گنجور

 
ساغر کنگاوری

باز مستانه برون از در خمار شدیم

آفت جان و دل مردم هشیار شدیم

از پس پرده پندار چو بیرون گشتیم

پرده‌دار حرم عالم اسرار شدیم

در حریم حرم از سعی صفایی نفزود

زآن به بتخانه مرید بت و زنار شدیم

حاصل خود همه دادیم به سیلاب فنا

فارغ از نیک و بد و اندک و بسیار شدیم

غیر بی‌حاصلی از حاصل اوقات نبود

ای بسا شام و سحر خفته و بیدار شدیم

تا تو را صورت و معنی به هم آمیخته شد

ما به نزهتگه جان صورت دیوار شدیم

بعد عمری که ز هر دام بلایی جستیم

به کمند سر زلف تو گرفتار شدیم

قصه جنت و کوثر به حریفان گفتیم

شرمسار از رخ ساقی و لب یار شدیم

کوکب بخت خود از مشرق ساغر جستیم

شرف طالع هر ثابت و سیار شدیم

 
 
گوهر
ناصر بخارایی

تا بخندید لبت واقف اسرار شدیم

تا بدیدیم رخت طالب دیدار شدیم

باد بوی تو شبی از خُم خمّار آورد

ما بدان بوی مقیم در خمار شدیم

در قدح رنگ لبت بود، لبش بوسیدم

[...]

قاسم انوار

مست بودیم بگلبانگ تو هشیار شدیم

خفته بودیم بآواز تو بیدار شدیم

شوری از میکده عشق تو در جان افتاد

فارغ از خرقه و سجاده و زنار شدیم

همه گفتند که: او عازم خمار شدست

[...]

فیض کاشانی

هر جمیلی که بدیدیم بدو یار شدیم

هر جمالی که شنیدیم گرفتار شدیم

پیش هر لاله رخی ناله و زاری کردیم

چون بدیدیم ترا از همه بیزار شدیم

خار اغیار بسر پنجه غیرت کندیم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فیض کاشانی
فیاض لاهیجی

پنبه در گوش نهادیم و خبردار شدیم

بار بر دوش گرفتیم و سبکبار شدیم

زهرها تعبیه در شهد تمنّا بودست

مفت ما بود که ناخورده خبردار شدیم

جام لبریز به ما دستِ هوس می‌پیمود

[...]

ساغر کنگاوری

بی‌سبب خار به چشم کرم یار شدیم

ای دریغا که به کام دل اغیار شدیم

نه عجب خار گر از صحبت گل گشت عزیز

عجب از ماست که در صحبت گل خار شدیم

تا بر آن صفحه رخسار خطش دایره زد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه