شبها که با خیال رخت آه میکشم
نقشی به لوح دیده از آن ماه میکشم
تا شستوشوی دل کنم از غیر نقش دوست
ناشسته روی جام سحرگاه میکشم
با سالکان میکده در شاهراه عشق
جامی به یاد رهرو آگاه میکشم
آویختن نیارم از آن دامن بلند
خجلت ز دست و پنجه کوتاه میکشم
یک تن ز همرهان طریقت نمیکشد
بار مذلتی که در این راه میکشم
یک ره دلم به حلقه آن زلف ره نیافت
بنگر چه ها ز طالع گمراه میکشم
گر دست من به چاه زنخدان او رسد
صد یوسف پیمبر از آن چاه میکشم
گوشم سوی سروش و سبوی میم به دوش
شکر خدا که باده به دلخواه میکشم
خاک در گدای خرابات بودهام
منت کجا ز بارگه شاه میکشم
در دل فروزم آتشی از آه سوزناک
وز سوز سینه ناله جانکاه میکشم
ساغر مپرس قصه ز شبهای محنتم
کز غصه خون همیخورم و آه میکشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عمیق عشق و دلتنگی خود میپردازد. او شبها به یاد محبوبش آه میکشد و در تلاش است تا دلش را از غیر او پاک کند. با اشاره به سالکان عشق، به یاد دوستش جامی نوشیده و از خجالت و کوتاهی خود در برابر عشق صحبت میکند. احساس گمراهی و ظلمت در مسیر عشق را نیز بیان میکند و از دلتنگیاش برای معشوق میگوید. او به عذابهای ناشی از دوری اشاره کرده و در پایان بر غمهای شبانهاش تأکید دارد که مانند نالهای عمیق و جانکاه است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شبها که داغ فرقت آن ماه می کشم
تا روز ناله می کنم و آه می کشم
زان مه نمی کنم گله کین محنت و بلا
از بخت تیره و دل گمراه می کشم
شبهای خویش را که ز زلفش سیاه شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.