گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵۸۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

فروغ مهر در پیشانی دیوار می بینم

صفای طلعت آیینه از زنگار می بینم

اگر در چاه، اگر در گوشه زندان بود یوسف

ز چشم دوربین من بر سر بازار می بینم

نمی گردد حجاب بینش من پرده ظاهر

که در سر هر چه هر کس دارد از دستار می بینم

فریب دانه نتواند مرا در دام آوردن

که از آغاز هر کار آخر آن کار می بینم

سرانجام دل سرگشته حیرانم چه خواهد شد

که من این نقطه را بسیار بی پرگار می بینم

تو کز اسرار وحدت غافلی اوراق برهم زدن

که من هر غنچه را گنجینه اسرار می بینم

ز چشم اهل غفلت موبمو خواب پریشان را

دل شبها به نور دیده بیدار می بینم

ز لوح دیده صائب شسته ام تا گرد خودبینی

به هر جانب که رو می آورم دیدار می بینم

کدامین شاخ گل صائب هوای گلستان دارد؟

که گل را در کمین رخنه دیوار می بینم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

آرمان نوشته:

تو کز اسرار وحدت غافلی اوراق برهم” زن”

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.