زهی ز تابش حسن تو مهر و مه در تاب
مثال روی تو چشم فلک ندیده به خواب
چه داغهاست ز خالت به قلبهای فگار
چه سوزهاست ز عشقت به سینه های کباب
به عهد حسن رخت بخت عاشقان بیدار
به دور فتنه چشم تو چشم فتنه به خواب
به کوی عشق دری میزنم به راه امید
فتوح بخش مرا یا مفتح الابواب
کنون چه چاره عزیزان که عشق غرقاب است
مراست کشتی بیبادبان در آن غرقاب
به هر دو کون چه مردانه پشت پا زدهاند
سرم فدای خراباتیان مست و خراب
به نیم جرعه شراب ار جهان ز من باشد
به کوی میکده بخشم به نیم جرعه شراب
گرت هواست که پیرانه سر جوان گردی
بنوش باده دیرین به یاد عهد شباب
حدیث واعظ نادان فسانه است و فسون
بیا ترانه شنو از حدیث چنگ و رباب
رضای دوست طلب کن تو یا ارادت دوست
امید و بیم نمیشاید از ثواب و عقاب
به کوی میکده تا فرصتت بود ساغر
مده پیاله ز کف قدر وقت را دریاب


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو سیر گشت سر نرگس غنوده ز خواب
گل کبود فرو خفت زیر پرده آب
چو سرخ گل بسر اندر کشید سبز ردا
نمود باغ بدان شمعهای خویش اعجاب
ز لاله باغ پر از شمع بر فروخته بود
[...]
بفرخی و سعادت بخواه جام شراب
که باز باغ برید از پرند سبز ثیاب
ز رنگ میغ و ز برگ شکوفه پنداری
زمین حواصل پوشید و آسمان سنجاب
بشاخ سوسن نازک قریب شد قمری
[...]
شده است بلبل داود و شاخ گل محراب
فکنده فاخته بر رود و ساخته مضراب؟
یکی سرود سراینده از ستاک سمن
یکی زبور روایت کننده از محراب
نگر که پردر گردید آبگیر بدانکه
[...]
گهی چو مرد پریسای گونه گونه صور
همی نماید زیر نگینه لبلاب
مرا ازین تن رنجور و دیده بی خواب
جهان چو پر غرابست و دل چو پر ذباب
ز بهر تیرگی شب مرا رفیق چراغ
ز بهر روشنی دل مرا ندیم کتاب
رخم چو روی سطرلاب زرد و پوست بر او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.