گنجور

غزل ۶۰۷

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی

یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی

دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست

تا ندانند حریفان که تو منظور منی

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند

تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

تو همایی و من خسته بیچاره گدای

پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی

بنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنم

ور جوابم ندهی می‌رسدت کبر و منی

مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی

تا بدان ساعد سیمینش به چوگان بزنی

مست بی خویشتن از خمر ظلومست و جهول

مستی از عشق نکو باشد و بی خویشتنی

تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ

باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی

من بر از شاخ امیدت نتوانم خوردن

غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی

خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند

سعدیا چرب زبانی کن و شیرین سخنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » غوغای عشقبازان » آواز بر قطعه دیدار

شهرام ناظری » بنمای رخ » تصنیف من چرا دل به تو دادم

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی جابری نوشته:

اولین بار استاد ارجمند دکتر احمد رضا یلمه ها مدرس توانای جامعه شناسی ادبیات دانشگاه با این بیت که : دل وجانم به تو مشغول ونظر در چپ و راست / تا ندانند حریفان که تو منظور منی . مرا با این غزل بسیار زیبا آشنا کرد ومدتها گشتم تا پیدایش کردم که سعدی در کدامین غزل چنین جذاب سروده است . شاید کمتر بیانی به این حد از رسایی وشوق انگیزی بتوان یافت که راز عشق که عظمت وشکوهش به پوشیدگی ست، را به این شیوایی نشان دار کند که هنوز هم بهتر از آن نتوان یافت که تقدیمش کردم به یکی از دوستانم .

رضا توکلی زانیانی نوشته:

یه شعری هست از حافظ موسوی که خیلی مرتبطه :
“نامت را درهیچ یک از شعرهایم نمی نویسم
از تو
با هیچ کس
حتی در لفافه
حرف نمی زنم
در جمع , با تو چون غریبه سخن می گویم

از رسوایی می ترسم
پنهانی به دیدارم بیا
همچنان پذیرایِ تو خواهم بود
در حیاط خلوتِ روحم
که مخصوص ملاقات های خصوصی ست”

کورش نوشته:

باسلام.

جسارتا احساس میکنم این بیت باید “سیمین”صحیح باشه نه “سیمینش”تاازوزن خارج نشه.
مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی
تا بدان ساعد “سیمین” به چوگان بزنی

محمد ابراهیم نوشته:

برای نفر بالایی متاسفم که نفهمید ش ساکن خوانده میشه و اگر نباشه وزن خراب میسه..از سعدی ادیب تر بودند

ستاره نوشته:

من هم دوست دارم برای احترامی که در لحن سخن همون بالایی که فرمودید یعنی کورش تشکر کنم . ادیب اگر نباشیم خود خرده ایست اما ادب اگر نباشد چه کنیم محمد ابراهیم جان . بیا مهربانتر باشیم و ادب نگه داریم .

حسین نوشته:

از این که منظورمو از همه مخفی کر دم خیلی بشیمو نم چون درد تنهایی خیلی بد تر از رسواییه ……………………………. برای تنها نماندن رسوایی را به جا ن بخرید

سعید نوشته:

شما هر جور بخوانی سیمین درست هست. در ضمن از سعدی ادیب تر هم در عصر ما هستند.

ناشناس نوشته:

از شاهکار شوالیه آواز لذت ببرید. این غزل شیخ اجل را با صدای شهرام ناظری تجربه کنید. از دست ندهید!!!

علی نوشته:

با سلام …
وزن شعر احیانا فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن نیست ؟؟؟؟

جعفر نوشته:

با سلام همان سیمین درست است و سعدی هم در شعرش همین رو منظور کرده اما احتمالا ایراد تایپی بوده که شده سیمینش،چون هم وزن رو از دست میده و هم معنی معنی بدان گونه که سعدی در حال سخن گفتن با دلبر خویش نمی تواند از دیگری سخن بگوید بس یا سیمینت درست هست یا سیمین و چون این دو وزن و معنی را بهم نمی زنند پس میتوان از این دو بهره گرفت . البته در کتاب های چاپ قدیمی همان سیمین نوشته شده

سیدمحمد نوشته:

باسلام
سیمینش از نظر وزن و معنا صحیح تر است.
‘ن’ و ‘ش’ هر دو ساکن خوانده می شود. همچنین ‘ش’ مفعول است و به مرد بر می گردد و مضاف الیه ساعد نیست.
یعنی مرد راضی است مانند گوی در پای تو افتد تا با آن ساعد سیمین، ‘او را’ به چوگان بزنی

کسرا نوشته:

نور به قبرت بباره سعدی… مست شعرهات شدم… من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی…. واااای…

کسرا نوشته:

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
لطفا ۱ عارفی… دانشمندی… دکتری استادی فیلسوفی بیاد کمی… فقط کمی از این شعر ناب تعریف کنه… کار من نیست… نه عقلم یاری میکند نه فهمم نه زبانم و نه علمم… ککککمککک

مرتضی نوشته:

قطعا سیمینش درست هست
ویژگی سبکی هست و پرش ضمیر داره
دوستان عزیزی که گفتند سیمین دقت کنن که وزن با این روش نگارش “سیمین” غلت میشه و یک هجا کم میاره، علاوه بر اون ضمیر ش هست نه ضمیر “ت”
چرا که مرجع ضمیر “مرد” هست نه “تو.”

فرهاد نوشته:

دقیقا سیمینش درسته .چون حرف ش در این کلمه ساکن هست. همه ما امثال این رو در جاهای دیگه هم دیدیم

علی عباسی نوشته:

باسلام….درمورد بیت ششم،در جواب دوست عزیزی ک فرمودند “ش” نباشد بهتر،برحسب قدر فهم خود باید بگویم، که درین قسمت رقص ضمیر صورت گرفته که از شگرد های شاعرانه هست….و درینجا مرجع ضمیر “مرد” است و نقش آن مفعولست….
که بذکر نمونه از شیخ شیراز،از خاطر پریشان ،اکتفا میکنم و زبان در میکشم:
گفتم بببینمش،مگرم درد اشتیاق/ساکن شود….

علی نوشته:

سعدی جادوی سخن دارد

سجاد نوشته:

سلام به همگی دوستان خصوصا سعدی دوستان
دوستان کسی میدونه منظور استاد سخن ، سعدی ، از بیت آخر چیست؟

حسین ۱ نوشته:

سجاد جان
خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند
سعدیا چرب زبانی کن و شیرین سخنی
می گوید : سعدیا هم چرب زبانی و هم شیرین سخن ، شعر ترا به همین سبب خریدارانند.
یا شیرین سخنی و چرب زبانی کن تا چون خوان درویش طرفدار داشته باشد
پایدار باشی

سید محمد کاظم نوشته:

با سلام و عرض ادب. با کمی دقت متوجه خواهیم شد که واژه”سیمینش”درست است.با تقطیع مصرع به این شکل:
تابدان سا_عد سیمین_ش به چوگان_بزنی
در رکن سوم باید حرف”ش”را مترادف حرف “ف” در فعلاتن در نظر گرفت و متحرک خواند.(ش به چوگان=ف ع لا تن).در ضمن نام کامل بحرشعر “رمل مثمن مخبون محذوف” است.

مسلم نوشته:

با سلام
به نظر بنده حریف کلمه مناسبی نیست زیرا برای عشق رقیب است نه حریف

دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند رقیبان که تو منظور منی

پارسا نوشته:

با سلام و درود بر همه ی دوستان
در بیت:
مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی

تا بدان ساعد سیمینش (سیمین) به چوگان بزنیپ
بدانید که حرف “ش” اضافه است و غلط و درست همان “سیمین” است.
لطف کمی به معنی شعر فکر کنید! درست است که میشود با سکون -ن و -ش وزن را ساخت اما دوستان معنی را چه می کنید؟
در این بیت ساعد سیمین به شخص مخاطب سعدی اشاره دارد نه به “مَرد”
یعنی: مرد راضی است که چون گوی چوگان در پای تو بیاُفتد- که تو با آن ساعد سیمینت او را به چوگانت بزنی ( جان به فدای ساعد سیمین دست تو )

سپاس و درود و تشکر

صابر نوشته:

دوست عزیز آقای پارسا دقیقا این معنایی که شما نوشتی با ش در سیمینش درست میشه
ش معنی همان “او را” میده که شما فرمودید

کیانا نوشته:

لطفا معنی کامل این شعر رو بدین به من

کانال رسمی گنجور در تلگرام