بر سرم آید و پرسد به اشارت حالم
کشته غمزه آن عشوهگر قتالم
نه ز می بود نشان و نه ز مستی اثری
حالت نرگس مخمور تو برد از عالم
یاد صیاد ملول از گل و گلزارم کرد
کاش در کنج قفس ریخته میشد بالم
به ایاغ طربم دست بگیر ای ساقی
پیش از آن دم که غم دهر کند پامالم
قرعه عشق تو بر نام من آمد ز ازل
شکر ایزد که همایونفر و فرخفالم
من که شرمنده پای توام از بذل و نثار
گر قبولت سر و جان است زهی اقبالم
ساکن کوی هوس شاد به عقل آمد و من
رهرو عشقم و صد خیل غم از دنبالم
جای خالی نه همین در دل و جانم نبود
پای تا سر همه از عشق تو مالامالم
عازم درگه میخانه منم ساغر مست
میکشان باده بیارید به استقبالم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.