گنجور

غزل ۳۶۷

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم

تو به یک جرعه دیگر ببری از دستم

هر چه کوته نظرانند بر ایشان پیمای

که حریفان ز مل و من ز تأمل مستم

به حق مهر و وفایی که میان من و توست

که نه مهر از تو بریدم نه به کس پیوستم

پیش از آب و گل من در دل من مهر تو بود

با خود آوردم از آن جا نه به خود بربستم

من غلام توام از روی حقیقت لیکن

با وجودت نتوان گفت که من خود هستم

دائما عادت من گوشه نشستن بودی

تا تو برخاسته‌ای از طلبت ننشستم

تو ملولی و مرا طاقت تنهایی نیست

تو جفا کردی و من عهد وفا نشکستم

سعدیا با تو نگفتم که مرو در پی دل

نروم باز گر این بار که رفتم جستم

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای تازه » شمارهٔ ۱۲۵ » (همایون) (۰۴:۰۳ - ۰۵:۰۱) نوازندگان: جلیل شهناز (‎تار) خواننده آواز: شجریان، محمدرضا سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

صادق نوشته:

وزن صحیح این بیت به صورت «فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن» است که به اشتباه بخش اول آن در وزن درج شده، فعلاتن قید شده است.

👆☹

کسرا نوشته:

پیش از آب و گل من در دل من مهر تو بود
با خود آوردم از آن جا نه به خود بربستم…
چقدر زیبا و دلنواز…
حضرت سعدی ۱ بیت دیگر هم از شعری دیگری دارند که همین معنی رو میده تقریبا…
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی…
این ۲ بیت از شاهکارهای سعدی بزرگوار است… ۲ بیت هم معنی اما متفاوت…

👆☹

7 نوشته:

برای کسانی که به تفسیر علاقه دارند:
تفسیر این غزل از زبان غلامحسین ابراهیمی دینانی
https://www.youtube.com/watch?v=KNExsBXFQqY

👆☹

7 نوشته:

دینانی میگوید انسان تنها حیوانی است که چیزی دارد که دیگر حیوانات ندارند و آن عقل است.
من به استاد دینانی میگویم آن چیز عقل نیست بلکه انگشت شست(شصت-ابهام-نر) است زیرا حیوانات هم عقل دارند اگر نداشتند که حتی زنده نمی ماندند.
انگشت شست را از آدمی بگیری به همان سرعتی که به اینجا رسیده به جای نخستین برمیگردد.
باور ندارید انگشت شست خود را به هر شکلی که میدانید از کارکرد خود بیرون کنید ببینید آیا از پس کاری برمی آیید یا نه؟

👆☹

حسین، ۱ نوشته:

انسان تنها حیوانی است که چیزی دارد که دیگر حیوانات ندارند
و آن چیز ابداع است
نوآوری و آفرینش از مختصات لاینفک و انسان است و نا محدود
میمونها نیز انگشت شصت دارند و پایشان هم از انسان ها کارآمدتر است ولی نوآوریشان محدود است
با احترام به نظر دینانی

👆☹

حسین، ۱ نوشته:

نوآوری و آفرینش از مختصات لاینفک انسان است و نا محدود

👆☹

روفیا نوشته:

۷ گرامی
به نکته خوبی اشاره کردید. شصت دست انسان متمایز از سایر نخستیان و تکامل یافته تر است. در پایه آن مفصلی زینی وجود دارد ( saddle joint ) که اجازه حرکت به شصت دست کم در دو صفحه را می دهد.
شصت انسان نه تنها در امتداد صفحه کف دست حرکت می کند بلکه عمود بر این صفحه نیز از کف دست دور و به آن نزدیک می شود.
این ویژگی انسان را آماده کسب مهارت های دستی فراوان نموده است. ضمن اینکه مرکز فرماندهی آن در مغز را نیز بسیار وسعت داده است.
ایده ای نیز وجود دارد که می گوید نام این گونه جانوری ( man، human ) از واژه لاتین man به معنای دست آمده است.
manual یعنی دستی و manipulation یعنی دستکاری!

👆☹

روفیا نوشته:

ولی نمی توان سایر برتری های آدمی بر دیگر جانوران را نیز انکار کرد.

👆☹

7 نوشته:

واقعا همیشه برای من این موضوع جای پرسش داشته که اگر به فرض شست انسان را شامپانزه داشت و اصلا جای این دو از پیدایش آنها فرق میکرد امروزه کدام برتری داشت؟شست و در کل پنجه شامپانزه از آن انشان بود و برعکس آن
من میگویم شامپانزه در گنجور جایی مشغول نوشتن اینها بود

👆☹

نادر.. نوشته:

درود دوستان..
آشفته بازاریست این غزل..

👆☹

روفیا نوشته:

انسان حیوان ناطق
انسان حیوان خلاق
انسان حیوان ابزارساز
طی سالیان مغز میمون و بدنش به انسان تکامل یافته است. گمان نمی کنم کسی بداند کدام اول تکامل یافت، مغز یا دست؟
اصلا چرا و چگونه بعضی گونه ها این میان پدید آمدند؟ چرا بعضی گونه های بینابینی منقرض شدند و بعضی همان میمونی که بودند باقی ماندند؟ گونه های شبه انسان بتدریج طی هزاران یا میلیونها سال پدید آمدند یا طی یک یا چند فقره جهش ژنتیکی؟
یک نگاه به عکس هایی از دختران ناصرالدین شاه و سوگلی اش جیران نشان می دهد تکامل حتی طی یک قرن نیز آثار کاملا مشهودی بر جای می گذارد.
کمند خسرو صیدافکنان را
غزالی شوخ جیران نام باشد
ما که هر چه بیشتر غزال جستیم کمتر یافتیم!
در گذشته علم مکانیک را علم الحیل می خواندند. و ابزار یا وسیله یا device به نوعی حیله بود. حیله ای که بدان وسیله کارها آسانتر صورت می گرفت.

👆☹

امین نوشته:

گوش دادن به سخن دینانی آموزنده بود ولی همه جور مغلطه نموده
میگن آدمی اسم نادانی های خود را نسبت به یایر موجودات و عقل آنها غریزه میخونه.
موافقم بدون ۰۶ ما ۰ تشریف داشتیم

👆☹

ناصر نوشته:

این راه ترکستان عجب بیراهه ایست.
با حسین موافقم ، حیوانات خلاقیت ندارند .
دست و پا آنقدر ها هم در خلاقیت و نو آوری تأثیر ندارند .مغز کار خودش را می کند.

👆☹

گمنام نوشته:

شست آن روز شصت شدن آغازید که نیاکان از درخت فرود آمدند، دل به دریازده سر به صحرا نهادند.
ور نه امروز می بایست چون عموزادگان به جوریدن شپشهای یکدیگر سر گرم می کردیم.

👆☹

سعید نوشته:

جناب دکتر پس چرا بیت یکی مونده به آخر رو تفسیر نکردی؟

👆☹

7 نوشته:

دوستان در زمان قاجار سوگلی های سلطان و در بالای همه انیس الدوله برای خود سبیل میکشیدند و خود را به شکل دیگر درمی آوردند.
شاید نقشه شاه شاهان ناصر خان بوده یا هر چیز دیگر که بر ما پوشیده است.

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/5/50/Anis-aldole1.jpg
هشدار:
بیماران قلبی فکر نگاه کردن به انیس بانو را از سر برون کنند.

👆☹

روفیا نوشته:

آخر مشکل فقط سبیل که نبود.
ژست، تناسب اندام، چهره، کل ترکیب!
خدایا پناه می برم به تو از بدگویی پشت سر اموات!

👆☹

حسین، ۱ نوشته:

علف باید به دهان بزی شیرین بیاید
که گویا چنین بوده

👆☹

گمنام نوشته:

دوست جان
دست از بدگویی پشت سر مردگان بردارید،
به خود پناه ببرید و به یاد بدارید:
دسته ای سبزه بر سر آب بقا نه تنها ناگزیر که هم بسیار زیباست!!.

👆☹

ایرانی نوشته:

دوستان گرامی بجای اینکه در مورد غزل شیرین سعدی حاشیه بنویسند یه سری چیزهایی نوشتند که اصلا ربطی به موضوع این غزل زیبا نداره. آخه من نمیدونم قاجار و میمون و شامپانزه و بز و انگشت شست چه ربطی به این غزل سعدی داره؟؟؟

👆☹

محمد سنایی نوشته:

انگشت شصت
بسیار مبحث بی مورد و مفرحی بود
این نصیحت من به شما دوستداران ادب فارسی
اگر اشعار مولوی حافظ و سعدی یا عطار را میخوانید
حتما قبل از ان اشنایی هرچند متخصر با تصوف و عرفان داشته
و با دیدگاه ماتریالیستی این اشعار را فهم و نقد نکنید
که هیچ چیز غیر از پوچی درونتان از برون عاید نمی شود.

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام