گنجور

غزل ۵۶۸

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کس از این نمک ندارد که تو ای غلام داری

دل ریش عاشقان را نمکی تمام داری

نه من اوفتاده تنها به کمند آرزویت

همه کس سر تو دارد تو سر کدام داری

ملکا مها نگارا صنما بتا بهارا

متحیرم ندانم که تو خود چه نام داری

نظری به لشکری کن که هزار خون بریزی

به خلاف تیغ هندی که تو در نیام داری

صفت رخام دارد تن نرم نازنینت

دل سخت نیز با او نه کم از رخام داری

همه دیده‌ها به سویت نگران حسن رویت

منت آن کمینه مرغم که اسیر دام داری

چه مخالفت بدیدی که مخالطت بریدی

مگر آن که ما گداییم و تو احتشام داری

به جز این گنه ندانم که محب و مهربانم

به چه جرم دیگر از من سر انتقام داری

گله از تو حاش لله نکنند و خود نباشد

مگر از وفای عهدی که نه بر دوام داری

نظر از تو برنگیرم همه عمر تا بمیرم

که تو در دلم نشستی و سر مقام داری

سخن لطیف سعدی نه سخن که قند مصری

خجل است از این حلاوت که تو در کلام داری

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

زمانی نوشته:

روحت شاد
واقعا با این اشعار اشک به چشم ادم میاد

👆☹

7 نوشته:

نه من اوفتاده تنها به کمند آرزویت
همه کس سر تو دارد تو سر کدام داری
فکر کنم (دارند) به جای (دارد) به زبان سعدی نزدیکتر است.
نظر از تو برنگیرم همه عمر تا بمیرم
که تو در دلم نشستی و سر مقام داری
سر مقام داری:قصد داری جا خوش کنی

👆☹

7 نوشته:

نظری به لشکری کن که هزار خون بریزی
به خلاف تیغ هندی که تو در نیام داری
تو که بر خلاف تیغ هندی با یک نگاه میتوانی لشکری را هلاک کنی چرا یک نگاه به من نمی افکنی.تیغ هندی تا جایی که میدانم تیغی است که به برندگی شهره است و شمشیر بران و آبدیده باشد و شاید در اینجا منظور زبان تیز و تند و پرخاش معشوق یا غلام یا … باشد
خلاصه جرا با من خوش زبان و مهربان نیستی
من مطمئن نیستم این معنی درست باشد اگر کسی میداند بنویسد و حس میکنم اشکال دارد.

👆☹

امید نوشته:

در جواب دوست عزیز باید بگویم که از نظر من معنی چنین است:
بر خلاف آن که تیغ هندی تو در غلاف است و تیغ در غلاف آسیبی نمیرساند تو می توانی با نگاه خود لشکری را از بین ببری با اینکه تیغت در غلاف است

👆☹

فرخ نوشته:

@۷:
شمشیر هندی تو( که فولاد دمشقی ست=wootz steel) هم نمیتونه در یک لحظه دشمن رو قتل عام کنه. ولی بر عکس، تیغ نگاه تو می توانه در یک لحظه همه عشاق رو بکشه.

👆☹

نادر.. نوشته:

همه کس سر تو دارد، تو سر کدام داری؟…

👆☹

مصطفی نوشته:

این بیت رو هم دیدم، نمی‌دونم برای این شعر می‌تونه باشه یا نه:

چه خطا ز بنده دیدی که خلاف عهد کردی
مگر آن که ما ضعیفیم و تو دستگاه داری

👆☹

نیما سلیمان زاده نوشته:

این غزل را آقای بهرام باجلان در آلبوم «سروش بهار»، قطعه ی «ساز و آواز دلکش و عراق» در دستگاه ماهور با همراهی تار استاد هوشنگ ظریف اجرا کرده اند. این آواز حاوی ابیاتی از این غزل و غزل حافظ با مطلع “قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود/ ورنه هیچ از دل بی رحم تو تقصیر نبود” است.

آلبوم “سروش بهار” با آهنگسازی و سرپرستی مرحوم استاد فرامرز پایور و اجرای اساتید نام آشنای موسیقی ایران نظیر هوشنگ ظریف و محمد اسماعیلی صورت گرفته است.

👆☹

علیرضا نوشته:

تو اگر تیغ هندیت را هم ازغلاف بیرون بکشی نمی توانی دریک لحظه خون لشکری را بریزی ولی بیا و نگاه به لشکر عشاقت کن که بایک نظر هزار خون ریزی

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام