گنجور

 
ساغر کنگاوری

من همان رند خراب و عاشق و ‌دیوانه‌ام

کز ازل مجنون‌صفت در عاشقی افسانه‌ام

رهرو بی‌خانمانم رند بی‌نام و نشان

آشنای عشقم و از عقل و دین بیگانه‌ام

در خرابات مغان سرمست جام وحدتم

در صفای میکشان دردی‌کش میخانه‌ام

گاه رند باده‌نوشم گاه پیر می‌فروش

گاه ساقی گاه خم گه باده گه پیمانه‌ام

محفل شوریدگان عشق را هنگامه‌ام

هم ندیم محفلم هم شمع و هم پروانه‌ام

در مقام عشق‌بازی عاشق و معشوق را

هم‌ دل و هم دلبرم هم جان و هم جانانه‌ام

گاه در باغ جنانم طایر عرش‌آشیان

گاه مرغ گلشنم در قید آب و دانه‌ام

چند گویی کآشیان بلبلی را برق سوخت

خود نمی‌دانی که من هم برق و هم کاشانه‌ام

از پی گنجی چه می‌گردی به هر ویرانه‌ای

دولت از من جو که من هم گنج و هم ویرانه‌ام

من که کشتی می‌برم در بحر بی‌پایان عشق

خود همی‌غواص بحرم خود در یکدانه‌ام

گه به شکل شیخ شهرم زاهد تسبیح‌خوان

گه به سلک می‌پرستان ساغر مستانه‌ام

 
 
گوهر
صوفی محمد هروی

آن پری دور از من و من در غمش دیوانه‌ام

آشنای اویم و از خویشتن بیگانه‌ام

چون سگ دیوانه بر در مانده‌ام حیران و زار

نیستم قابل از آن، ره نیست در کاشانه‌ام

داد جام باده‌ام دل گشت فانی زین طرب

[...]

فضولی

نوخطان را دوست می‌دارد دل دیوانه‌ام

من چو مجنون نیستم در عاشقی مردانه‌ام

خضر می‌گویند بر سرچشمه‌ای برده ست راه

قطره ای گویا چکیده جایی از پیمانه‌ام

عقل را هر لحظه تکلیفی‌ست بر من در جهان

[...]

فصیحی هروی

جوش ذوقم خوش‌نشین کشور میخانه‌ام

موج فیضم خانه‌زاد ساغر و پیمانه‌ام

می‌زنم لاف شکیبایی و از طوفان اشک

موجهء گرداب را مانَد ، مصیبت خانه‌ام

باز در دارالشفای تب گدایی می‌کنم

[...]

کلیم

نه سزاوار حرم نه لایق بتخانه‌ام

در خراب‌آباد دنیا جغد بی‌ویرانه‌ام

فرقم از سرکوب محنت یک نفس خالی نبود

گر ز کار افتاد دستم ریخت بر سر خانه‌ام

بس که هرگز پر ندیدم جام عیش خویش را

[...]

صائب

بس که محکم کرده در سستی بنا کاشانه‌ام

جلوه مهتاب سیلاب است در ویرانه‌ام

صبر من از خارخار شوق پا بر جا نماند

ریشه از دندان موران داشت دایم دانه‌ام

آن سیه‌روزم ، که در ایّامِ عمرِ خود ندید

[...]

مشاهدهٔ ۵ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه