هر مشکلی که روی دهد مستی توان شکیب
بسیار مشکل است شکیب از رخ حبیب
دور از توام نمانده به دل طاقت و شکیب
باز آ که میکشد غم هجرانم عنقریب
فرخنده وقت کز تو رسد مژده وصال
پیروزبخت کز درم آیی به فر و زیب
دل یاد چین زلف سیاه تو میکند
گویا شب است و یاد وطن میکند غریب
مردمکشند و مست و نظرباز و حیلهساز
فریاد از آن دو نرگس فتان و دلفریب
با چشم خونفشان و رخ زرد چون کنم
گیرم که در درد دل بنهفتم من از طبیب
خواهد نصیب خود همه از خوان قسمتی
ما از نقاب حسن تو خواهیم یا نصیب
حرفی ز درس و دفتر حسنش نخوانده کس
خود عشق بود مکتب ایجاد را ادیب
سخت است راه عشق و دو صد خضر راهبر
آنجا ز ماندگان فراز است یا نشیب
در حیرتم ز دعوی گلچین و باغبان
نه شاخ گل هنوز و نه گلشن نه عندلیب
من دلخوشم که عاشق یارم شود هزار
بیمشتری متاع بود یار بیرقیب
ساغر بیا که عاشق دیوانهایم ما
ما از کجا و ناصح فرزانه و لبیب
تقلید شیخ و سبحه و سجاده تا به چند
کو پیر دیر و پیروی باده و صلیب


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب
با صد هزار نزهت و آرایش عجیب
شاید که مرد پیر بدین گه شود جوان
گیتی بَدیل یافت شباب از پی مشیب
چرخ بزرگوار یکی لشکری بکرد
[...]
الدار آهلة و انت غریب
اعجب بذلک ان ذالعجیب
کیف السبیل الی الایاب و انت
فی دار المقالة مابرحت غریب
فریاد از آن دو چشمک جادوی دلفریب
فریاد از آن دو کافر غازی با نهیب
این همبر دو ترکش دلگیر جان ستان
وان پیش دو شمامهٔ کافور یا دو سیب
بردوش غایه کش او زهره میرود
[...]
ای از خزاین کرمت خلق را نصیب
در کشف مشکلات جهان رأی تو مصیب
از فیض جود تو همه آفاق را نصاب
وز نور عدل تو همه اسلام را نصیب
عون تو را عیان هدی را شده مجیر
[...]
رفتی و صدهزار دلت دست در رِکیب
ای جان اهل دل که تواند ز جان شکیب؟
گویی که احتمال کند مدتی فراق
آن را که یک نفس نبود طاقت عِتیب؟
تا همچو آفتاب برآیی دگر ز شرق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.