نرگس آسا چو سر از خاک بدر خواهم کرد
بهر رندان قدح از کاسه سر خواهم کرد
تا وزد بر گل رخسار تو گه گه جان را
سوی تو همنفس باد سحر خواهم کرد
دیده از سوزن مژگان به رخت خواهم دوخت
وز جمال دگران قطع نظر خواهم کرد
ساعدم رشته زر شد ز غمت زار و نزار
گر دهد دست به گرد تو کمر خواهم کرد
تاب تیر تو ندارم که رسد بر دگران
پس ازین پیش همه سینه سپر خواهم کرد
چند بر فرق رقیبان به وفا مالی دست
خاک از دست جفای تو به سر خواهم کرد
جامیم من هنرم عشق گر از عیب کسان
دست ازین کار بدارم چه هنر خواهم کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات عمیق و عاشقانهاش اشاره میکند. او نرگس آسا را به زیبایی تشبیه میکند و بیان میکند که برای رندان (عشاق) آماده است تا از خود گذشتگی کند و جانش را فدای معشوق کند. همچنین، او میگوید که زیبایی دیگران را نادیده میگیرد و تمام وجودش را وقف معشوق میکند. شاعر از عشق به عنوان یک هنر یاد میکند و میخواهد از انتقادها و عیبهای دیگران دوری کند و بر عشق خود تمرکز کند. در نهایت، او به خاطر عشقش خود را در مقابل تیرهای معشوق سپر میکند و عزم خود را برای وفاداری به معشوق اعلام میکند.
هوش مصنوعی: وقتی از زمین بیرون بیایم مثل نرگس، متوجه میشوم که برای دوستانم میخواهم نوشیدنی را از کاسه سرم بریزم.
هوش مصنوعی: زمانی که نسیم صبحگاهی بر صورت زیبایت بوزد، من جانم را به سوی تو مناسب با آن نسیم میفرستم.
هوش مصنوعی: میخواهم چشمانم را با درد و زیبایی چشمان تو بخیه بزنم و دیگر به زیباییهای دیگران توجهی نکنم.
هوش مصنوعی: دست من از شدت غم و اندوه به شدت ضعیف و نزار شده است. اگر به دور تو تکیه کنم، خود را تقویت میکنم و میتوانم از پس مشکلات برآیم.
هوش مصنوعی: من دیگر توان تحمل تیر محبت تو را ندارم که بر دیگران اثر بگذارد، بنابراین از این به بعد برای خودم سپر درست میکنم و از خودم دفاع میکنم.
هوش مصنوعی: من به خاطر وفاداریام بر سر رقیبانم میزنم، اما به خاطر بیوفایی تو، باید با دست خاک و خلسهای از احساساتم کنار بیایم.
هوش مصنوعی: من هنرمند عشق هستم و اگر بخواهم از عیبهای دیگران دست بکشم، دیگر هیچ هنری نخواهم داشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل ببردی و یکی کار دگر خواهم کرد
چیست آن؟ جان به سر کار تو در خواهم کرد
دگری روی ز تیر تو اگر میپیچید
بمن انداز، که من دیده سپر خواهم کرد
خوبرویان همه گر در نظرم جمع شوند
[...]
از سر کوی تو امروز سفر خواهم کرد
سود خود صرف به سودای دگر خواهم کرد
ابروی سیمبری مد نظر خواهم کرد
شکوه از زلف پریشان تو سر خواهم کرد
دامن خویش پر از خون جگر خواهم کرد
[...]
از بناگوش تو هر شب گله سر خواهم کرد
شب خود را به همین شیوه سحر خواهم کرد
مو به مو بندهٔ آن زلف سیه خواهم شد
سال ها خواجگی دور قمر خواهم کرد
با خم ابروی او نرد هوس خواهم باخت
[...]
پیش تیر نگهش سینه سپر خواهم کرد
بهر ابروی کجش فکر دگر خواهم کرد
نکند گر نظری بر دل سودازدهام
ملک دل را ز غمش زیر و زبر خواهم کرد
یا که دیوانه صفت گیرم از آن دلبر کام
[...]
بیخبر از سر کوی تو سفر خواهم کرد
همه آفاق پر از فتنه و شر خواهم کرد
فتنه چشم تو ای رهزن دل تا بسراست
هر کجا پای نهم فتنه و شر خواهم کرد
لذت وصل تو نابرده فراق آمده پیش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.