هزار شکل که از فضل کردگار ودود
به وصل یار بدیدیم چهره مقصود
چو سوز عشق نباشد ز پارسا چه بود
که شامگه به رکوع است و صبحدم به سجود
به جاه و سلطنت و پایه دوری از مقصد
اذا الزمت بهون الهوی هو المقصود
قبول عشق تو افتادهام ز بخت سعید
زهی سعادت اقبال و طالع مسعود
روم به داغ غمت کز نخست آمدهام
به داغ عشق تو چون لاله از عدم به وجود
هر آن شبی که همآغوش با خیال توام
به صبح همنفس آیم ز بوی عنبر و عود
چه نسبت است به خوبان تو را که مادر دهر
به عمر خویش نیاورده چون تویی مولود
مرا ز آتش نمرود و عشق باکی نیست
خلیلوار روم من بر آتش نمرود
قبول صومعهداران نباشم ار سهل است
مباد از در پیر مغان شوم مردود
مگو ز دایره کفر خارج است ایمان
مگو ز حلقه ایجاد نیست گبر و یهود
دلم گرفته شد از پند ناصح نادان
کجاست ساقی و ساغر کجاست بربت و عود


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگرچه عذر بسی بود روزگار نبود
چنان که بود به ناچار خویشتن بخشود
خدای را بستودم، که کردگار من است
زبانم از غزل و مدح بندگانش نسود
همه به تَنَبُّل و بند است بازگشتن او
[...]
همی روی و من از رفتن تو ناخشنود
نگر به روی منا تا مرا کنی پدرود
مرو که گر بروی باز جان من برود
من از تو ناخشنود و خدای ناخشنود
مرا ز رفتن تو وز نهیب فرقت تو
[...]
از اهل ملک در این خیمهٔ کبود که بود
که ملک ازو نربود این بلند چرخ کبود؟
هر آنکه بر طلب مال، عمر مایه گرفت
چو روزگار بر آمد نه مایه ماند و نه سود
چو عمر سوده شد و، مایه عمر بود تو را
[...]
خزان ببرد ز بستان هر آن نگار که بود
هوا خشن شد و کهسار خشک و آب کبود
نگارهای نو آئین ز گلستان بسترد
پرندهای بهاری ز بوستان بربود
ز کله های بهاری نه بوی ماند و نه رنگ
[...]
ز بار نامه دولت بزرگی آمد سود
بدین بشارت فرخنده شاد باید بود
نمونه ای ز جلالت به دهر پیدا شد
ستاره ای ز سعادت به خلق روی نمود
به باغ دولت و اقبال شاخ شادی رست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.