باز آشفتهام آن زلف پریشان دارد
سر سودای توام بیسر و سامان دارد
چه عجب گر هوس روی تو دارم همه عمر
ذره دایم هوس مهر درخشان دارد
گر چه بیهوده ملامت کندم ناصح لیک
من و از عشق تو برگشت چه امکان دارد
خبر از منزل سلمی دهد انفاس نسیم
مژده شهر سبا پیک سلیمان دارد
ترک جان بایدش اول به سر راه فنا
هر که در دل هوس منزل جانان دارد
اولین گام چه پرسی که کدام است طریق
راه عشق است و دو صد دشت و بیابان دارد
ساغر می چو به کف چشمه خورشیدش بود
لب ساقی سزد ار لعل بدخشان دارد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.