زینهار از دهان خندانش
و آتش لعل و آب دندانش
مگر آن دایه کاین صنم پرورد
شهد بودهست شیر پستانش
باغبان گر ببیند این رفتار
سرو بیرون کند ز بستانش
ور چنین حور در بهشت آید
همه خادم شوند غلمانش
چاهی اندر ره مسلمانان
نیست الا چه زنخدانش
چند خواهی چو من بر این لب چاه
متعطش بر آب حیوانش؟
شاید این روی اگر سبیل کند
بر تماشاکنان حیرانش
ساربانا جمال کعبه کجاست؟
که بمردیم در بیابانش
بس که در خاک میطپند چو گوی
از خم زلف همچو چوگانش
لاجرم عقل منهزم شد و صبر
که نبودند مرد میدانش
ما دگر بی تو صبر نتوانیم
که همین بود حد امکانش
از ملامت چه غم خورد سعدی
مرده از نیشتر مترسانش


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: سعدی در این غزل به زیبایی و جذابیت یار خود اشاره میکند و از خندههای او و لبهایش به عنوان آتش و آب یاد میکند. او میگوید که زیبایی این معشوق، حتی باغبان را به وحشت میاندازد و معصومترین موجودات را نیز به خدمتگزاری ایشان میکشاند. شاعر با بیان حس تشنگی خود بر آب معشوق و گمشدن در جذابیتهای او، به حالتی از شیدایی و گرفتار شدن در عشق میرسد. در انتها، او از ناتوانی در تحمل دوری از معشوق سخن میگوید و از ملامتهای دنیا نمیهراسد، زیرا عشق او فراتر از تمامی مشکلات و دردهاست.
هوش مصنوعی: باید از لبخند زیبا و فریبندهاش و همچنین از لبان سرخ و پرجذبهاش برحذر بود.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که این معشوقه همچون نوزادی است که از شیر دایهای شیرینزبان و ملایم تغذیه میکند. احتمالاً دایهای که این صنم را تربیت کرده، از شیر شیرینی برخوردار بوده است.
AI: اگر باغبان رفتار سرو را ببیند، او را از باغش خارج خواهد کرد. (تصحیح AI: اگر باغبان رفتار او را ببیند، سرو را از باغش خارج خواهد کرد.)
هوش مصنوعی: اگر چنین حوری بهشت وارد شود، همه جوانان خدمتگزار او خواهند شد.
هوش مصنوعی: چاهی در راه مسلمانان وجود ندارد مگر آنکه زنخدان او (یعنی شخصی که در آن چاه است) خوشخط و خوشچهره باشد.
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی مانند من در کنار این چاه تشنه بمانی و برای آب حیاتش آتش حسرت بخوری؟
هوش مصنوعی: اگر این چهره، سبیل (صدای دلنشین) کند، شاید تماشاگران حیرتزده را به خود جذب کند.
هوش مصنوعی: خداوندگار به زیبایی کعبه اشاره میکند و میپرسد که آن زیبایی کجاست، زیرا ما در بیابان عشق به آن زیبایی جان دادهایم و در جستجوی آن هستیم.
هوش مصنوعی: چون زلف محبوب به زمین افتاده و سرگردان میچرخند، مانند گلِ له شده در خاک، همه در بیتابی و شوق او به تپش درآمدهاند.
هوش مصنوعی: به همین خاطر، عقل شکست خورده است و صبر از میدان خارج شده، چون این دو در برابر عشق تو ناتوان هستند.
هوش مصنوعی: ما دیگر بدون تو نمیتوانیم صبر کنیم، زیرا تحمل ما به انتها رسیده است.
هوش مصنوعی: سعدی میگوید چه غم و اندوهی از انتقاد و سرزنش دیگران باید خورد، در حالی که او مردهای بیش نیست و نباید از تیر زبانی که به او زده میشود، ترسید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
همین شعر » بیت ۹
بس که در خاک میطپند چو گوی
از خم زلف همچو چوگانش
در خم زلف همچو چوگانش
فلک و هر چه در فلک گوییست
غیرت حق گرفت دامانش
ریسمان شد زه گریبانش
کی رها می کنند خصمانش
که وزد باد بر گریبانش
آنچنان کن ز دیو پنهانش
که نبیند مگر سلیمانش
هر که هست التفات بر جانش
گو مزن لاف مهر جانانش
درد من بر من از طبیب من است
از که جویم دوا و درمانش
آن که سر در کمند وی دارد
[...]
دشمن آدم است بچگانش
کو کسی کو نشد پریانش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.