که دست تشنه میگیرد به آبی؟
خداوندان فضل، آخَر ثوابی
توقع دارم از شیرینزبانت
اگر تلخ است و گر شیرینجوابی
تو خود نایی و گر آیی بر من
بدان ماند که گنجی در خرابی
به چشمانت که گر زهرم فرستی
چنان نوشم که شیرینتر شرابی
اگر سروی به بالای تو باشد
نباشد بر سر سرو، آفتابی
پریروی از نظر غایب نگردد
اگر صد بار بربندد نقابی
بدان تا یک نفس رویت ببینم
شب و روز آرزومندم به خوابی
امیدم هست اگر عطشان نمیرد
که باز آید به جوی رفته آبی
هلاک خویشتن میخواهد آن مور
که خواهد پنجه کردن با عقابی
شبی دانم که در زندان هجران
سحرگاهم به گوش آید خطابی
که سعدی چون فراق ما کشیدی
نخواهی دید در دوزخ عذابی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز محبت و longing به معشوق میپردازد و از او خواهان پاسخ شیرین است. او تشنه وصال معشوق است و حتی تلخیهای پاسخ را هم تحمل میکند. تصاویر زیبایی از امید به بازگشت معشوق و انتظار برای دیدن او ارائه میدهد. شاعر همچنین به تأثیر محبت معشوق بر جان و دل خود اشاره میکند و با تمثیلهایی از طبیعت، عشق و فراق را بیان میکند. در انتها، او از معشوق میخواهد تا در غم فراقش، با او رحم کند و او را در عذابی نبیند.
چه کسی به دست نیازمند محبت مت جرعه آب مهربانی میبخشد خداوندان(مالکان )حُسن مگر فکر اندک ثوابی نیستید
از زبان شیرین تو انتظار دارم که اگر تلخ یا شیرین پاسخی بدهی.
هوش مصنوعی: تو خود مانند نای هستی و اگر به سوی من بیایی، مانند این است که گنجی در ویرانهای پیدا شده باشد.
به چشمانت سوگند میخورم که اگر زهر هم به من بدهی، جوری آنرامینوشم که گویی بهترین شرابست.
هوش مصنوعی: اگر در کنار تو درخت سرو بلندی وجود داشته باشد، هیچ نیازی نیست که بر سر آن سرو آفتابی بتابد.
اگرچه چهرهی زیبا ممکن است با پوشیدن نقاب پنهان شود، اما زیبایی و جذابیت آن از نظر دور نخواهد بود، حتی اگر بارها نقاب زده شود.
هوش مصنوعی: میدانم که فقط یک بار دیدار روی تو برایم کافیست، و شب و روز برای این دیدار آرزومندم حتی اگر این دیدار در خواب باشد.
هوش مصنوعی: امید دارم که اگر عطش او (عاشق یا معشوق) از بین نرود، بار دیگر آب گمشده به جوی برگردد.
هوش مصنوعی: مور شجاعی که قصد دارد با عقابی مبارزه کند، در واقع به نابودی خود نزدیک میشود، زیرا او به رغم کوچکیاش، توان مقابله با موجود بزرگ و قدرتمندی مثل عقاب را ندارد.
هوش مصنوعی: یک شب میدانم که در زندان جدایی، در سحرگاه، صدایی به گوشم خواهد رسید که حاکی از پیام یا نداست.
تصحیح AI: ای سعدی، حال که رنج جدایی ما را کشیدی، به عذابی در دوزخ دچار نخواهی شد. (AI: سعدی میگوید که اگر ما را ترک کنی و به جدایی تن دهی، به عذابی در دوزخ دچار نخواهی شد.)
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چنان بودهست و صفش چون سرابی
که نه امید ماند زو نه آبی
بلا بی دل خدایا دل بلا بی
گنه چشمان کر و دل مبتلا بی
اگر چشمان نکردی دیدهبانی
چه دانستی دلم خوبان کجا بی
سرخس از جور بیآبی و آبی
دریغا روی دارد در خرابی
ز بیآبی خلاصش دادی اما
خداوندا خلاصش ده ز آبی
فشاند از دیده باران سحابی
که طالع شد قمر در برج آبی
درآمد از در دل چون خرابی
ز می بر آتش جانم زد آبی
شرابم داد و گفتا نوش و خاموش
کزین خوشتر نخوردستی شرابی
چو جان نوشید جام جان فزایش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.