گنجور

 
ساغر کنگاوری

از سر کوی تو بی‌رحم سفر خواهم کرد

خاک حسرت ز فراق تو به سر خواهم کرد

از درت خون دل از دیده روان خواهم رفت

عاشقان را ز جفای تو خبر خواهم کرد

شب گور است و سحرگاه قیمت ز پیش

آن شب هجر که دور از تو سحر خواهم کرد

خویشتن را به غم رندی و رسوایی و عشق

در همه انفس و آفاق سمر خواهم کرد

تو کمان‌ابروی شوخی و به جولانگه ناز

تیر مژگان تو را دیده سپر خواهم کرد

همه اوضاع دو عالم به من ار دست دهد

هر چه جز دوست بود قطع نظر خواهم کرد

عشق را خانه دگرگونه بنا خواهم ساخت

مسجد و میکده را زیر و زبر خواهم کرد

گر گذارم به سر کوی خرابات افتد

توده خاک درش کحل بصر خواهم کرد

منم آن عاشق بی‌باک که از مستی عشق

هر چه ناصح دهدم پند بتر خواهم کرد

چون وصالت به من از هیچ رهی ممکن نیست

غم هجران تو را فکر دگر خواهم کرد

ناله زار دلم گفت که امشب به دلش

گر چه از سخره بود سخت اثر خواهم کرد

بی‌تو ای دوست به خمخانه غم ساغر خویش

پر ز خوناب دل و خون جگر خواهم کرد

 
 
اوحدی مراغه‌ای

دل ببردی و یکی کار دگر خواهم کرد

چیست آن؟ جان به سر کار تو در خواهم کرد

دگری روی ز تیر تو اگر می‌پیچید

بمن انداز، که من دیده سپر خواهم کرد

خوبرویان همه گر در نظرم جمع شوند

[...]

جامی

نرگس آسا چو سر از خاک بدر خواهم کرد

بهر رندان قدح از کاسه سر خواهم کرد

تا وزد بر گل رخسار تو گه گه جان را

سوی تو همنفس باد سحر خواهم کرد

دیده از سوزن مژگان به رخت خواهم دوخت

[...]

سیدای نسفی

از سر کوی تو امروز سفر خواهم کرد

سود خود صرف به سودای دگر خواهم کرد

ابروی سیمبری مد نظر خواهم کرد

شکوه از زلف پریشان تو سر خواهم کرد

دامن خویش پر از خون جگر خواهم کرد

[...]

واقف لاهوری

روزی از روی تو من قطع نظر خواهم کرد

مهر دیرینه ازین سینه به‌در خواهم کرد

تا به کی شام غریبان ز تو روشن بینم

کارت ای شمع به یک آه سخر خواهم کرد

داغم از عمر که دادم به هوایت برباد

[...]

فروغی بسطامی

از بناگوش تو هر شب گله سر خواهم کرد

شب خود را به همین شیوه سحر خواهم کرد

مو به مو بندهٔ آن زلف سیه خواهم شد

سال ها خواجگی دور قمر خواهم کرد

با خم ابروی او نرد هوس خواهم باخت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه