشاط طبیعت ز محفلی کانجا
میانه دو نگه گفتگوی حالی نیست
کی آن ز حال سیهبخت عشق آگاه است
که تیرهروز ز سودای خط و خالی نیست
مجو ز بلبل دستان سرای عشق نوا
در آن ریاض که مرغ ضعیف نالی نیست
چه داند آنچه به پیرانه سرکشم از عشق
کسیکه شیفته طفل خوردسالی نیست
زند بخرمن هستی گر آتشم چه عجب
مزاج سرکش او را که اعتدالی نیست
ز وصل یار وگر فال میزنی مشتاق
بگوبگو که ازین به خجسته فالی نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دردهای ناشی از آن است. شاعر میگوید که اگر معشوق ناز کند و با او صحبت نکند، او چندان غمگین نیست زیرا از خوشیهای دوستیش لذت میبرد. او احساس میکند که بال و پر ندارد و نمیتواند از آشیانهاش پرواز کند. همچنین، او از طبیعت و نشاط موجود در جمعهای دوستانه ناامید است، چون به نظر او گفتگو و حال خوبی در آنجا وجود ندارد. شاعر به بدبختی و تلخی عشق اشاره میکند و از اینکه جوانان درک درستی از عشق ندارند، ابراز ناامیدی میکند. او به آتش عشق و بیتابیاش اشاره میکند و میگوید که حتی اگر بسوزد، این جزئی از زندگی است. در نهایت، او معشوق را به سمت خود فرا میخواند و میگوید که در ناکامی نباید به فال و سرنوشتی خوشبین بود.
هوش مصنوعی: اگر از عشق و محبت من سئوالی نداری، خوشحالم که نیازی به منت و زحمت نیست و از این موضوع هیچ ناراحتی ندارم.
هوش مصنوعی: اگر نتوانم به پایین بیفتم و از منزل خود دور شوم، چه کار کنم؟ زیرا من قدرت پرواز دارم اما بال ندارم.
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره شده که نباید از طبیعت و شادابی آن، از یک محفل یا جمعی که در آنجا هستیم، انتظار داشته باشیم. زیرا در این مکان، بین دو نگاه یا دو نفر، گفتگویی از حال و احوال وجود ندارد. به عبارت دیگر، فضای جمع به اندازهای جدی و بیروح است که نمیتوان از آن انتظار شادابی و نشاط داشت.
هوش مصنوعی: چه کسی از حال بد و سیاهبختی عشق آگاه است، وقتی که دلنوازیهای تاریک و بیخبر از عشق درونش نمیتواند افکارش را رها کند؟
هوش مصنوعی: به دنبال صدای عشق همچون بلبل نباش، چرا که در این باغ جایی برای ناله و رنجکشیدن پرندهای ضعیف وجود ندارد.
هوش مصنوعی: کسی که در سنین کودکی عاشق نشده، نمیتواند درک کند که در دوران پیری چه احساساتی به سر آدم میآید.
هوش مصنوعی: زندگی در دل وجود انسان مانند آتش است؛ اگر در دنیای پر از هیجان و صعود و نزول قرار بگیرد، چه جای تعجب دارد که روح سرکش او هرگز به آرامش و اعتدال نمیرسد؟
هوش مصنوعی: اگر با معشوق وصل شدهای یا در حال گرفتن فال هستی، پس از دل بگو که دیگر از این پس فال خوشی نخواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به غیر خشم که در خوردنش وبالی نیست
درین بساط دگر روزی حلالی نیست
به نور زنده دلی دار خانه را روشن
که آفتاب دل زنده را زوالی نیست
نه از خدا و نه از خلق شرم خواهی داشت
[...]
هلاک توبه پیمانه ام که خالی نیست
فدای حسن صراحی شوم که خالی نیست؟
فتاده ای که کشد پا به دامن همت
در این بساط کسی غیر نقش قالی نیست
ز نقص سروکش از برگ و بر کمالی نیست
که پیش نخل تواش نیز اعتدالی نیست
جبین و جبهه مه را تجملی است وجه
ولی به وجه جمیل تواش جمالی نیست
به چهرت اهل نظر مصر را کجا سنجند
[...]
مرا عقیده پیرار و پارسالی نیست
خیال روی دمکرات و اعتدالی نیست
زرنگهای طبیعت که نیست جز نیرنگ
مرا بدیده بجز نقش بی خیالی نیست
مقام و رتبه شاهنشهان گرفت زوال
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.